چرخانزنان

صحنه‌آرایی وزیر برای آزار جنسی زنان دانشگاهی!

از روش‌های زلفی‌گل برای تنبیه یا آزار زنان هییت علمی در دانشگاه همدان، آزارجنسی و برگرداندن انگشت اتهام به سوی آنها بوده است که در چند مرحله انجام می‌شد:

محمدعلی زلفی‌گل در دانشگاه بوعلی‌سینا عادت به کنترل شدید اعضای هیئت علمی داشت. بسیاری از اعضای هیئت علمی در آپارتمان‌های دانشگاه واقع در محوطه دانشگاه زندگی می‌کردند و همین سبب می‌شد که وی بتواند با استفاده از برخی اعضای هیئت علمی، سایرین را تحت فشار قرار دهد. فرایند استخدام معمولا با دخالت او آغاز می‌شد. با رویی گشاده از هیئت علمی جدیدالورود استقبال می‌کرد، شماره‌ تلفن خصوصی‌اش را به او می‌داد و تاکید می‌کرد که در صورت بروز هر مشکلی، این همکار جدید می‌تواند با رئیس دانشگاه تماس بگیرد. این رفتار در واقع پوششی بود تا بعدا هیئت علمی تازه‌وارد، ناخودآگاه رئیس دانشگاه را از آنچه قرار بود سرش بیاید مبرا کند.

هیئت علمی اگر به قول زلفی‌گل آهسته می‌رفت و می‌آمد، آسیبی نمی‌دید. حتی ممکن بود قدر ببیند و بر صدر جلسات بنشیند. در غیر اینصورت، هر اتفاقی ممکن بود بیافتد. او از این روش برای تنبیه و البته خانه‌نشین کردن اعضای هیئت ‌علمی زن بیش از مردان استفاده می‌کرد. به طور کلی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی زن که دچار این وضع می‌شدند توسط دیگرانی که به ریاست دانشگاه نزدیک بودند به سرعت طرد می‌شدند و باعث شکل‌گیری فضایی می‌شد برای این که زلفی‌گل وارد شود و فرد را با این وعده که خودش به مشکلات رسیدگی می‌کند یا با این تهدید که از شهر یا دانشگاه یا حتی در مرحله بالاتر از وزارت علوم براند، وادار به همکاری کند.

از روش‌های زلفی‌گل برای تنبیه یا آزار زنان هییت علمی در دانشگاه همدان، آزارجنسی و برگرداندن انگشت اتهام به سوی آنها بوده است که در چند مرحله انجام می‌شد: اول، یکی از نزدیکانش به زنی که از نظر «خاطی» تلقی شده بود نزدیک می‌شد. قاعدتا زن مورد نظر برای حل مشکل تلاش می‌کرد با گفتگو با این افراد، وضعیت را بشناسد. این آغاز فرایندی بود که عمدتا به ایراد اتهام «رابطه خارج از عرف یا تلاش زن برای رابطه جنسی با مرد مذاکره‌کننده» منتهی می‌شد. در مرحله دوم، فردی نزدیک به زلفی‌گل ماموریت می‌یافت که زن مورد نظر را «سر جای خودش بنشاند». این مسئله ممکن بود به برخورد فیزیکی شدید، لمس بدن زن و اشکال بسیار متفاوت تعرض بیانجامد. در مرحله سوم، رفتارهای شخصی زن توسط سایر اعضای هیئت علمی یا افراد دیگر نزدیک به آن زن، به نزدیکان ریاست دانشگاه گزارش و تبدیل به محملی  برای حق‌السکوت گرفتن از زن و وادار کردنش به انقیاد یا سکوت می‌شد. این رفتارها ممکن بود مسایل ساده‌ای مثل دوستی‌های زن، طرز لباس ‌پوشیدن او یا رفت‌و‌آمدهایش با دانشجویانش باشد که به شکلی که مورد نظر زلفی‌گل و همکاران نزدیکش بود تفسیر و گاه به نهادهای در سایه گزارش می‌شد. در مرحله‌ بعد، این گروه کار را به رئیس بزرگ واگذار می‌کردند. زلفی‌گل در مواردی با این «خاطیان» به طور‌شخصی تماس می‌گرفت و اعلام می‌کرد که همه‌ ماجرا را می‌داند و اگر فرد می‌خواهد وضع بدتر نشود باید کار الف یا ب را انجام دهد. واضح است که با شرایط سخت زنان در ایران و فشارهای اجتماعی و نگرانی از واکنش خانواده، این افراد می‌بایست یا تن به خواسته‌های مطرح شده بدهند یا ترجیح بدهند که برای همیشه این شغل را کنار بگذارند. در هر حال این فرایند با رنج دایمی روحی و جسمی برای این افراد قربانی همراه خواهد بود.

واضح است که گروهی که بازوی اجرایی چنین فرایند تنبیهی‌ای بودند همواره مورد حمایت واقع می‌شدند. نکته‌ حایز اهمیت این است که این بازوهای اجرایی همواره افراد نزدیک به حاکمیت و قدرتمند نبوده‌اند، بلکه برعکس، گاه زلفی‌گل از افرادی که تحت اشکال دیگر فشار قرار داشتند، مانند فشارهای مذهبی، سیاسی یا قومی و نگران از دست دادن شغل یا موقعیت اجتماعی بودند، برای تحت فشار قرار دادن دیگران بهره می‌برد. این افراد، چه زن چه مرد، تا زمانی که به منویات رئیس دانشگاه توجه داشتند، در سایه امنیت او باقی می‌ماندند. جالب توجه این که شکایات مربوط به رفتار زلفی‌گل و همکارانش که به اداره رسیدگی به شکایات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارسال شده بود و بعضا به آزار جنسی دانشجویان و هیئت علمی زن مربوط می‌شد، با رایزنی‌های فشرده او و فشار مراکز امنیتی، مسکوت و مختومه می‌شد.

گزارش دریافتی کلمه که با مسئولیت سردبیر منتشر می‌شود

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا