جوانان

فرار شتابناک مغزها

رژیم قرون‌وسطایی ولایی به‌علت تحمیل سیاست‌های ویرانگرانه و ضد ملی چنان شرایطی بر میهن‌مان حاکم کرده است که بسیاری از هم‌وطنان ما به‌علت دست نیافتن به حقوق انسانی‌شان در جامعه و برخوردار نبودن از امکان‌های لازم برای کسب منزلتی درخور انسان و شأن انسانی و کاهش امید به زندگی و آیندهٔ خود و فرزندان‌شان، تن به مهاجرت می‌دهند….

خبر آنلاین: “مهاجرت از کشور دیگر یک استثنا نیست، در میان همه گروه‌های جامعه به‌قدری پر تکرار شده که کم‌کم به یک امر عادی تبدیل می‌شود. شاخص «تصمیم به مهاجرت» وضعیت افرادی را نشان می‌دهد که با یک تصمیم جدی برای مهاجرت از کشور برنامه‌ریزی و اقدام عملی کرده‌اند. البته این شاخص همانند شاخص میل به مهاجرت ممکن است به مهاجرت واقعی منجر نشود. با این وجود رصدخانه مهاجرت ایران این شاخص را در سه گروه بررسی کرده است.
نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهد، ۵۰ درصد از فعالین حوزه استارتاپ، ۴۰ درصد از پزشکان، پرستاران، محققان و اساتید دانشگاهی و ۴۴ درصد از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها تصمیم به مهاجرت دارند.اما پرسش بعدی این‌جاست که این گروه‌ها قصد دارند از کدام کانال برای مهاجرت استفاده کنند؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد. اکثر دانشجویان قصد دارند از کانال مهاجرت تحصیلی استفاده کنند که چندان هم دور از انتظار نیست، اما اکثر اساتید، محققان و همچنین پزشکان قصد دارند از کانال مهاجرت کاری استفاده کنند، در این میان اکثر استارتاپی‌ها هم از کانال‌های کارآفرینی تصمیم به مهاجرت دارند.
یکی از پرسش‌هایی که همواره بر سر راه مهاجران قرار دارد، میل بازگشت آن‌ها به کشور بعد از مهاجرت است. این شاخص در بررسی‌های رصدخانه مهاجرت ایران نشان می‌دهد ۵۵ درصد فعالین حوزه استارتاپ‌ها معتقدند بعد از مهاجرت قطعاً به کشور برنمی‌گردند، ۳۷ درصد دانشجویان و فارغ‌تاتحصیلان دانشگاهی در کنار ۳۳ درصد پزشکان و پرستاران هم با پاسخی مشابه احتمال بازگشت به کشور را صفر می‌دانند، با این وجود ۳۹ درصد پزشکان و پرستاران و همچنین ۳۰ درصد دانشجویان شرکت کننده در این پژوهش معتقدند بازگشت آن‌ها به کشور بعد از مهاجرت، بستگی به شرایط آتی ایران دارد.”
اکثر تحقیقاتی که در زمینه عوامل مهاجرت نخبگان در کشورهای درحال ‌توسعه انجام شده‌اند حکایت از آن دارند که دانشجویان و افراد متخصص هرچه از شرایط و آینده خود رضایت بیشتری داشته باشند، احتمال اینکه تن به مهاجرت بدهند بسیار کم‌تر می‌شود. بدیهی است که روبنای واپس‌ماندهٔ رژیم “ولایت فقیه ” با پیشرفت‌های علمی، فنی، فرهنگی، و اجتماعی و درنتیجه با ضرورت‌هایی که امروز در جهان و همچنین در کشورمان در زمینۀ تأمین نیروهای متخصص در رشته‌های گوناگون نیارمندند در تضاد و تناقض قرار دارد. رژیم و سران جمهوری اسلامی از بدو استقرار آن با طرح شعار تقدم تعهد بر تخصص، دشمنی کین‌توزانه‌شان را با علم و دانش و تحصیل‌کرده‌های دگراندیش ابراز داشته‌اند. آشکار است که برای رژیم اصل و بنیاد اندیشه و عمل، “اسلام فقاهتی” است نه رعایت حقوق شهروندی! عملکردهای ناشی از طرز تفکر روحانیت قشری و واپس‌نگر از سوی مجریان آن‌ها و برخوردهای غیرمسئولانه شان در امور مختلف کشورداری، چنان ضربه‌هایی سهمگین بر ارکان جامعه وارد آورده است که حتی درصورت تغییر و جایگزینی رژیم نیز زدودن آثار مخرب آن مستلزم زمان و تلاش بسیار است. چهاردهه سیطره ایدئولوژی ارتجاعی “فقه سنتی” و تأثیر آن بر پدیدۀ مهاجرت وسیع دانش‌آموختگان و دانشمندان چنان وسیع و گسترده است که به‌حق آن را “فرار مغزها” می‌نامند. فرار مغزها از میهن‌مان هرسال شدت بیشتری به‌خود می‌گیرد. فرار تحصیل‌کردگان و متخصصان، آینده کشور را به‌لحاظ نیروی کار مفید، سازنده، و متخصص هر چه بیشتر ضعیف کرده و خلئی دهشتناک را در جامعه موجب ‌گردیده که عوارض منفی آن تا چندین نسل بعد گریبانگیر مردم کشورمان خواهد بود. واقعیت امر آن است که، تا قبل از انقلاب، عمدتاً رهبران و مسئولان حزب‌های سیاسی و به‌ویژۀ آنانی که از سوی دستگاه‌های امنیتی رژیم ستم‌شاهی تحت تعقیب قرار می‌گرفتند به‌ناگزیر از میهن جلای وطن می‌کردند. مهاجرت در بیشتر موارد آگاهانه از سوی یک سازمان یا حزب انقلابی به‌منظور حفظ کادرهایش یا به‌خاطر انتقال مرکز بخشی از فعالیت‌های انقلابی‌اش به‌دور از دسترس پلیس حکومتی، انجام می‌گرفت. اما امروز فرار مغزها از کشور تنها مهاجرت سیاسی و افراد انقلابی را در بر نمی‌گیرد. سنگین‌تر شدن جو اختناق، بیکاری وسیع، گستردگی ناهنجاری‌های اجتماعی، فساد ساختاری و نهادینه‌شده در دستگاه‌های امنیتی و انتظامی متشکل از دارودسته‌های انگلی و آدمکش زیر نظر “ولی‌ فقیه” که هیچ نوع اعتراض به‌حقی را برنمی‌تابند و با بی‌رحمی سرکوب می‌کنند ازجمله زمینه‌هایی‌اند که دامنه‌دار شدن فرار مغزها را موجب گردیده‌اند.
رژیم ولایی تنها به فرار دادن نخبگان علمی اکتفا نمی‌کند. وادار کردن فعالان مدنی و سیاسی به مهاجرت اجباری برنامه‌ای سیستماتیک است که از طرف نظام حاکم بر ایران اجرا می‌شود.
رژیم جمهوری اسلامی درصدد است تا امور اجرایی میهن ما را افراد حلقه به‌گوش و فرمانبردار در دست بگیرند و کسی را توان اعتراض به‌غارت و چپاول، و جنایت نباشد. تنها راه جلوگیری از سیاست ایران بربادده، حذف رژیم ولایت فقیه است و این امر میسر نمی‌شود مگر با همکاری همه نیروهای ملی و دمکراتیک در ایجاد جبهه مردمی با حضور گسترده‌ترین قشرهای مردمی علیه حکومت ظلم و جور ولایی!

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا