دیدگاه‌ها

هدف از رزمایش های نظامی در مرزهای شمالی

محمد حسین یحیایی

باید هشیار بود و فرصت به ماجراجویی رژیم نداد، اتحاد و یکپارچگی را در مبارزه با رژیم ولایت حفظ کرد و پیش رفت زیرا رژیم توانایی اداره جامعه را ندارد و جامعه هم پذیرای یک نظام ارتجاعی و قرون وسطایی نیست و جوانان برای پایان دادن به این رژیم وارد میدان شده اند…

رژیم جمهوری اسلامی با عمیق ترین بحران سیاسی و اقتصادی در درون و دیپلوماسی در برون روبرو شده است که به نظر می رسد رهایی از آن غیر ممکن خواهد بود، زیرا خشم فرو خورده سالیان طولانی با کشته شدن دختر جوانی بنام « مهسا امینی » که سمبل جنبش و خیزش مردمی شده به بیرون زده و همچنان ادامه دارد. رژیم جمهوری اسلامی با کاربرد همه تاکتیک ها، خشونت و کشتار ها تا کنون موفق به کنترل اعتراضات و گاهی اعتصابات در گستره کشور نشده و در مواردی با بن بست روبرو شده است. تا جائیکه دیگر نمی تواند مثل گذشته با حمله های برق آسا و گازانبری ( بقول قالیباف رئیس مجلس فرمایشی ) جنبش را جمع آوری و به تظاهرات پایان دهد، شاید یکی از دلایل آن طولانی شدن تظاهرات، همبستگی داخل و خارج، مشارکت توده های محروم، اقوام و ملل پیرامونی و جوانان دهه ۸۰، مدارس و دانشگاه هایی باشد که ویژه گی های خود را دارند و برای نخستین باربا مقدس زدایی از رژیم وارد خیابان شدند. این نسل عصیانگر و بستوه آمده از عملکرد رژیم به شدت خشمگین و همزمان ظلم گریزند، حرف شنوی و فرمانبری از مقامات حکومتی، دانشگاهی و مدارس حتی خانواده خود ندارند، به شدت سرخورده و مایوس از آینده اند، دیگر نمی خواهند در مسیری حرکت کنند که رژیم ارتجاعی با قوانین و فرامین ارتجاعی خود جلوی پای آنها می گذارد، از آن رو در روند گسترش تظاهرات رادیکالتر عمل می کنند، تابع قید و بند رژیم ساخته نیستند و ابزاری هم در دست دارند که می توانند با جهان ( انترنت، اطلاعات و زبان ) ارتباط برقرار کنند، در نتیجه رژیم با نسلی روبروست که هیچ اعتماد و باوری به یکدیگر ندارند و هر روز بیشتر از همدیگر دور می شوند. زیرا رژیم در حالت ایستا و جامعه بویژه جوانان پر شور و خروش در حالت پویا قرار دارند و در موارد زیادی همدیگر را درک نمی کنند.

رژیم جمهوری اسلامی برای برون رفت از بحران به تاکتیک های دیرین خود دست می زند، کشتار راه می اندازد، خرابکاری در اموال شخصی و عمومی می کند، برای تحریک مردم با استفاده از باور های مذهبی آنان اماکن مذهبی را به آتش می کشد تا ناامنی و ترس در جامعه بوجود می آورد، همراه با آن خشونت می ورزد و تبلیغات نادرست راه می اندازد و با برخورداری از همه ابزار سرکوب نیرو های سرکوبگر خود را به مناطق دور دست مانند سیستان/ بلوچستان و کردستان گسیل می دارد تا جنایت بیآفرینند، کشتار جمعه ( ۸ مهر ) خونین در زاهدان و شهر های کورد نشین نشانه های بارزی از پیشبرد این سیاست است، رژیم در بوق و کرنا می دمد که خطر تجزیه، سوریه ای شدن و پیشگیری از رشد سریع، کشور را تهدید می کند تا دستآویزی برای جنایت های خود داشته باشد، در راستای پیشبرد این سیاست و جنایت مخوف همه ابزار های اطلاعاتی نوین و انترنتی را کاملا بسته و یا به شدت محدود کرده است، در این میان برای انحراف افکار عمومی از تظاهرات و اعتصابات داخلی به ماجراجویی در بیرون از مرز ها پرداخته است. حمله موشکی و خمپاره ای به مناطقی در اقلیم کوردستان عراق به بهانه مبارزه با پیشمرگه های حزب دمکرات کردستان در این راستا است که در این حملات تعدادی زن و کودک جان باختند و همچنان بخشی از نیرو های نظامی خود را در مرز بصورت آماده باش و آرایش جنگی و حتی حمله ناگهانی نگهداشته است تا در صورت احساس خطر در درون به ماجراجویی در برون از مرز ها بپردازد. در حمله به قرارگاه های کورد ها نیرو هایی از قرارگاه حمزه سیدالشهدا به فرماندهی « محمد تقی اصانلو » شرکت کردند که نقل و انتقالات خود را شبانه انجام دادند و این درحالی انجام گرفت که فراخوان های پی در پی برای اعتراض و اعتصاب در شهر های سنندج، سقز، مریوان، بانه و… همچنان ادامه دارد.

هنگامیکه تظاهرات در داخل رو به گسترش بود و هر روز دامنه وسیعتری بخود می گرفت، رژیم درمانده در داخل رزمایش بسیار وسیع و گسترده ای با شرکت ارتش با یگان های ویژه، توپخانه، چتر ریز، بالگرد و پهپاد و ابزار های دیگر جنگی در مرز های شمالغربی و رودخانه ارس انجام داد، که گویا هدف از آن هشدار به جمهوری آذربایجان بود. سردار « علی اکبر پورجمشیدیان » هم آهنک کننده سپاه و فرمانده رزمآیش در گفتگویی نخست به مسائل داخلی پرداخت و گفت: این انقلاب مزین به خون هزاران شهید است با درآوردن چند روسری خدشه ای به آن وارد نمی شود و ادامه داد: ما ضرورت دارد نمایش قدرت داشته باشیم. کشور های همسایه ( جمهوری آذربایجان ) حضور اسرائیلی ها در منطقه را توهم دائمی ایران می دانند، امیدوارم این واقعا توهم باشد که اگر اینگونه نباشد تبعات حضور اسرائیل را خواهند دید… در این راستا رزمآیش های نظامی نوبتی در مرز های جمهوری آذربایجان در سال های اخیر بویژه بعد از پس گیری « قره باغ » از سوی آذربایجان که سال ها در کنترل ارمنستان بود بدفعات انجام گرفته و هر بار نیز بر وسعت عملیات و نمایش رزمآیش افزوده شده است. « کیومرث حیدری » فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی با تکرار همین گفتار می گوید: ایران حضور اسرائیل و داعش را در منطقه بر نمی تابد.

جنگ ۴۴ روزه که به آزادی قره باغ انجامید، شرایط سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی منطقه را دگرگون کرد. نبرد خونینی که سال ها ادامه داشت و بیش از ۳۶ هزار در آن کشته و بیش از یک میلیون آواره شده بودند با میانجیگری فدراسیون روسیه به پایان رسید و توافق نامه ۹ ماده ای بین آذربایجان، ارمنستان و روسیه در پائیز ۲۰۲۰ به امضا رسید. آذربایجان در جنگ از سلاح های ساخت اسرائیل و ترکیه ( پهپاد ها هاروق از اسرائیل و بایراکتار از ترکیه) استفاده کرد و رابطه اش را با آن دو کشور مستحکم کرد در این پروسه بگونه ای جمهوری اسلامی ایران که خود را ذینفع در منطقه می دید و تلاش می ورزید در محاسبات سیاسی منطقه در نظر گرفته شود، کنار گذاره شد که موجب خشم و اندوه تهران و دیپلوماسی معیوب آن شد، همزمان جای پای ترکیه در منطقه محکم تر شد که با حمایت مستقیم از جمهوری آذربایجان در دل مردم آذربایجان جای گرفت تا جائیکه در جشن پیروزی « رجب طیب اردوغان » در باکو شرکت کرد و شعر « آیریلیک » ارس را خواند که موجب تیرگی رابطه میان تهران و آنکارا شد، در این میان رزمآیش مشترک ترکیه، پاکستان و آذربایجان خشم تهران را برانگیخت. از ان روز به بعد دشمنی پنهان و آشکار با جمهوری آذربایجان بالا گرفت و رزمآیش های تهدید آمیز سپاه و آرتش با همه ادوات و ابزار جنگی در مرز های آذربایجان ادامه یافت. در همه این رزمآیش ها ایران مخالفت خود را با تغییر مرز ها در منطقه به زبان آورد تا آخرین رزمایش که بعد از آغاز اعتراضات در ایران بود رنگ دیگری بخود گرفت که به نظر می رسد هدف از آن انحراف افکار عمومی از تظاهرات داخلی به خارج باشد.

پیش از این رزمایش « الهام علی اوف » رئیس جمهور آذربایجان در سخنرانی خود در مجمع کشور های مستقل همسو ایران را متهم کرد که از مسیر کریدور ارمنستان به اروپا و مراکز دیگر مواد مخدر صادر می کند و از آن رو با گذرگاه زنگزور که مستقیم ترکیه را به نخجوان/ باکو و کشور های آسیای میانه وصل می کند مخالفت می ورزد، البته این مخالفت از سوی مقامات نظامی و سیاسی ایران بطور واضح و روشن بیان می شود در این راستا « تسنیم » خبرگزاری وابسته به سپاه می نویسد: ارمنستان دروازه ایران به اروپا در صادرات و واردات کالاست و این دروازه اهمیت فراوانی برای ایران دارد.جمهوری اسلامی و فرماندهان رزمایش در هر عملیاتی که نام های گوناگون مانند « فاتحان خیبر »و غیره به آنها می دهند به رجز خوانی می پردازند نه تنها جمهوری آذربایجان بلکه ترکیه را هم به باد انتقاد می گیرند و گاهی هم همراه با هشدار تهدید می کنند.هنگامی که پروژه های زیربنایی با کمک ترکیه در خاک آذربایجان به اجرا در می آید میزان هشدار و تهدید افزایش می یابد. در آخرین نمونه آن می توان به گشایش فرودگاه بین المللی زنگیلان اشاره کرد که اردوغان در گشایش آن شرکت کرد. اردوغان در این مراسم گفت: باکو توسعه و بازسازی مناطق آزاد شده را که واقعا به ویرانه ای تبدیل شده بود بار دیگر آغاز کرده و نوسازی می کند و این نوسازی همواره از سوی آنکارا حمایت خواهد شد. باکو و آنکارا خواهان مشارکت دادن ایران در هیچکدام از این طرح ها نیستند. تهران نگران آن است که در کریدور های چند گانه بویژه از کریدور جنوب به شمال کنار گذارده شود، در نتیجه با آغاز و گسترش روزافزون تظاهرات و اعتصابات در داخل فعالیت های نظامی و دیپلوماسی خود را فعال تر می کند. همزمان با رزمایش های نظامی با عملیات احداث پل شناور بر روی رودخانه مرزی ارس، اجرای عملیات پهپادی، کمین و انفجاری، آتش باری و تاخت شبانه و چتر ریزی در منطقه پارس آباد « امیر عبدالهیان » وزیر امور خارجه را به ارمنستان می فرستد تا با دفاع از ارمنستان یادآور شود که تهران با هرگونه تغییر در کریدور های تاریخی مخالف است و آن را تحمل نخواهد کرد و حتی این خط قرمز تهران است و ادامه می دهد: جمهوری اسلامی از اقدامات راهبردی در مسیر های دیپلوماتیک و نظامی استفاده خواهد کرد تا نگذارد اینگونه پروژه ها اجرایی شود، همسو با آن گشایش سرکنسولگری ایران در « قاپان» را در استان سیونیک مژده می دهد که تنها ۴۴ کیلو متر با مرز ایران فاصله دارد. همراه با این فعالیت ها سخن از « دالان تورانی » به میان آمده که گویا ترکیه را به آذربایجان و ادامه آن تا آسیای مرکزی پیش خواهد برد. جمهوری اسلامی در مخالفت با آن برخی از کارشناسان جنگ طلب و هوچی گر را بکار می گیرد و در یک برنامه تلویزیونی از « ابوالفضل ظهره وند » که در سال های پیش سفیر ایران در ایتالیا و افغانستان بود دعوت می کند تا رخداد های مرزی بین ایران و جمهوری آذربایجان را مورد ارزیابی قرار دهد. ظهره وند همراه با تحقیر زبان ترکی می گوید: ساکنین نخجوان و مناطق دیگر خود را متعلق به ایران می دانند، باید سر باکو زد و گفت با دم شیر بازی نکن، ایران باید برای دفاع از ارمنستان وارد آنجا شود و پیمان دفاعی بین روسیه، ایران و ارمنستان منعقد شود، ایران باید در منطقه مسقر شود زیرا منطقه رگ حیات تمدنی ماست، گویا جنبشی هم در نخجوان برپا شده که خواهان برگشت به سرزمین مادری خود هستند. این گفتار تحریک آمیز نشانگر آن است که رژیم جمهوری اسلامی برای سرکوب تظاهرات و مخالفین در داخل به ماجراجویی در خارج خواهد پرداخت و مانند سال های نخست انقلاب ( دهه ۶۰ ) را با وحشت، ظلم، اعدام و جنگ بازسازی خواهد کرد. باید هشیار بود و فرصت به ماجراجویی رژیم نداد، اتحاد و یکپارچگی را در مبارزه با رژیم ولایت حفظ کرد و پیش رفت زیرا رژیم توانایی اداره جامعه را ندارد و جامعه هم پذیرای یک نظام ارتجاعی و قرون وسطایی نیست و جوانان برای پایان دادن به این رژیم وارد میدان شده اند…

محمد حسین یحیایی

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا