فرهنگی

رشته موسیقی از هنرستان های دولتی حذف شد؟

خشایار طیار ،مدرس هنرستان موسیقی، در صفحه اینستاگرام خود نوشت :امروز طبق دستورالعمل که از سوی وزارت آموزش و پرورش اعلام شده، بخاطر نبود بودجه، رشته موسیقی از هنرستان‌های دولتی حذف شد!…

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در خصوص این خبر می گوید: رشته موسیقی از زیر نظر آموزش و پرورش حذف نشده است.”
معاون آموزش متوسطه شیراز نیز ضمن بی اطلاعی از این ماجرا گفت:” علت برگزار نشدن آزمون باید مورد بررسی کارشناسان قرار بگیرد و در ادامه پاسخ کامل اعلام شود.”
هنر و ادبیات چه نسبتی با جامعه و با توده‌ی مردم دارند؟ آیا چنان‌که محافلِ بورژوایی می‌گویند هنر باید فرآیندی قائم به ذاتِ خود باشد و “آلوده”ی مناسباتِ طبقاتی نشود؟! آیا هنر می‌تواند تافته‌ی جدابافته باشد و تنها، نظاره‌گرِ تنش‌های خونینِ میانِ ستم‌کِشان و ستم‌گران باشد؟ در این صورت، تکلیفِ تعهدِ پدیدآورنده‌ی اثرِ هنری به مردمی که پیام‌گیرانِ راستینِ فرآورده‌های هنریِ او هستند‌ چه می‌شود؟ به سخنِ دیگر، هنرِ مردمی چیست و چگونه باید باشد؟ آنتوان چخوف نویسِنده‌ی برجسته‌ی روسی در نمایش‌نامه‌ی تیفوسِ خود به این پرسش، پاسخ می‌دهد:“این تنها بازتابِ حقیقت‌های زندگیِ آدمی است که می‌تواند نامِ هنر به خود بگیرد. بی انسان، و بیرون از سودمندی‌های او، هیچ هنری وجود ندارد. هنر، نغمه‌ای است که برای آدمیان سُروده می‌شود. اهرمی است که بشریت را به پیش می‌بَرَد. پژواکِ واقعیت‌های زندگیِ اجتماعیِ مردمی است که هنرمند در میان‌شان می‌زید.” (تیفوس، گردانده‌ی سیمینِ دانشور، امیرکبیر ۱۳۳۹).
هنایش (تاثیر) آفرینه‌های مردم‌گرای تا به آن‌جاست که فردریش انگلس، آموزگارِ بزرگِ طبقه‌ی کارگرِ جهان در باره‌ی داستان‌های بالزاک نوشت: آن‌چه از وی آموخته، از هیچ جامعه‌شناس یا اقتصاددانی فرا نگرفته است:“رُمان‌های واقعی‌گرایِ بالزاکِ سلطنت‌طلب را به نوشته‌های [ناتورآلیستیِ] امیل زولای جمهوری‌خواه ترجیح می‌دهد. داستان‌های بالزاک برای پژوهش‌های دانشی ـ اجتماعیِ ما، مهم‌تر از منابعِ اقتصادی، تاریخی و آماریِ دیگران بودند”. (ماهنامه‌ی چیستا، مهرِ ۱۳۸۳، ص ۱۲۹).

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا