زنان

مردسالاری از نگاهی دیگر

هم چنین در جامعه‌ای که بیکاری زنان بالاست، برای برخی زنان مهریه، پشتوانه مالی زندگی پس از طلاق  است. بنابراین اگر مهریه برای مردان مساله‌ساز می‌شود مناسب‌تر است که حقوق زنان در ازدواج رعایت شده و زن و مرد هر دو دارای حق و وظیفه یکسان در خانواده و هم‌چنین جامعه باشند.

دکتر شهلا اعزازی

چند سالی است که مطالعات مردان و جدیدا «مردانگی پژوهی انتقادی» به عنوان حوزه‌های مطالعاتی جدید مطرح شده‌اند. پژوهش‌ها و نظریه‌های جدید مشخص کرده‌اند که در یک جامعه مردسالار با توجه به عوامل اقتصادی و فرهنگی همه مردان در قالب یک نوع از «مردانگی» نمی‌گنجند. در هر جامعه‌ای چندین نوع مردانگی وجود دارد.

ریوین کانل که مهم‌ترین نظریه‌پرداز مردانگی است از «مردانگی‌ها»ی متنوع حرف می‌زند و انواع مردانگی‌ها را با توجه به مفهوم جنسیت و قدرت در نظر می‌گیرد و نقش آنان را در بازتولید الگوهای مردانگی مطرح می‌کند.

مردانگی ایده‌ال را با عنوان «مردانگی هژمونیک/ مردانگی اقتدارگرا» در نظر می‌گیرند که نوعی از مردانگی است که فقط مردانی در موقعیت‌های بالای سیاسی و اقتصادی آن را نمایندگی می‌کنند. مردانگی هژمونیک بیشتر از آن که در افراد واقعی جامعه وجود داشته باشد به شکل آرمانی “مرد بودن” مطرح است. مردان معدودی در این شکل مردانگی می‌گنجند و از امتیازات آن سود می‌برند.

مردان عادی فاقد صفات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردانگی هژمونیک هستند و تحت عنوان «مردانگی همدست/مشارکتی» طبقه‌بندی می‌شوند اما نوعی تبانی و پشتیبانی از صفات این نوع مردانگی هژمونیک را نشان می‌دهند. حتی زمانی که خود فاقد این نوع از مردانگی برتر هستند با قبول و تاکید بر مردانگی هژمونیک در تقویت کلیشه‌های جنسیتی تلاش می‌کنند تا بدین طریق موقعیت اجتماعی خود و نظام مردسالارانه را تقویت و بازتولید کنند.

پس از اوج‌گیری دیدگاه‌های فمینیستی و جنبش‌های زنان، واکنش‌هایی نیز از جانب مردان مشاهده شد. گروهی از مردان که حامی فمینیسم هستند با برخی از مطالبات (البته تا جایی که خلاف منافع خودشان نباشد) همدلانه رفتار کردند اما گروه بزرگتری از مردان مدعی بودند که بر اثر رواج مطالبات فمینیستی، حقوق مردان در جامعه از دست رفته و آنان مجبور به پرداخت هزینه‌های زیادی شده‌اند.

در ایران بر اساس کلیشه جنسیتی مردانگی شامل مرد قوی و شجاع و حافظ مملکت، هزینه‌‌هایی مانند سربازی اجباری وجود دارد که بر زندگی مردان جوان و آینده آنان تاثیر می‌گذارد. مورد دیگر هزینه مرتبط با ریاست خانواده است که گذشته از مزیت نظارت بر زندگی زن و فرزندان، مسئولیت اقتصادی خانه را نیز به رئیس خانواده واگذار می‌کند و هم‌چنین هزینه‌ای که جهت پرداخت مهریه زنان متقبل می‌شوند.

«مردان همدست» که الگوی آنان «مردانگی هژمونیکی» است برای کاهش هزینه‌های مرتبط با مردانگی، راهکار مقابله با دیدگاه فمینیسم را در پیش می‌گیرند. مشکل خود را نه در وجود ساختار مردسالارانه بلکه در وجود زنانی می‌بینند که خواهان تغییر وضعیت فرودست خود در جامعه و خانواده هستند.

به عنوان مثال در مورد مهریه از زنان درخواست می‌کنند که از تنها امتیازی که در اثر ازدواج به آنان تعلق می‌گیرد چشم‌پوشی کنند و مهریه درخواست نکنند. در صورتی که در جامعه‌ای که زنان دارای کمترین حقوق هستند مهریه کارکرد دارد و برخی از زنان از طریق چشم‌پوشی از مهریه (بذل مهریه) امکان طلاق و یا حضانت فرزندان را به دست می‌آورند. هم چنین در جامعه‌ای که بیکاری زنان بالاست، برای برخی زنان مهریه، پشتوانه مالی زندگی پس از طلاق  است. بنابراین اگر مهریه برای مردان مساله‌ساز می‌شود مناسب‌تر است که حقوق زنان در ازدواج رعایت شده و زن و مرد هر دو دارای حق و وظیفه یکسان در خانواده و هم‌چنین جامعه باشند.

مردان مشکل را درک کرده‌اند اما از آن‌جا که بازتولید سیستم مردسالاری برای آن‌ها نیز مزیت دارد، به جای تلاش در جهت تغییر ساختار، از زنانی که درصدد بهبود موقعیت فرودست خود هستند تقاضا می‌کنند که از مطالبات برای تغییر ساختار زن‌ستیز دست بردارند تا «مردانگی هژمونیکی» به بقای خود ادامه دهد.

کانال علمی مطالعات زنان

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا