زنان

گذر از مطالبات سازمان یافته به مطالبات فردی

آگاهی از تجربه‌های دیگران، به زنان می‌فهماند که مسائل آنان نه مسئله‌ای فردی بلکه ساختاری است که بر زندگی آنان از پوشش تا ازدواج و فرزندآوری و همچنین حضور در عرصه عمومی و اشتغال و گذران اوقات فراغت تاثیر می‌گذارد.

دکتر شهلا اعزازی- گروه مطالعات زنان

جنبش زنان ایران حدود ۱۲۰ سال پیش، از دوران مشروطه آغاز شد. پیشگامان این جنبش زنانی از طبقه­‌ی اشراف و بالای جامعه بودند که چه به صورت فردی و چه در انجمن­‌های مستقلی که تاسیس کرده بودند، مطالباتی چون حق آموزش دختران و حق مشارکت در عرصه‌­ی اجتماعی را پیگیری می­کردند.

در دوران پهلوی همگام با پروژه مدرنیزاسیون -گذشته از حزب توده که دارای بخش زنان بود-انجمن‌‌های مستقل زنان تعطیل شد، در عوض کانون­‌هایی تحت نظارت دولت شروع به فعالیت کردند. فعالان این کانون‌­ها نیز همان زنان تحصیلکرده‌­ای بودند که به طبقات بالا‌ی جامعه تعلق داشتند. در ابتدا بیشتر اقدامات آنها فعالیت­‌های خیریه‌ای بود. اما بعد‌ها هدف توانمند‌سازی ‌زنان از طریق آموزش‌ و حرفه­ آموزی اولویت یافت و این اهداف در سازمان زنان که برای این منظور تشکیل شد پیگیری می‌شد. گذشته از آن تغییراتی نیز در قوانین (قانون حمایت خانواده وهمچنین حق رای زنان ) در این دوران بوجود آمد که تاثیر زیادی بر جایگاه زنان داشت.

در سال های بعد از انقلاب و جنگ زنان در تجمعات کوچک وخانگی یا محفلی گرد آمده، در مورد مسایل مختلف زنان بحث و گفت وگو می‌کردند و مناسبت‌های مختلف را جشن می‌گرفتند. هدف از این تجمعات ارتقای اگاهی تاریخی و حقوقی زنان بود. اوایل دهه هفتاد شمسی تحت تاثیر اجلاس پکن که بر برابری تاکید داشت، گشایشی هر چند محدود در جامعه بوجود آمد وسازمان‌های غیردولتی جهت رفع نابرابری‌ها وتوانمندی زنان تاسیس شدند. سازمان‌های غیردولتی زنان گذشته از آگاهی‌بخشی و تاکید بر مشکلات زنان، مطالبات مشخصی در راستای رفع نابرابری طرح کردند. کارگاه‌های مختلف آموزشی برای آموزش زنان برگزارشد. ارتباط میان گروه‌های زنان با دیدگاه‌های متفاوت امکان پذیر شد و میان آنان همبستگی بوجود امد. چندین کارزار نیز در این دوران شکل گرفت، که البته با هزینه‌های زیاد روبه رو شدند. این دوره کوتاه با تعطیلی سازمان‎‌های غیردولتی و خروج اجباری برخی از فعالان حقوق زنان پایان گرفت. گروه‌های باقی مانده نیز تحت نظارت به سختی قادر به فعالیت بودند.

افزایش محدودیت‌ها و تشدید مشکلات همراه با تاکید و تبلیغات گسترده بر برخی سنت‌های نامناسب (زن ستیز)  به مقاومت فردی زنان انجامید. تعداد بیشمار زنان با مقاومت‌های فردی شکلی جمعی به این مقاومت بخشیدند و آن را به بخشی از مطالبات جامعه تبدیل کردند. هر کس بنا بردلایل فردی و اجتماعی، با توجه به تجربه زیسته شخصی خود و آشنایان و نزدیکانش، سبک زندگی خود را شکل داد و با بکارگیری سایر امکانات در دسترس، محدودیت‌های موجود را کنار زد؛ به عنوان مثال، اگر قوانین تبعیض‌آمیز مانع استخدام رسمی می‌شود، آنان به مشاغل غیر رسمی رو می‌آورند، اگر با قوانین خانواده مشکل دارند یا ازدواج را به تاخیر می‌اندازند یا راه حل‌های دیگری برمی‌گزینند و اگر با هویت تعریف شده رسمی مخالف هستند، تلاش می‌کنند تا هویت و سبک زندگی از آن خود را کسب کنند.

این مقاومت‌ها در شکل‌دهی به زندگی زنان، آن گونه که تمایل دارند در همه‌ی ساحت‌های زندگی آنان قابل مشاهده است. چه در فضای عمومی و چه در فضای مجازی. در دهه گذشته، تکنولوژی امکان ارتباط میان زنان را فراهم کرده و موجب افزایش آگاهی و اعتماد به نفس آنان شده است. از سوی دیگر زنان با بیان و اشتراک نظرات وتجارب خوددر فضای مجازی برای دیگران، بر ضرورت عمل هر چند فردی برای رهایی از مشکلات‌شان تاکید می‌کنند. آگاهی از تجربه‌های دیگران، به زنان می‌فهماند که مسائل آنان نه مسئله‌ای فردی بلکه ساختاری است که بر زندگی آنان از پوشش تا ازدواج و فرزندآوری و همچنین حضور در عرصه عمومی و اشتغال و گذران اوقات فراغت تاثیر می‌گذارد. هر فردی در برابر هجوم مشکلات راه حلی شخصی پیدا می‌کند و چون مشکلات بسیار گسترده و در برگیرنده جنبه‌های مختلف زندگی است، مقاومت‌های فردی هم در شکلی فراگیر ظاهر می‌شود وفقط نمایشگر مخالفت زنان با موانع و محدودیت‌ها نبوده، بلکه تلاش برای تغییر را نشان می‌دهد.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا