از هر دری سخنی

واکسن آمریکایی حرام؛ سوغات آمریکایی حلال!

بر هیچکس پنهان نیست که تحریم با زندگی مردم و ضروری‌ترین ملزومات آن چه کرده. سال‌هاست با شعار «مقاومت» حتی برخی از الزامی‌ترین داروها نیز در کشور کمیاب و نایاب شده و یا قیمت آنها سر به فلک گذاشته است. برخی‌ها در شبکه‌های اجتماعی نوشتند آیا تیم همراه رئیس جمهور نمی‌توانست به جای لوازم آشپزخانه چند کارتن دارو مثلا برای بیماران پروانه‌ای از نیویورک سوغات بیاورد؟

گروه سیاسی: روزنامه جهان صنعت نوشت:در روزهای اخیر فیلمی از هیات ایرانی در نیویورک منتشر شد که در آن یک کامیونت در حال بارگیری وسایل آن‌هاست. هیات همراه سید ابراهیم رئیسی در سفر نیویورک داشتند سوغات‌های آمریکایی خود را برای ارسال به فرودگاه آماده می‌کردند. آن هم نه یک چمدان و دو چمدان؛ یک کامیون کامل. سوغات‌هایی از پوشک بچه و مکمل غذایی گرفته تا وسایل آشپزخانه.

طبق این تصاویر، کارکنان هتل «ملنیوم هیلتون» نیویورک کارتن‌های اجناس که کاملا بسته‌بندی شده و آماده سفر هستند را به وسیله چرخ‌های حمل‌و‌نقل بار هتل، به کنار کامیونت می‌آوردند و یک نفر هم مشغول جادهی آنها در قسمت بار کامیونت بود.

طبق این تصاویر پس از چندین دقیقه که وسایل را در کامیونت جا دادند، قسمت بار کامیونت به صورت کامل پر شد. یکی از کارتن‌ها برند GNC بود که یکی از برندهای مولتی‌ویتامین و مکمل غذایی. برندی که روی یکی دیگر از کارتن‌ها، دیده می‌شود ACUVUE MAX است که مربوط به لنز‌های روزانه‌ مراقبت از چشم است و برای کسانی که در طول روز زمانی طولانی به مانیتورها و صفحات گوشی نگاه می‌کنند، مفید است و از آسیب به چشم جلوگیری می‌کند.

قبلا در ماجرای سیسمونی گیت خیلی‌ها گفتند آن موضوع یک اتفاق بود و استثناء. گفتند نباید خطای خانواده را به رئیس مجلس ربط داد. گفتند خود آقای قالیباف هم منتقد ماجرا بوده. هر چه بود بالاخره از آن ماجرا رد شدیم، هر چند روشن بود برای افکار عمومی آن پاسخ‌ها آنقدرها هم قانع کننده نبوده. حالا اما سر ماجرای سوغات‌ آمریکایی تیم همراه آقای رئیسی قرار است چه توجیهی آورده شود؟

آیا جامعه بعد از این ماجرا حق ندارد در ذهن خود به این نتیجه برسد که چنین رفتارهایی که در تناقض با شعارهای انقلابی قرار دارند، یک خصیصه عمومی جناح حاکم بر مجلس و دولت است؟ آیا نباید به افکار عمومی حق داد که فکر کند متنفذین این جناح‌ها و مقامات دولت و مجلس دارند سر جامعه را شیره می‌مالند و به اصطلاح خودشان مشغول «آن کار دیگر» هستند؟

تازه شانس آوردیم که خود دولت اعلام کرد امسال آمریکا برای تعداد کمی از هیات معرفی شده از سوی ایران ویزا صادر کرد و مسافران نیویورک جمع محدودی بودند. معلوم نیست اگر آمریکا به همه هیات مورد نظر ایران ویزا می‌داد باید منتظر پر شدن چند کامیون پشت در عقبی هتل می‌بودیم.

ماجرای سیسمونی گیت را به رفتار خودسرانه خانواده رئیس مجلس ربط دادند، اما خرید یک کامیون سوغاتی توسط هیات همراه رئیس جمهوری که همگی خود افراد سیاسی و عموما صاحب منصب هستند چگونه قابل توجیه است؟ آن هم تیمی که رفته بود تا در آمریکا استقلال و خوداتکایی ایران و بی‌نیازی کشور به آمریکا و غرب را به رخ دنیا بکشد. افکار عمومی باید آن سخنرانی‌ها را قبول کنند یا خرید پوشک بچه و مکمل غذایی از نیویورک را؟

بر هیچکس پنهان نیست که تحریم با زندگی مردم و ضروری‌ترین ملزومات آن چه کرده. سال‌هاست با شعار «مقاومت» حتی برخی از الزامی‌ترین داروها نیز در کشور کمیاب و نایاب شده و یا قیمت آنها سر به فلک گذاشته است. برخی‌ها در شبکه‌های اجتماعی نوشتند آیا تیم همراه رئیس جمهور نمی‌توانست به جای لوازم آشپزخانه چند کارتن دارو مثلا برای بیماران پروانه‌ای از نیویورک سوغات بیاورد؟ برای پی بردن به تلخی و گزندگی این سوال ساده نیاز نیست خیلی در مساله عمیق شویم.

یا عده‌ای دیگر پرسیدند چطور واکسن آمریکایی از نظر همین جمع غیرقابل توجیه بود اما پوشک بچه و مکمل غذای آمریکایی نه؟ اگر قرار به منع مصرف جنس آمریکایی برای نشان دادن استقلال کشور است، کدامیک اولویت بیشتری داشت؟

بی پرده بگوییم؛ این کامیون سوغات، تحقیر ایران توسط هیاتی بود که می‌خواستند استقلال و ایستادگی ایران را به رخ دنیا بکشند…

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا