زنان

ما ایستاده‌ایم و با دست خالی نمی‌ترسیم، تو تا دندان‌مسلح، از ما می‌ترسی

همین که مردم خیابان را رها نکردند و با همه‌ی خطراتی که دارد و نیروی سرکوبگری که قصد توقف خشونت را ندارد، یعنی ما هستیم. یعنی این جنبش سرباز ایستادن ندارد.»

گزارش یک معترض:

«خیابان شریعتی شلوغ است هنوز تا شروع تظاهرات دو ساعت مانده است. زنان بدون حجاب در تردد هستند، نزدیک مترو شریعتی نیروهای گارد مستقر شدند. زنان بدون روسری کنار خیابان نشستند. حجم زنان چه مسن چه جوان چه میانسال بدون حجاب قابل توجه است. مدام ماشین ها بوق می‌زنند.

ساعت چهار است، کمی پایین تر از میدان قدس ده نفر ده نفر شعار «مرگ بر دیکتاتور»  سر می‌دهند.

خروجی مترو تجریش، جلوی شهرداری، نیروهای سپاه مستقر شدند. سر خیابان دربند نیز موتورسواران گارد ایستادند. آن سوی خیابان، نزدیک خروجی مترو دارند #زن_زندگی_آزادی  می‌گویند. سپاهی‌های سمت شهرداری به این سو می‌آیند و اسلحه به دست، رو به مردم و همه را تهدید به متفرق شدن می‌کنند.

دستفروشان بساطشان را با عجله جمع می‌کنند.

فضا ملتهب است. زنان و مردان زیادی در تردد هستند مشخص است برای تجمع آمده اند اما به دلیل حضور لباس شخصی‌ها و نیروهای گارد و سپاه نمی‌توانند جمع شوند. صدای مرگ بر دیکتاتور می‌آید و گاز اشک آور پرتاب می‌شود. مسیر به سمت پارک‌وی همین است. زنان جوان زیادی در ترددند و از جلوی نیروهای گارد بدون حجاب رد می‌شوند. مدام از یک سمت به سمت دیگر می‌روند. باغ فردوس را بستند و نیروهای سپاه و لباس شخصی پر است.

تا محمودیه می‌روم و برمی‌گردم. در طول مسیر مدام اشک‌آور می‌زنند و مردم آتش روشن کردند یا دود سیگار را به چشم هم فوت می‌کنند.

ماشین‌ها بوق می‌زنند، سمت امامزاده صالح پر از نیرو است و لیزر می‌اندازند روی ماشین‌هایی که بوق می‌زنند.

بازار از ساعت ۴ که رسیدم تعطیل بود، بقیه مغازه‌های نزدیک مترو هم حالا نزدیک ساعت ۶ است که بسته‌اند. نیروهای سرکوبگر آنقدر اشک‌آور زدند که روبروی خروجی مترو تجریش، نزدیک بازار، خودشان آتش روشن کردند. عربده می‌کشند که کسی از این مسیر عبور نکند، مردم دم مترو ایستادند.

داخل مترو می‌شوم و یکباره مردم هجوم می‌آورند داخل. گویا بیرون مترو شلوغ شده است. زنی مترو شریعتی سوار می‌شود. گاز اشک‌آور استنشاق کرده است و می‌گوید یک پسر جوان را تیر زدند و بعد اشک‌آور انداختند. زن، اشک‌آور را پرتاب کرده به سویی دیگر.

فروشنده  مترو میرداماد سوار می‌شود و می‌گوید کمی پیشتر، آنقدر داخل مترو اشک‌آور انداختند که به سختی مردم می‌توانستند نفس بکشند. می‌گوید قلهک به شدت شلوغ بوده است.

به دروازه دولت می‌رسم. مترو دروازه دولت شلوغ است. شعار می‌دهند، هردو طرف در حالی که دست می‌زنند. مرگ بر دیکتاتور و زن زندگی آزادی، آزادی آزادی آزادی را فریاد می‌زنند. داخل واگن هم شعارها ادامه دارد. ایستگاه بعد پیاده می‌شوم‌. خیابان ها شلوغ است، مردم هستند، نیروهای گارد هم هستند. بست‌نشینی یک سنت در ایران است. همین که مردم خیابان را رها نکردند و با همه‌ی خطراتی که دارد و نیروی سرکوبگری که قصد توقف خشونت را ندارد، یعنی ما هستیم. یعنی این جنبش سرباز ایستادن ندارد.»/بیدارزنی

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا