فرهنگی

آبادان داغدار

رحمان – ا

کارون،

عزا دار است

دریا،

ناخن بر رخسار می­کشد

و من،

برای آبادانِ داغدار گریستم.

 

رج می زنم

زخم­هایم را

بیشمار است، تمام نمی شود

هر چی جمع می­کنند

باز هم جمع می­شوم

با حنجره­های داغدار

همه را صدا می­زنم

‏کسی بر نمی­گردد

سیاهپوش می­روند

نعشم را از زمین

خودم بر شانه گرفتم

و به راه افتادم

کارون،

عزا دار است

دریا،

ناخن بر رخسار می­کشد

و من،

برای آبادانِ داغدار گریستم.

رحمان – ا

۰۷/۰۳ / ۱۴۰۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا