چرخانفرهنگی

امر به معروف از رژیم جمهوری اسلامی تا حکومت داعشی

هیچ حجمی از توجیه و لاپوشانی نقشِ منفی و مخرب جمهوری اسلامی ایران در منحرف کردن مسیر ترقی جامعه ما را نمی‌تواند پاک کند. نباید به‌عمد افکارعمومی را در مورد امکان گذار از دیکتاتوری به مرحلهٔ دموکراتیک با سردرگمی و ابهام روبرو کرد. …

چرا هیچ کسی بیشتر از رژیم ولایی و حکومت داعشی صلاحیت امر به معروف را ندارند؟
مهراب قاسمخانی (فیلمنامه نویس) درباره مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «چجوریه که انتقادهای ما به عملکرد مسئولان، به جای امر به معروف، اقدام علیه امنیت محسوب میشه؟ چرا وقتی ما خواستار تغییر رفتار‌های غلطشون میشیم، جای نهی از منکر، تشویش اذهان عمومی به حساب میاد؟معیارتون از منکر چیه؟ پوششه که به یه نفر صلاحیت امر به معروف میده و به یه نفر نمیده؟ ظاهره که یکی رو عاری از خطا میبینه و یکی رو خطاکار؟
اصلاً چی شد که شما سمت معروف قرار گرفتین و ما سمت منکر؟ از کی به این نتیجه قطعی رسیدین که از ما اصلح ترین؟ چرا فکر کردین درک بهتری از زندگی ما دارین؟ چطوری به این اطمینان رسیدین که درست و غلط زندگی ما رو بهتر از ما بلدین؟ چی باعث شد ما رو صغیر ببینید و خودتون رو کبیر؟
واقعاً خودتون رو در چنین درجه ای از پاکی می‌بینید که مردم رو بر اساس نزدیکی ظاهرشون به سلیقه خودتون، به خوبها و بدها تقسیم می‌کنید؟ به بی گناهان و گناهکاران؟ به معصومین و فاسدین؟ این تقسیم بندی اگه تفرقه افکنی نیست، چیه؟ الان کی داره با ایجاد شکاف بین مردم، امنیت کشور رو به خطر میندازه و اذهان عمومی رو دچار تشویش میکنه؟
یادتون نره که اگه معیار ظاهر افراد باشه، هیچ کسی بیشتر از داعش و طالبان صلاحیت امر به معروف نداره.
در این ارتباط، کرباسچی، دبیرکل سابق حزب کارگزاران سازندگی، از میراث داران رفسنجانی، در این زمینه می گوید:” اینها تصور می ‌کنند که در مسائل فرهنگی می‌ توان به زور کار را پیش برد….. امروز هم می بینیم در مسائلی مثل حجاب که یک روز می خواستند با زور جا بیاندازند مجبور به تسلیم هستند.”
برای پاسخ دادن به ‌این سوال ها باید به‌دنبال جواب به‌این پرسش برآمد که میراثِ سرا رژیم از شخص رفسنجانی در تاریخ معاصر چهل وچندسالهٔ اخیر ایران چه بوده است؟ علاوه بر این، به این پرسش نیز باید پاسخ داد که، رفسنجانی،و دیگر میراث خواران خمینی،  از منظرِ منافع طبقاتی‌شان، چه نقشی در این تاریخ به‌عهده داشته است؟
کارنامهٔ اعمال سران رژیم از جمله هاشمی رفسنجانی رنگ صفحه‌های تاریخ خونین و مشحون از اختناق دیکتاتوریِ ولایت‌فقیه را دارند. نقل و قول آوردن از  رفسنجانی دربارهٔ آزادی و کرامت انسانی و یا تشر زدن به اسلام‌گرایان متحجر، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که او تا لحظهٔ آخر عمر در راه مصلحت و تداومِ حکومتی حرکت می‌کرد که ماهیت استبدادی آن استحاله‌ناپذیر است.
هیچ حجمی از توجیه و لاپوشانی نقشِ منفی و مخرب جمهوری اسلامی ایران در منحرف کردن مسیر ترقی جامعه ما را نمی‌تواند پاک کند. نباید به‌عمد افکارعمومی را در مورد امکان گذار از دیکتاتوری به مرحلهٔ دموکراتیک با سردرگمی و ابهام روبرو کرد. جنبش آزادی‌خواهی در کشور ما بیش از یک قرن پس از انقلاب مشروطه هنوز هم برای گذار از استبداد به دمکراسی مبارزه می‌کند. در این راه، شماری از جریان‌های سیاسی و رهبران ملی و مترقی از پسِ سالیان برآمده‌اند و ارثیه‌هایی گران‌بها برای ادامهٔ جنبش مردم پس از خود به‌جا نهاده‌اند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا