زنان

دزدی از جیب معلمان در روز روشن

اساسا چرا آموزش و پرورش باید به جای منِ معلم تصمیم بگیرد و مرا بیمه ی عمر کند؟ اگر من نخواهم بیمه ی عمر شوم و بعد از مرگم مبلغی به ورثه ام بدهم باید چه کسی را ببینم؟! آموزش و پرورش با چه مجوزی برای من تصمیم می گیرد و پول من را برمی دارد؟ مگر من صغیرم و آموزش و پرورش، ولیّ من است؟

مژگان باقری. فعال صنفی فارس

در روزهای اخیر و با داغ شدن بحث رتبه بندی، در حال بررسی فیش حقوقی خود بودم که متوجه شدم مبلغ ۷۳۵۰۰ تومان تحت عنوان بیمه ی عمر دانا از حسابم کم شده است. پس از پرس و جو دریافتم که‌این مبلغ از خرداد ماه امسال از حقوقمان کم شده و اداره اعلام کرده است کسانی که تمایل ندارند باید شخصا مراجعه کرده و انصراف دهند. در حالی که این پاسخ کاملا غیرمنطقی بود. روش درست آن بود که اعلام می کردند هر کس تمایل به داشتن چنین بیمه ای دارد باید به صورت اینترنتی یا حضوری درخواست نماید. این چه منطق عجیب و غریبی است که ابتدا مبلغی را از حقوق معلم کم کرده و او را بدون اینکه خودش در جریان باشد بیمه ی عمر می کنیم سپس می گوییم هر کس نخواست شخصا مراجعه کند؟

این عمل مصداق مردم آزاری است زیرا معلمان را مجبور می کنیم در این گرما و ترافیک راهی ادارات شوند و حضورا انصراف خود را اعلام نمایند. نکته روانشناسی که حتما آموزش و پرورش به آن توجه کرده این است که ممکن است بسیاری از همکاران به دلایل مختلف موفق نشوند مراجعه کنند و در نتیجه مبلغ هنگفتی به حساب بیمه ی دانا واریز می شود و طبیعتا درصدی هم طبق قرارداد به آموزش و پرورش می رسد!

اما نکته تاسف آور این ماجرا آن است که ادارات برای انصراف معلمان مهلت تعیین کرده اند. امروز پس از مراجعه به واحد تعاون و رفاه ناحیه یک شیراز به من گفته شد مهلت انصراف تمام شده و شما می بایست تا تیرماه مراجعه می کردید و وقتی در مقابل چشمان متعجب و پرسشگر من و چند معلم دیگر قرار گرفتند پاسخ دادند که این موضوع یک بخشنامه وزارتی بوده و ربطی به ناحیه یک ندارد و نگران نباشید چون این مبلغ در مجموع فقط چهار ماه از حسابتان کم می شود!!

بهتر است این ماجرا را به زبان ساده و قابل فهم ترجمه کنیم: وزارت آموزش و پرورش با بیمه دانا قراردادی امضا کرده که تمامی معلمان را به مدت چهار ماه مشمول بیمه ی عمر کند. بعد به جای اینکه از معلمان بخواهد هر کس تمایل دارد درخواست دهد، پیشاپیش از حساب همه آنها مبلغ بیمه را کم کرده و سپس اعلام کرده هر کس تمایل ندارد حضورا مراجعه کرده و انصراف دهد. جالب آنکه حتی برای  آنان که انصراف داده اند باز هم مبلغ ماه اول یعنی خرداد کم شده و به حساب آنها بازگردانده نشده است!

با این حساب، تکلیف معلمانی که از بخشنامه آگاه نشده اند چیست؟ تکلیف معلمانی که در گروههای مدرسه عضو نیستند چیست؟ تکلیف معلمانی که گوشی هوشمند ندارند چیست؟ اساسا چرا آموزش و پرورش باید به جای منِ معلم تصمیم بگیرد و مرا بیمه ی عمر کند؟ اگر من نخواهم بیمه ی عمر شوم و بعد از مرگم مبلغی به ورثه ام بدهم باید چه کسی را ببینم؟! آموزش و پرورش با چه مجوزی برای من تصمیم می گیرد و پول من را برمی دارد؟ مگر من صغیرم و آموزش و پرورش، ولیّ من است؟ کارشناس تعاون و رفاه می گفت به ما گفته اند معلمان را قانع کنید که این بیمه به صلاح آنهاست تا انصراف ندهند! حتی اداراتی که کمترین تعداد انصراف دهنده را دارند امتیاز بیشتری می گیرند! زیبا نیست؟!

این همه خلاقیت مدیران آموزش و پرورش برای کشف راههای جدید جیب بری، اگر معطوف به حل مشکلات معلمان و دانش آموزان شده بود شاید آموزش و پرورش ما می توانست با آموزش و پرورش ژاپن و فنلاند رقابت کند!

وزارت آموزش و پرورش فقط با یک بخشنامه مبلغ ۲۹۴۰۰۰ تومان را طی مدت چهار ماه بدون اجازه من از حسابم کم کرده و بین خودش و شرکت بیمه دانا تقسیم می کند. این مبلغ را در تعداد معلمانی که مثل من فرصت انصراف را از دست داده اند ضرب کنید تا متوجه شوید حتی در وزارتخانه ای مثل آموزش و پرورش چه راههای شیک و به ظاهر قانونی برای دزدی و اختلاس وجود دارد. سوالی که اینجا پیش می آید این است که این کار با عمل زورگیری در بزرگراه همت دقیقا چه تفاوتی دارد؟!

اینجاست که برای توصیف این وضعیت کلمات کم می آورند و فقط باید دست به دامن آن شاعر بزرگ شد که دهها سال پیش چنین سرود:

دزد اگر شب گرم یغما کردن است

دزدی حکام روز روشن است

برگرفته از کانال صنفی معلمان ایران

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا