اخبارچرخان

سکوت یا آشفتگی؟

رسانه‌های وابسته به رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران از جمله روزنامه‌ کیهان ، جوان و خبرگزاری تسنیم ضمن حمله به نوشتار میرحسین موسوی از حصر، درباره طرح جانشینی مجتبی خامنه‌ای به جای پدر مستبدش و موروثی شدن حکومت “اسلامی” سکوت کردند….

این رسانه‌ها و همچنین برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با وجود حمله شدید به میرحسین موسوی پس از انتشار او از حصر، با هشدار درباره جانشینی موروثی رهبری و نتایج “جرائم ننگین” حکومت در منطقه، تاکید کرد که “۱۱ سال و اند دوری، ما را بر عهدمان با آرمان‌های پیشین پابرجاتر کرده است”، تکذیب نکردند.
مدت‌هاست که از مجتبی خامنه‌ای، یکی از فرزندان علی خامنه‌ای که دلالی پدرش را در سپاه پاسداران انجام می دهد، به عنوان یکی از نامزدهای رهبری آینده رژیم “ولایی” نام برده می‌شود.
میرحسین موسوی در پیام تازه خود نوشته است: “سیزده سال است که اخبار این توطئه شنیده می‌شود. اگر به راستی در پی آن نیستند چرا یک بار چنین نیتی را تکذیب نمی‌کنند؟”
اما روزنامه کیهان نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی و خبرگزاری‌های فارس و تسنیم وابسته به سپاه پاسداران، که از این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به عنوان «یکی از سران فتنه» و “حمایت از اسرائیل و داعش”نام می‌برند، بیشتر به بخش‌هایی از نوشته موسوی پرداختند که درباره سرکوب اعتراضات ایران و همچنین سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی است.
این رسانه‌های حکومتی موسوی را به «حمایت از داعش و اسرائیل» و همچنین «توهین به رهبری و شهدای مقاومت اسلامی» متهم کردند.
روزنامه کیهان حسین شریعتمداری، صرف نظر از واقعیتٍ مطلب در خصوص کیهان و نقش این روزنامه متعلق به ولی فقیه در تخریب دگراندیشان و دست اندرکاران فعالیت های فرهنگی و مطبوعاتی، سیاسی و اجتماعی، و ارتباط مستحکم آن با محافل پرنفوذ امنیتی رژیم، معلوم نیست چرا و به چه دلیلی یکباره در مطلبی از “مأموریت دیکته‌شده یکی از سران فتنه در حمایت آشکار از اسرائیل و داعش” و همچنین “انزوا، پریشان‌حالی و درماندگی سیاسی” موسوی نوشت.
این روزنامه همچنین با ادعای “حمایت و هواداری میرحسین موسوی و تروریست‌ها از یکدیگر” بار دیگر اعتراضات مردمی ایران را «اغتشاشات» و «آشوب» توصیف کرد و اظهارات آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی درباره فرماندهان سپاه پاسداران را “ناجوانمردانه‌”خواند.
شریعتمداری از ماموریت بازجویی خود در زندان هیچ وقت به آن اشاره ای نکرده و نمی کند. هر موقع سخن از بازجویی او به میان آمده است، با عنوان مباحثه از آن یادکرده است و ابداٌ اشاره ای به شکنجه نمی کند. حال ببینیم معنای مباحثه ای که او مدعی آن است چیست؟ دراین زمینه به دو نامه به عنوان دو سند تاریخی که از درون زندان های جمهوری اسلامی نگاشته شده و به بیرون ارسال گردیده و در مطبوعات نیز به چاپ رسیده است، می شود استناد کرد تا خوانندگان و همه وجدان های بیدار معنی مباحثه در زندان های رژیم ولایت فقیه را به خوبی درک کنند. این دو نامه، یکی بوسیله رفیق شهید دکتر احمد دانش شریعت پناهی به تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۶۶ از زندان اوین خطاب به آیت الله منتظری و دیگری توسط رفیق شهید هوشنگ قربان نژاد درتاریخ ۱ مرداد ۱۳۶۶ از زندان گوهردشت خطاب به دادستانی انقلاب اسلامی تهران نوشته شده است. هر دو نویسنده اعضای رهبری حزب توده ایران بودند که درجریان فاجعه ملی قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ اعدام گردیدند.
در نوشته آقای موسوی که در واقع مقدمه او بر “ترجمه عربی بیانیه‌های جنبش سبز” است بدون ذکر نام حسین همدانی، این فرمانده ارشد سپاه پاسداران که در سوریه کشته شد، به دلیل نقش داشتن در سرکوب اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ “سردار بی‌افتخار” توصیف شده است.
آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران سرنوشت مسئولانی چون حسین همدانی را”عبرتی برای بازماندگان” خواند “تا دریابند که خودکامه در ازای طعمه‌ای که پیش‌پای‌شان می‌اندازد همه چیز آنان را مطالبه می‌کند.”
خبرگزاری فارس این بخش از نوشته موسوی را “رکیک‌ترین بخش این” نوشته خوانده . آقای میر حسین را “فتنه‌گر ساده‌لوح” می خواند و نوشته‌ی اخیر او را “نمایش یک سقوط کامل و بی‌حدومرز”هتوصیف کرده است.
خبرگزاری فارس، از اصلاح‌طلبان به ویژه محمد خاتمی رئیس‌جمهور پیشین خواسته است به این بیانیه واکنش نشان دهند.
تسنیم نیز در این باره تاکید کرده است: “نبود مرزبندی صریح و مشخص با چنین اقدامی، خط بطلانی بر ادعاهای اصلاح‌طلبانه آنها خواهد بود.”
علیرضا سلیمی عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به”نوشتار میرحسین موسوی از حصر به مدافعان حرم”، این ادعا را مطرح می کند که : “امثال موسوی برخلاف ادعاهایی که دارند، هیچ تعلق خاطری به ایران ندارند.”
سلیمی چنین توهین و تهمت را کافی ندانسته و می افزوید: “آیا این افراد نمی‌دانند که هر کشوری عمق استراتژیک دارد و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران کجاست؟”
در حالی که جمهوری اسلامی ایران حضور خود در سوریه را تحت عنوان “دفاع از حرم توجیه می‌کند، موسوی در نوشته اخیر خود تاکید کرد: “دفاع از حرم که به معنای حراست از قلب مؤمن در مقابل کمترین گرایش به ستمگران است، به خون ریختن در سرزمین‌های بیگانه برای تحکیم پایه‌های رژیمی کودک‌کش اطلاق می‌شود.”
فابل تاکید است که، مجتبی رضاخواه، نماینده مجلس” ولایی” نیز در توئیتی خود، میرحسین موسوی را به “لجاجت و بلاهت” متهم کرده و می نویسد: ” او در ماه محرم در جبهه یزید ایستاده است.”
با وجود سکوت نسبی رسانه‌های حکومتی درباره احتمال رهبر شدن مجتبی خامنه‌ای، عبدالله گنجی، از روزنامه‌نگاران نزدیک به حکومت نوشته است: “مدعای موروثی کردن رهبری از سوی موسوی بدون سند، برهان و حجت، دوقلوی همان اتهام تقلب است این دو یک سرمنشأ دارد.”
چنین است معنای مباحثه سیاسی و پیش بینی های رسانه های مطبوعاتی وابسته به حکومت، در فرهنگ جنایتکارانی چون حسین شریعتمداری ها و همه آن شکنجه گران که اینک در پست های کلیدی جمهوری اسلامی ایران عامل غارت و چپاول و جنایت هستند. آنچه درتاریخ درخشیده و خواهد درخشید، انسانیت و انسان های شرافتمندی هستند که زندگی خویش را وقف عدالت، آزادی و حقیقت کرده اند و چهره های پر فروغ به شمار می آیند!

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا