چرخانزنان

بیانیهٔ تشکیلات دموکراتیک زنان ایران: پیروز باد مبارزهٔ متحد زنان و مردان آزادهٔ ایران

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران ضمن محکوم کردن سرکوب‌های وحشیانهٔ رژیم اسلام‌گرای ایران، معتقد است که پیروزی در مبارزهٔ سهمگین پیش رو و تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی و رفع تبعیض در جامعه، و به بیان دیگر تحقق شعار «زن، زندگی، آزادی»، مستلزم اتحاد و مبارزهٔ مشترک همهٔ گردان‌های مترقی اجتماعی و سیاسی و برچیدن بساط رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران، جدایی دین از حکومت، و برقراری جمهوری ملی و دموکراتیک در ایران است.

پیروز باد مبارزهٔ متحد زنان و مردان آزادهٔ ایران در راه لغو همهٔ قوانین مغایر با شئون اجتماعی و انسانی زنان، رهایی از سلطهٔ استبداد ولایی، و رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی!

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران جنایت فجیع قتل مهسا (ژینا) امینی به دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را قاطعانه محکوم می‌کند، و درگذشت دردناک این دختر جوان ایرانی را به همهٔ زنان و مردان آزادهٔ ایران، به‌ویژه به خانوادهٔ دردمند مهسا تسلیت می‌گوید. نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی ایران این دختر جوان اهل سقز، در استان کردستان، را که همراه با برادرش در تهران بود، به علت «بدحجابی» در مترو تهران بازداشت کردند. در پی رفتار خشن مأموران گشت ارشاد و ضرب و جرح مهسا امینی به دست مزدوران رژیم ولایی در بازداشتگاه، او سرانجام روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ در بیمارستان مظلومانه جان باخت. این جنایت تازهٔ جمهوری اسلامی بار دیگر خانواده‌هایی را داغ‌دار کرد و خشم مردم ستم‌دیده و صبور ایران را برانگیخت. نام و یاد مهسا امینی اکنون به اسم رمز اتحاد مردم جان به لب رسیدهٔ ایران شده است که به خیابان‌ها آمده‌اند و علیه ظلم و استبداد و بی‌عدالتی اجتماعی قیام کرده‌اند. روی سنگ موقت مزار این دختر جوان نوشته شده است: «ژینا جان، تو نمی‌میری؛ نامت یک رمز می‌شود». و اکنون به‌راستی که نام مهسا امینی، اسم رمز و نماد قیام آزادی‌خواهانهٔ مردم ایران شده است.

حکومت اسلامی تاریک‌اندیش ایران در بیش از چهل سال گذشته، پس از مصادرهٔ انقلاب مردمی به‌سود هدف‌های تنگ‌نظرانهٔ خود، خشونت سیستماتیک و عامدانه‌ای بر ملت ایران و به‌ویژه زنان ایران اعمال کرده و حقوق اجتماعی و انسانی آنان را با وقاحت و قلدری نقض کرده است. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر گسترش فقر و ناامنی اقتصادی و اجتماعی، و ترویج اختلاس و تزویر و ریا و غارت ثروت ملی، خشونت‌ها و جنایت‌های پُرشماری نیز علیه مردان و زنان ایران مرتکب شده است؛ از تحمیل حجاب اجباری و تصویب انواع قوانین پوسیدهٔ قرون وسطایی علیه زنان گرفته تا شکنجه و اعدام صدها دختر جوان و نوجوان و مردان و زنان آزادی‌خواه چپ و مجاهد در دههٔ ۶۰ و به‌ویژه در فاجعهٔ ملی تابستان ۶۷، و کمی بعدتر اعدام فاطمهٔ مدرسی، عضو مشاور کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران در سال ۶۸، جنایت فجیع قتل دگراندیشانی مانند پروانه فروهر در دههٔ ۷۰ و کمی بعدتر کشتن زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب و… در شکنجه‌گاه‌های رژیم ولایی و ندا آقاسلطان در خیابان. این جنایت‌ها تا امروز همچنان ادامه دارد و کاسهٔ صبر مردم ایران را لبریز کرده است.

دروغ‌پراکنی‌های رژیم ولایت فقیه در مورد بیماری‌های کذایی مهسا امینی، که خانوادهٔ او آن را رد کردند، و تناقض‌گویی‌های متعدد دستگاه حکومتی در تلاشی مذبوحانه برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت بزرگ، سبب تشدید نارضایتی مردم و فوران خشم آنها شد. دستگاه‌های امنیتی و رسانه‌یی جمهوری اسلامی در مورد سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی در صبح روز ۱۸ دی ۱۳۹۸ نیز همین روش دروغ‌گویی و انکار اولیه را در پیش گرفتند، اما پس از چند روز، بر اثر فشار مردم ایران و نهادهای بین‌المللی، مجبور شدند ارتکاب آن جنایت به دست نیروهای جمهوری اسلامی را بپذیرند.

امروزه، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی رژیم ولایی و فقر و شکاف طبقاتی عظیم ناشی از آن از یک سو، و اختلاس و غارت ثروت ملی به‌دست کارگزاران جمهوری اسلامی از سوی دیگر، در وهلهٔ اول به زندگی زحمتکشان، به‌ویژه زنان و جوانان زحمتکش آسیب جدّی رسانده است و آنها را به مبارزه با حاکمان اسلامی ایران کشانده است. در این مبارزه، زنان و مردان زحمتکش ایران در عمل چیزی برای از دست دادن ندارند.

هم‌اکنون اعتراض‌های خیابانی به رفتار جنایتکارانهٔ جمهوری اسلامی ایران با زنان و مردان ایران در بیش از ۸۰ شهر کشور، حتی با وجود اختلال عمدی رژیم در اینترنت، همچنان ادامه دارد. مردم آزاده و شجاع میهن ما با رشادتی وصف‌ناپذیر با دست خالی در مقابل ماشین سرکوب خشن رژیم ولایی ایستاده‌اند. به‌رغم هزینه‌های سنگین این مبارزهٔ نابرابر با مُشت خالی در برابر گلولهٔ نیروهای سرکوبگر، مردم معترض ایران مصمم‌اند که مبارزه برای حقوق انسانی خود را به پیش برند. طنین شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، و «زن، زندگی، آزادی»، شعاری که تجلی خواست‌های ویژه و حق‌طلبانۀ زنان ایران است، اکنون از سراسر میهن بلادیدهٔ ما به گوش می‌رسد. مارکس به‌درستی گفته بود که جامعه‌ای آزاد است که زنان آن جامعه آزاد باشند. و امروزه زنان ایران در خیابان‌های کشور برای آزادی خود و آزادی جامعه از بند دیکتاتوری مذهبی شجاعانه می‌رزمند.

منابع گوناگون، از جمله سازمان حقوق بشر ایران، روز پنجشنبه ۳۱ شهریور اعلام کردند که در اعتراض‌های مدنی اخیر ایران تا کنون دست‌کم ۳۱ شهروند کشته شده‌اند. در روز جمعه اول مهر، شمار کشته‌شدگان تا ۵۰ نفر هم گزارش شد. همچنین گزارش‌های بسیاری از بازداشت گستردهٔ معترضان در ایران، از جمله بازداشت خبرنگاران، فعالان سیاسی-مدنی و زنان، دانشجویان، زندانیان سیاسی سابق، و دیگر اقشار مردمی، منتشر شده است. اکنون زندان‌های ایران پُر از فعالان کارگری، معلمان، اقلیت‌های ملی، اقلیت‌های مذهبی مثل بهائیان، دگراندیشان زن و مرد، هنرمندان، و دانشجویان شده است.

در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران سرکوب وحشیانهٔ خود را همراه با ایجاد اختلال در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به پیش می‌برد. در سرکوب خیزش مردمی سال ۱۳۹۸ نیز منابع خبری گوناگون از کشتار بیش از ۶۰۰ شهروند بی‌گناه در زمان قطع ارتباطات اینترنتی (کشتار با چراغ خاموش) خبر دادند. در میان آن کشته‌شدگان ۲۳ کودک و نوجوان کمتر از ۱۸ سال بود که با عکس و مشخصات شناسایی شده بودند. منابع رسمی رژیم ناچار و با وقاحت کامل آمار کشته‌شدگان آن سال را به ۲۲۴ نفر تقلیل دادند و هیچ مسئولیتی در قبال آن کشتار وسیع به عهده نگرفتند. در شهریور ۱۴۰۱ نیز شیوهٔ عمل جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراض‌ها همان است.

امروز نیز گلوله‌های حکومت اسلامی ایران بار دیگر نوجوانان و زنان و مردان ایران را هدف قرار داده است. درست در هنگامی که ابراهیم رئیسی، رئیس‌ کنونی جمهوری اسلامی ایران و از عوامل مستقیم کشتار هزاران زندانیان در فاجعهٔ ملی تابستان ۱۳۶۷، در سازمان ملل متحد فریبکارانه از عدالت و حقوق بشر دم می‌زد، نوجوانان کمتر از ۱۸ سال مانند عبدالله محمدپور (۱۵ ساله) و امین معرفت (۱۶ ساله) در ایران آماج گلوله‌های نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. به علاوه موج بازداشت های گسترده در ایران همچنان ادامه دارد.

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران ضمن محکوم کردن سرکوب‌های وحشیانهٔ رژیم اسلام‌گرای ایران، معتقد است که پیروزی در مبارزهٔ سهمگین پیش رو و تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی و رفع تبعیض در جامعه، و به بیان دیگر تحقق شعار «زن، زندگی، آزادی»، مستلزم اتحاد و مبارزهٔ مشترک همهٔ گردان‌های مترقی اجتماعی و سیاسی و برچیدن بساط رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران، جدایی دین از حکومت، و برقراری جمهوری ملی و دموکراتیک در ایران است.

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران از همهٔ نیروهای مترقی جهان، به‌ویژه نهادها و سازمان‌های مترقی زنان، می‌خواهد که جنایت جدید اسلام‌گرایان در ایران، یعنی دستگیری و قتل مهسا امینی به بهانهٔ اجرای «قوانین و احکام دینی»، نقض مکرر حقوق ابتدایی زنان، و نیز فجایع هولناکی را که هم‌اکنون در میهن ما جریان دارد، از جمله سرکوب خشن و کشتار زنان و کودکان و نوجوانان ایران در تظاهرات مسالمت‌آمیز، محکوم کنند و ندای حق‌طلبانهٔ مردم شجاع و ستم‌دیدهٔ ایران را به گوش جهانیان برسانند.

رونوشت به:

فدراسیون دموکراتیک بین‌المللی زنان

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

تشکیلات دموکراتیک زنان ایران

۱ مهر ۱۴۰۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا