جوانان

فاجعهٔ اعتیاد به مواد مخدر، خطری است جدی!

صدها مردی که معتاد به هروئین، تریاک و شیشه هستند بر فراز تپه‌ای در کابل پایتخت افغانستان در چادرها یا روی خاک دراز کشیده‌اند. برخی از آن‌ها که دچار سو مصرف در مواد مخدر هستند بی سر و صدا به سمت مرگ گام بر می‌دارند….

اعتیاد به مواد مخدر در افغانستان که زمانی به‌عنوان بزرگترین تولیدکننده تریاک و هروئین شناخته می‌شد و هم اکنون تولیدکننده شیشه است مشکلی دیرینه محسوب می‌شود. استفاده از مواد مخدر به دلیل فقر و دهه‌ها جنگ بیشتر شده است.

مصرف‌کنندگان مواد مخدر را می‌توان در اطراف کابل در پارک‌ها، مجرای فاضلاب، زیر پل‌ها و فضاهای باز مشاهده کرد.

طالبان از زمان روی کار آمدن در ماه اوت سال گذشته کارزاری تهاجمی را برای از بین بردن کشت خشخاش و مقابله با معتادان راه اندازی کرده‌اند. آن‌ها مصرف کنندگان مواد مخدر را مجبور می‌کنند به کمپ‌های ترک بروند. نیروهای طالبان در اوایل تابستان امسال به دو منطقه‌ای که مصرف‌کنندگان مواد مخدر بیشتر تردد داشتند حمله بردند. آن‌ها گفتند که حدود ۱۵۰۰ نفر را جمع‌آوری و به مرکز ترک اعتیاد «ابن سینا» منتقل کرده‌اند.

این مرکز از بزرگترین کمپ‌های درمانی و ترک اعتیاد در اطراف کابل است. در این کمپ معتادان به مدت ۴۵ روز نگهداری می‌شوند و هیچ دارویی دریافت نمی‌کنند. این کمپ به سختی می‌تواند هزینه خورد و خوراک افرادی را که در آن نگهداری می‌شوند پرداخت کند.

اما به نظر می‌رسد چنین کمپ‌هایی برای درمان اعتیاد کمک چندانی نمی‌کند چرا که یک هفته پس از جمع‌آوری معتادان بار دیگر آن دو مکان پر از مصرف کنندگان مواد مخدر شد.
فاجعهٔ اعتیاد به مواد مخدر، خطری جدی برای کودکان و جوانان کشور ما ایران است!
معضل اعتیاد به مواد مخدر یکی از مشکلات جدی در کشور ما و به‌ویژه نسل جوان است که بنا بر آمار خود رژیم، تعداد افراد معتاد روندی افزایشی داشته است، هم‌زمان با آن ولی سن اعتیاد کاهش یافته و کودکان و جوانان بیش‌تر از گذشته به اعتیاد کشانده شده‌اند. در همین مورد اسکندر مؤمنی، دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر، در مصاحبه با “اقتصاد آنلاین”، ۱۰ تیرماه ۱۴۰۰، گفت: “۳.۵ دهم جمعیت فعال ایران اعتیاد دارند” و اضافه کرد که “میانگین سن اعتیاد در کشورمان حدود ۲۴ سال و چند ماه است… مفهوم سن اعتیاد، میانگین مجموع معتادان است و ممکن است افرادی در سن پایین‌تر آغاز کرده باشند.

این واقعیت تلخ و فاجعه‌بار زندگی مردم کشورمان در حاکمیت رژیم ولایت فقیه است. شرایطی که امید و آرزوها بی‌معنا و آینده نامعلوم و تاریک است. در این میان جوانان و دانشجویان هرروز بیش از گذشته امیدشان را برای دست‌یابی به آرزوهای‌شان یا داشتن زندگی‌ای انسانی از دست می‌دهند. جوانان ما در چند دهه اخیر بیش‌ از گذشته از دسترسی به نیازهایی اساسی همچون داشتن کار، امکانات ورزشی و تفریحی، داشتن روابط اجتماعی‌ای آزادانه (به‌ویژه دختران)، امکان تشکیل خانواده، و بهره‌مندی از حداقل‌های زندگی محروم بوده‌اند. دانشجویان و جویندگان آگاهی و علم نیز به‌دلیل فقر آموزشی توأم با آموزش خرافه‌های واپس‌مانده که در تضاد با علوم‌اند، از منابعی به‌منظور یادگیری شیوه‌های درست‌اندیشی و حقیقت‌پژوهشی محروم شده‌اند که در کنار فقر اقتصادی‌ای که گریبانگیر بسیاری از دانشجویان است و در مواردی بسیار آنان حتی از دسترسی به خوراک کافی ناتوانند، زمینه‌های ناامیدی، پوچی‌گرایی، و ناخرسندی را در روان‌شان به‌وجود می‌آورد و برای به‌فراموشی سپردن وضعیت بدشان به داروهای روان‌گردان روی می‌آورند که در شرایط حاکمیت کنونی دسترسی به آن‌ها سهل‌تر از دسترسی به غذا و دیگر نیازهای حیاتی‌شان است.

در کشور ما اکثر کودکان و جوانان از شیوه‌های صحیح و علمی آموزشی و پرورشی محروم‌اند. در مجموع تربیت و رشد روحی کودکان یا دیمی است یا با شیوه‌ای به‌غایت غلط، آغشته به خرافات و غیرعلمی و هدایت شده از سوی حاکمیت است. به‌یقین ادامهٔ حکومت استبدادی و ارتجاع نقشی جدی و تعیین کننده در ادامه این شیوه از آموزش‌وپرورش دارند. شیوه‌های غلط تربیتی سبب پس‌زدگی عواطف، بروز عقده‌های ناسالم روحی، احساس خواری، عصبانیت شدید، اندوه و بی‌نشاطی می‌شوند که این پیامدها خود ناهنجاری‌هایی را در جامعه به‌همراه آورده و همچنان خواهد آورد.

برای تغییر در چنین سیستم ناکارآمدی به انقلابی اجتماعی در سیستم آموزش‌وپرورش ایران نیاز است تا بتوان گام‌هایی جدی در راه پرورش سالم نسل‌های آینده برداشت. بدین منظور و در شرایط کنونی اولین گام، کنار زدن “رژیم ولایت فقیه” و گذار از حاکمیت ارتجاعی و واپس‌ماندهٔ جمهوری اسلامی به حکومت ملی و دمکراتیک است.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotne

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا