دیدگاه‌ها

گزارشی از تظاهرات بازنشستگان در تهران

ناصر آقاجری

گروه کماندوها با آن هیکل های درشت به جمع حمله کرد، جمع را شکافتند و آن چند نفری را که جناب لباس شخصی گزارش داده بود دستگیر کردند. هر چند نفر یک پیر بازنشسته را با خود می بردند یکی از بازنشسته ها با اعتراض گفت: برای بردن یک پیرِ بازنشسته چند کماندو ضرورت دارد؟

اعلام خبرروز تظاهرات در فضای مجازی باعث تدارکات بزرگ پلیس برای پیش گیری از تجمع می شود و در عمل بنا بر خواست حاکمیت چنین امکانی را در پایتخت در دوره این دولت با مناسبات اقتصادی نولیبرال بدتر از دولت های پیشین به کلی از میان برده اند، باید راه دیگری یافت.

حاکمیت دیگر قصد ندارد با نرمش، مناسبات تعدیل ساختاری و خصوص سازی ” عمو سام” را در ایران کاربردی کند. دیگر واقعیت طی این چند دهه به کلی علنی شده است وبا جراحی اقتصادی یعنی ریاضت اقتصادی شدیدتر برای تولید کنندگان نعمات مادی (کارگران)، بازنشستگان، فرهنگیان، پرستاران و هرآن کس که با کار جامعه را بر پا نگه داشته است، غیر ممکن کنند. هرچه بیشتر امکان زندگی کردن را برای نیروی کار و بازنشستگان آن، با گرانی های تصاعدی و بازی با ارزش پول ملی کشور و بی ارزش کردن آن سخت تر و محدودتر کنند. از این رو از صد متر غرب وزارت کار و تامین اجتماعی و صدمتر شرق این بنیاد های ضد کارگری در هر دو طرف بزرگ راه “آزادی” که می باید آن را بزرگ راه ” اختناق” خواند. هرچند متر تعدادی پلیس جلیقه زرد مسلح به چماق های سرکوب و برخی کلت و کمر بندی که تجهیزات دیگر را روی آن قرار داده بودند بسیج شده بودند. درجه داران و افسران همه به سلاح گرم و سرد تجهیز کامل شده بودند، تنها تعداد کمی از پلیس های جوان جلیقه زرد که به احتمال زیاد بسیجی یا تازه استخدام شده بودند، تنها به چماق های پلاستیکی فشرده مجهز بودند، در این فاصله در دوطرف بزرگ راه هیچ کس حق توقف نداشت زیرا ون‌های بی شمار آماده سوار کردن کسانی بودند که نمی خواستند دستور پلیس را رعایت کنند و تعداد زیادی از باز نشستگان را بدین گونه دستگیر و با خود بردند. تعداد بازنشستگان نسبت به همیشه، بسیار زیادتر بود. به دلیل بازداشت و دستگیر شدن مجبور بودند مانند رودخانه ای در دوطرف بزرگ راه درحرکت مدام باشند. در انتهای بسیج پلیس ها در چهار طرف نیروهای پلیس، تجمع های چند ده نفری ایستاده بودند که مرتب بزرگ تر می شدند و به همین دلیل به تناوب مورد حمله پلیس قرار می گرفتند. علاوه بر این پلیس ها، پلیس های جلیقه سبز با تجهیزات سرد و گرم کامل آماده حمله برای دستگیری بودند و علاوه بر این دو گروه یک گروه کماندویی با هیکل های درشت و بسیار ورزیده با سرعت زیاد خود را به نقاطی که لباس شخصی ها گزارش شلوغی می دادند حمله می کردند و برای بردن یک نفر هفت یا هشت کماندو هجوم می آوردند و دستگیر می کردند. ما در شرقی ترین سمت وزارت کار و تامین اجتماعی تجمع کرده بودیم که متوجه شدم فردی که سن و سالش به بازنشسته نمی خورد با ریشی بسیجی گونه وبه گونه شرعی آرایش شده با فاصله کمی از باز نشستگان روی افرادی که با هیجان گفتگو می کنند متمرکز می شود ولی بر خلاف دفعات پیش، بیسیم از زیر پیراهنی که روی شلوار انداخته  بود خارج نمی کند که گزارش بدهد. تجهیزات آن ها مدرن تر شده اند و به همین علت به زودی شناخته نمی شوند. جمع تصمیم گرفت به حرکت در بیاید کسی از بازنشستگان گفت: بهتر است به سوی خانه ی کارگر برویم و با چند و چون کردن چند نفری را برای این حرکت قانع کرد وبرای حرکت با صدای بلند صلوات فرستاد تا همه او را همراهی کنند که برخی از بازنشستگان با توهین واعتراض گفتند: چرا صلوات؟ با همین صلوات ها ما را به این روز انداخته اند. با این اعتراض ها که تعداد آن زیاد بود و برخی با توهین همراه شده بود، که شایسته نبود. آن چند نفری هم که قصد همراهی داشتند، ایستادند و جمع متفرق نشد و تعداد بیشتری به آن پیوست. آن فرد بازنشسته منزوی شد. هنوز از این فضای اعتراض خارج نشده بودیم که گروه کماندوها با آن هیکل های درشت به جمع حمله کرد، جمع را شکافتند و آن چند نفری را که جناب لباس شخصی گزارش داده بود دستگیر کردند. هر چند نفر یک پیر بازنشسته را با خود می بردند یکی از بازنشسته ها با اعتراض گفت: برای بردن یک پیرِ بازنشسته چند کماندو ضرورت دارد؟ کماندوی فرمانده در پاسخ گفت: شما بازنشسته ها از هر کماندویی کماندوتر هستید و او را به سوی ون بردند. حق با کاندوی فرمانده بود، آن ها به خوبی می دانستند همین پیرهای امروزی بودند که چهار دهه ی پیش بزرگ ترین پلیس خاورمیانه آمریکا را، با پلیس شخصی هایش ( ساواکی ) ها را که پس از سیا و موساد بزرگ ترین و مهم ترین سرکوب گر امنیتی بودند، در هم کوبیدند و امروز باز به میدان برگشته اند و برغم بیماری های پس از سی سال کار و تولید مانند  قند، کبد چرب، پوکی استخوان، و بیماری های قلبی، پروستات و . . . به خیابان آمده اند تا قانون را در کشور کاربردی کنند و مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی آمریکایی را نفی کنند. جمع با حمله پراکنده شد و عده ای دستگیر شدند ولی در آن سوی بزرگ راه دوباره تجمع شکل گرفت و به جمع دیگر بازنشستگان پیوستند.

ولی برخلاف گذشته تا زمانی که پروستات مرا به تنگ نای نینداخته بود من شاهد هیچ شعاری نبودم . شاید پس از دیدن این تجهزات و سلاح های گرم و سرد و داشتن پلیس های سبز پوش مجهز به کلانشیکف که برای اولین بار بر سر چهار راه قرار داده بودند می خواستند نشان بدهند که علاوه بر آتش به اختیارها از این به بعد انگشت به ماشه ها هم آمده اند تا روزگار هر معترضی را سیاه کنند و به جای شلیک تک تیر انداز با رگبار قصد درو کردن را دارند. اداره کنندگان این حاکمیت فراموش کرده اند که این شیوه سرکوب برای ملت قانون طلب ایران تازگی ندارد. زمانی پدر خوانده این نظام، شاه هم چنین دستوراتی را و چنین پلیس هایی را تربیت کرده بود. لباس شخصی های آن نظام یا همان ساواکی ها مانند شکار چی ها در خیابان های تبریز،تهران ، شیراز، اهواز و . . . انگشت به ماشه جنایت کردند و ارتش آمریکایی با آتش به اختیار به قتل عام مردم تبریز برای سرکوب دموکرات ها آذری و کرد در دهه ی ۲۰ – ۳۰ از هیچ جنایتی خود داری نکردند. نیروهای سرکوب گر آن نظام هم، علاوه بر یک دست اسلحه گرم در دست دیگر قمه به دست مردم را تکه تکه می کردند و در چهارشنبه خونین خوزستان در اهواز در روزهای پیش از انقلاب مردمی ۲۲ بهمن، ارتشی های آمریکایی بر روی تانک به خیابان های اهواز ریختند و به شلیک مستقیم می کشتند و درجه داران لباس های بالا تنه را بیرون آورده بودند و قمه به دست و در دست دیکر کلت به دست، مردم را به خون کشیدند وبا تانک ماشین ها را در خیابان های اهواز زیر می گرفتند. مردم مبارز همه ی این تجربه های دردناک را از سر گذرانده اند ولی این شما هستید که نمی خواهید از تاریخ درس بگیرید. تداوم این روند علاوه بر شما باورتان را هم مانند باور کاتولیک ها که به واتیکان محدود شدند، محدود خواهند کرد. ولی با اطمینان می توان مدعی شد برای شما جایی مانند واتیکان وجود نخواهد داشت.

تعداد افراد باز نشسته بسیار زیاد بود و مانند رودخانه در دو سوی بزرگ راه، خود را به رخ پلیس می کشاند. لعنت بر پروستات.

ناصر آقاجری

۲۵ تیرماه ۱۴۰۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا