اخبار

یازدهمین روز اعتراض های سراسری؛تعداد جان باختگان به۷۶ نفر رسیده است

اعتراض‌های داخلی و بین المللی به جان‌باختن مهسا امینی در حالی وارد یازدهمین روز خود می‌شود که علیرغم قطعی اینترنت و اعمال فیلترینگ بر شبکه‌های اجتماعی تظاهرات خیابانی شب گذشته هم ادامه یافت. ورود فداکارانهٔ مردم به صحنۀ مبارزهٔ سراسری توانسته است ساختارهای حکومت “ولایت فقیه” را هدف قرار داده و وحشت به جان ارتجاع به اندازد….

همزمان فرمانده یگان‌های ویژه نیروی انتظامی با تهدید «گردن کلفت‌ها»، از «شناسایی بانیان و سرکرده‌های اغتشاشات» خبر داده است. شب گذشته همچنین خبرهایی از پلمپ و رفع پلمپ ویلای علی کریمی در لواسان حاشیه ساز شد. این فوتبالیست سابق تیم ملی در واکنش به کمپین خبرگزاری فارس در جمع آوری امضا علیه این ستاره فوتبال یک نظرسنجی توئیتری براه انداخته و نظر کاربران را در مورد درست یا نادرست بودن عملکردش در «حمایت از مردم سرزمینش»  جویا شده است.
در دو هفتۀ گذشته، پس از به قتل رسیدن مهسا امینی در بازداشتگاه “گشت ارشاد”، کشور به تحولات مهمی در صحنه سیاسی تبدیل شده است.  دست‌کم ۹۰ شهر و در ۳۰ استان ایران اعتراضات به قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی ادامه داشته است، دانشجویان در صحن دانشگاه‌ها محکم در کنار معترضان خیابان‌ها ایستاده‌‌اند.
این تنها دیکتاتورها ودشمنان مردم اند که بانگ رسای توده ها را به هنگام نمی شنوند و از تاریخ درس نمی گیرند. ولی بی گمان آنها نیز صدای مردم را دیر یا زود خواهند شنید و خروش توده های جان به لب رسیده را خواهند دید. زمانی که دیگر خیلی دیر است.
بررسی تجربهٔ اعتراض‌های مردمی متعدد در چند سال گذشته و تحلیل شرایط مشخص کنونی، مرزبندی روشنی را بین بخش بزرگی از جامعه با حکومت ولایی نشان می‌دهد. سران حکومت استبدادی ایران می‌دانند که نظرسنجی‌های رسمی دانشگاهی نشان داده است که ۷۵ درصد مردم ایران کاملاً از حکومت روی‌گردان شده‌اند و از میان آنان، ۲۲درصد‌ حتی آماده‌اند در مقابل سرکوب نیروهای امنیتی مستقیماً مقاومت کنند.
روز دوشنبه چهارم مهرماه (۲۶ سپتامبر) هم‌زمان با دانشگاه صنعتی شریف در تهران، بسیاری از دانشگاه‌های شهرهای دیگر نیز اعلام اعتصاب کردند. دانشگاه هنر اصفهان از جمله این دانشگاه‌ها بود.
مسئولان این دانشگاه اعلام کرده بودند که به دلیل تدارک ثبت‌نام دانشجویان جدید، آغاز کلاس‌ها به تعویق افتاده است تا بدین ترتیب عملا برنامه اعتصاب دانشجویان و اساتید را خنثی کنند.
دانشجویان اما با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند که “عدم صداقت و شفافیت دانشگاه را به مثابه توهین به شعور” خود می‌دانند و از حضور در کلاس‌ها چه به صورت حضوری و چه مجازی خودداری می‌کنند.
در این بیانیه آمده است: «در شرایط کنونی جامعه شرکت در کلاس خیانت به خون‌ به ناحق ریخته‌شده جوانان این کشور و شکستن زنجیر اتحاد این ملت است.»
این بیانیه در پایان خواهان آزادی همه دانشجویان زندانی شده است. دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در اردبیل نیز در بیانیه مشابهی اعلام ناگهانی تشکیل کلاس‌ها به صورت حضوری را “توهین‌آمیز” دانسته و نوشته‌اند: «در شرایطی که اینترنت هر لحظه قطع می‌شود و هیچ دلیل منطقی برای برگزاری کلاس‌ها به صورت مجازی وجود ندارد، این اهانت به جامعه دانشجویان را محکوم کرده و از شرکت در آن خودداری خواهیم کرد.»
انجمن علمی دانشگاه‌های کردستان نیز در بیانیه‌ای اعلام کرده که در هیچ کلاس حضوری و مجازی شرکت نخواهند کرد.
روز دوشنبه همچنین بیانیه‌ای با امضای “فعالین صنفی دانشگاه تهران” در کانال‌های تلگرامی دانشجویان منتشر شد که در آن از دانشجویان خواسته شده است از شرکت در کلاس‌ها خودداری کنند.
در این بیانیه خطاب به استادان آمده است: «خطاب به اساتید و بدون لکنت می‌گوییم که دستان همبستگی مردم را رها نکنند. مهسا را، محسن را، عبدالله را، نوید را و هزار ستاره‌ی دیگر را که می‌توانستند بهترین شاگردان شما و نزدیکترین دوستان ما باشند. آنان اکنون ستاره‌ شدند. فراموش نکنیم».
دوشنبه شب (۴ مهر) ویدیوهای زیادی از ادامه اعتراضات در شهرهای مختلف در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. از جمله ویدیویی از سنندج منتشر شده که نشان می‌د‌هد نیروهای امنیتی مستقیم به طرف مردم شلیک می‌کنند. گفته شده است، محل این ویدیو حد فاصل میدان بهاران و میدان قبا است.
همچنین ویدیوهایی از کرمانشاه، تبریز، مریوان و تهران منتشر شده که ادامه اعتراضات را در دوشنبه شب نشان می‌دهد.
سازمان حقوق بشر ایران روز دوشنبه اعلام کرد که تعداد کشته‌شدگانی که این سازمان توانسته تایید کند به ۷۶ نفر رسیده است.
این سازمان در سایت خود نوشته است: «ویدیوهای منتشر شده و گواهی‌های فوت که به دست سازمان حقوق بشر ایران رسیده‌اند، شلیک مستقیم با استفاده از گلوله جنگی را تایید می‌کنند.»
واقعیت مهم آن است که در حکومت دین‌سالار “نمایندهٔ خدا بر زمین” گسترش و ژرفش شکاف طبقاتی نه‌تنها برگشت‌پذیر نیست، بلکه حفظ اقتصاد سیاسی ناعادلانهٔ موجود که دیکتاتوری حاکم به آن متکی است، سبب گسترش و افزایش فقر و نابرابری در جامعه است. همین عامل عینی و ملموس باعث شده است که آگاهی اکثر مردم ایران، یعنی طبقۀ کارگر و دیگر زحمتکشان و بازنشستگان، در مورد ریشهٔ مسائل بنیادی معیشتی و پیشبُرد خواست‌های صنفی آنها بیشتر و بیشتر شود. زحمتکشان کشور بیش از پیش متوجه پیوند تنگاتنگ مبارزهٔ صنفی و اقتصادی با مبارزه برای تحقق حقوق و آزادی‌های اجتماعی و فردی می‌شوند. چنین است که مبارزات معیشتی به مبارزات سیاسی گره می‌خورد.
واقعیت این است که تشکیل جبهۀ وسیع ضددیکتاتوری متشکل از سازمان‌ها و حزب‌های سیاسی، با شعار مشترک “حذف کامل حاکمیت مطلق ولایت فقیه” بر محور یک برنامۀ مشترک حداقل برای گذار از دیکتاتوری و برقراری جمهوری ملی و دموکراتیک، می‌تواند پیش‌زمینۀ شکل‌گیری رهبری جمعی کارآ و شایسته در داخل کشور را برای هدایت مبارزۀ دشوار جنبش مردمی تا پیروزی فراهم کند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا