حقوق بشر

تراژدی امیرحسین؛ داستانی که گم شد

چرا امیرحسین نوجوان که در سن مدرسه قرار دارد ناچار است برای هزینه درمان مادرش کار کند؟ چرا محیط کار چنین ناامن است و متجاوزان و جانیان این‌قدر احساس امنیت می‌کنند؟ چرا امیرحسین باید چنین تنها و مظلوم به چنگ ستم و مرگ و سبعیت و بی‌وجدانی بیافتد؟ چرا محیط برای نوجوانان امن نیست؟

چرا محیط برای نوجوانان امن نیست؟

همدلی| در چند روز اخیر عکس و اسم او هم گاهی در کنار نام و تصویر مهسا منتشر شد، اما داستان تلخش در میان تلخی داستان غم‌انگیز مهسا گم شد. سخن از «امیرحسین» است، امیرحسین خادمی، داستان امیرحسین هم داستان تلخ و گزنده‌ای است که مو را بر بدن راست می‌کند. پسری ۱۶ساله که مورد تجاوز سه نفر قرار گرفت، اما ساکت ننشست و به ظلم تن نداد و از متجاوزان شکایت کرد، اما به دست همان متجاوزان به شیوه‌ای فجیع به قتل رسید. هم‌زمان با مرگ دردناک امیرحسین، «مهسا امینی»، دختر۲۲ساله سقزی در مقر پلیس تهران جان باخت، تراژدی مرگ مهسا، زمان و توان نوشتن از تراژدی و بیدادی دیگر را از همه سلب کرده بود و داستان تلخ امیرحسین فراموش شد. این چند روز همه درباره مرگ غم‌انگیز مهسا نوشتیم و یادمان رفت بر جان بی‌گناه این پسر نوجوان هم چه ظلمی رفته است. امیرحسین مظلوم بود، در مرگ هم مظلوم بود.

ماجرای امیرحسین چه بود؟
امیرحسین با داشتن ۱۶سال سن نان‌آور خانواده‌اش بود، در زرین‌دشت شیراز به همراه خواهر و مادر بیمار مبتلا به سرطانش زندگی می‌کرد. امیرحسین به دلیل فوت پدرش برای تأمین هزینه‌های زندگی کار می‌کرد. او برای امرارمعاش خانواده‌اش در یک تعمیرگاه خودرو در شهر زرین‌شهر مشغول به کار بود.
صاحب‌کار او که می‌توان آن را شیطان‌صفت نامید، به همراه دو کارگر دیگرش نقشه‌ای برای تعرض به او را می‌کشند. ابتدا به شوخی و سپس به‌صورت جدی به این پسر نوجوان تعرض می‌کنند. امیرحسین که از این اتفاق شوم به‌شدت ازنظر روحی آسیب‌دیده بود، زمانی با افسردگی می‌گذراند تا اینکه موضوع تجاوز به خود را با مادرش در میان می‌گذارد، آن‌ها برای شکایت به دادگستری زرین‌شهر می‌روند و شکایت می‌کنند.
اما وقتی‌که صاحب‌کار امیرحسین از موضوع شکایت باخبر می‌شود، نقشه جنایت دیگری را می‌کشد. او به همراه دوستانش نقشه قتل این پسر نوجوان را می‌کشند و به بیابان‌های اطراف شهر برده و به طرز وحشتناک شکنجه کرده و به قتل می‌رسانند. انتشار خبر این جنایت در زرین‌شهر به‌شدت مردم را خشمگین و متأثر کرده است.
سینا قلندری، روزنامه‌نگار در این زمینه گفته: «از طرف نزدیکان امیرحسین خادمی مطلع شدم که این نوجوان زرین‌دشتی از استان فارس به خانواده‌اش گفته از طرف ۳نفر ازجمله صاحب‌کارش مورد تجاوز قرارگرفته است و از او فیلم گرفتند و گفتند اگر به کسی بگویی بهت تجاوز کردیم، فیلمت را پخش می‌کنیم. او بعد از آگاه کردن خانواده اقدام به شکایت کرده بوده اما در نهایت روز یکشنبه ۲۰شهریور ۱۴۰۱ جنازه‌اش در بیابان‌های شهر حاجی‌آباد شهرستان زرین‌دشت پیدا شد.»
خواهر امیرحسین به رسانه‌ها گفته بود: «فردای آن روزی که به امیرحسین تجاوز شد، امیرحسین رفت پیش دادستان و از صاحب‌کارش و دو نفر دیگر شکایت کرد، ولی دادستان گفته باید شاهد بیاورید، امیرحسین بازهم پیگیری می‌کند، اما به نتیجه نمی‌رسد تا اینکه چند روز بعد جنازه‌اش را پشت مسکن مهر حاجی‌آباد پیدا می‌کنند.»

اعتراضات مردم زرین‌دشت به قتل امیرحسین
خبر مرگ مظلومانه امیرحسین هیاهو و غوغایی در شهر زرین‌دشت ایجاد کرد. مردم عصبانی از این جنایت در مقابل دادگستری تجمع کردند و خواستار برخورد قاطع دستگاه قضا با مسببان این حادثه شدند. تصاویری ازاین تجمع مردم زرین‌دشت در اعتراض به تعـرض هولناک و مرگ امیرحسین در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای نیز داشت. در جریان این تجمع مسئولان دادگستری شهرستان با حضور در میان مردم ضمن شنیدن مطالبات آن‌ها به آن‌ها قول پیگیری فوری این مسئله را دادند. رئیس‌کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه اقدامات قضایی اولیه از جمله شناسایی هر سه متهم، بازداشت و تفهیم اتهام آنان در حوزه قضایی زرین‌دشت انجام‌شده است، بیان داشت: ادعای مطرح شده توسط خانواده متوفی در خصوص آدم‌ربایی و قتل نیز با تشکیل پرونده قضایی در دستور کار رسیدگی مقام قضایی قرار دارد.
در پی تجمعات اعتراضی مردم؛ فرمانده انتظامی زرین‌دشت با حضور در جمع مردم گفت؛ این نوجوان با خود من هم یک نسبت فامیلی دارد و به‌عنوان فرمانده انتظامی قول می‌دهم ما همه کوشش خود را برای رسیدگی به این پرونده انجام خواهیم داد.
پیگیری قوه قضاییه
مدت کوتاهی بعدازآنتشار قتل فجیع امیرحسین، انصاری رئیس دادگستری شهرستان زرین‌دشت گفت: متهمین تعرض به جوان زرین‌دشتی در بازداشت به سر می‌برند.
قتل هولناک امیرحسین سوال‌های زیادی را در ذهن ایجاد می‌کند. سوال‌های از این قبیل که چرا امیرحسین نوجوان که در سن مدرسه قرار دارد ناچار است برای هزینه درمان مادرش کار کند؟ چرا محیط کار چنین ناامن است و متجاوزان و جانیان این‌قدر احساس امنیت می‌کنند؟ چرا امیرحسین باید چنین تنها و مظلوم به چنگ ستم و مرگ و سبعیت و بی‌وجدانی بیافتد؟ چرا محیط برای نوجوانان امن نیست؟

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا