فرهنگی

مرثیه دوست

سوگوارانِ تو امروز خموش اند همه
که دهان های وقاحت بخروش اند همه

سوگوارانِ تو امروز خموش اند همه
که دهان های وقاحت بخروش اند همه

گر خموشانه به سوگِ تو نشستند، رواست
زان که وحشت‌زده حَشرِ وُحوشند همه
آه ازین قوم ریائی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب باده فروش‌اند همه
باغ را این تبِ روحی به کجا بُرد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه
ای هران قطره زآفاقِ هران ابر، ببار!
بیشه و باغ به آواز تو گوش‌اند همه
گرچه شد میکده‌ها بسته و یاران امروز
مُهر بر لب زده وز نعره خموش‌اند همه،
به وفای تو که رندانِ بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوش‌اند همه

۱۳۵۲

برگرفته از کتاب هزارهٔ دوم آهوی کوهی/شفیعی کدکنی

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا