زنان

نامت رمز عبور همه ما از این شب تار شده

سلام رفیق مهسا؛ چهل روز از آن روز که تو را با خودشان بردند و دیگر تو را به ما برنگرداند گذشت! اما امروز وقتی با جماعت انبوه آن مسافت طولانی را با تو راه رفتیم و وقتی تو رفتی از آن بلندی سیل جماعت را نگاه کردی، شاید خودت هم باور نمی‌کردی این همه جماعت به خاطر تو آمده‌اند.

راه عشق که هیچش کناره نیست…

مریم یحیوی

راستش را بخواهی همه‌مان به تو حسودی‌مان شد. همه‌مان گریه کردیم. اما امروز گریه‌هامان گریه خوشحالی بود. تو قدم به به قدم دست در دست همه ما راه رفتی. باور میکنی حتی دست مرا هم محکم در دستانت فشردی. با ما گریه کردی. دستت را به صورتم کشیدی و با انگشتت اشکم را لمس کردی. امروز تو متکثر در کنار همه ما بودی.

امروز و این روزها این ها این قوم ظالم به چشم خود دیده اند بعد از تو هزاران هزار مهسا از میان این زنان این دانش آموزان این دانشجویان این معلمان این کارگران این پزشکان ،بلوچ و ترک و فارس و عرب و لر و گیلک و کرد جوانه زده است. چهل روز است که نامت رمز عبور همه ما از این شب تار شده است.

باور میکنی امروز حتی پدر پزشک و بازنشسته پیر انقلابی من به همراه دانشجویان دانشگاهش در میان جماعت بود. من به چشمان خودم دیدم و با گوش‌های خودم شنیدم که او بلند فریاد مرگ بر دیکتاتور داد! من حتی یک لحظه دیدم که تو کنار او و دانشجویانش راه می‌رفتی می‌خندیدی گریه می‌کردی…

مهسا ما همه‌مان دیگر می‌دانیم این حاکمیت و حاکمانش سالهاست تباه شده‌اند و تباه کرده‌اند. اما نه… این پایان کار نیست! امروز دوباره همه‌مان فهمیدیم این چهل روز و امروز دوباره امید را به زنان و جوانان و این سرزمین برگردانده است. یادت هست امروز کنار گوش تو همه‌مان بلند بلند فریاد می‎زدیم: زن زندگی آزادی و تو بلند فریاد زدی: زنده باد آزادی… آزادی… آزادی

برگرفته از اینستاگرام نویسنده

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا