اخبار

آغاز راه طولانی و دشوار؛ “قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان”

امروز در بهشت سکینهٔ کرج مراسم چهلمین روز جان باختن حدیث نجفی برگزار می شود. گزارش ها از “سیل جمعیت” که به سوی آرامگاه حدیث روانه هستند، خبر می دهند. …

جوانان محلات کرج” گفته اند که ترافیک سنگینی در اتوبان کرج – قزوین برقرار است و از مردم خواسته اند با پای پیاده و یا با موتور سیکلت به بهشت سکینه بروند. برخی گزارش ها حاکی است که مردم اتوبان کرج – قزوین را بسته و شعار مرگ بر دیکتاتور می دهند.
گزارش هایی از حمله اوباش سرکوبگر به مردم و درگیری ها در کرج منتشر شده است. یک گزارش می گوید یک هلی کوپتر به سوی مردم تیراندازی می کند.
مسیرها و چالش‌های پیشِ روی جنبش های صنفی و سیاسی ؛ خیزش ها اعتصاب ها و تجمعات مردمی در وضعیت کنونی برآیندی است از تمامی تضادهای طبقاتی، اتنیکی، اقتصادی، اجتماعیِ و سیاسی جامعه با رژیم حاکم، و به‌همین دلیل نمی‌توان هیچ بخشی از خیزش را برابر با کلیت آن قلمداد کرد.
در شش هفتۀ گذشته، پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشتگاه “گشت ارشاد”، کشور دستخوش تحولات مهمی شد. رخدادهای این روزها نشان داد که حکومت ولایت فقیه برای بقای خود و ادامهٔ تحمیل ارزش‌های دینی واپس‌گرا به جامعه، جز تشدید سرکوب و به‌کارگیری سیاست مشت آهنین راه دیگری در پیش نخواهد گرفت. خیزش طیف وسیع طبقات و قشرهای اجتماعی در سراسر ایران برای تحقق آزادی و عدالت اقتصادی-اجتماعی در چند سال اخیر نشان دهندهٔ وضعیتی جدید و متفاوت در جامعه است. این وضعیت، حکومت‌ ارتجاعی جمهوری اسلامی را در رویارویی با اعتراض‌های مدنی و صنفی و سیاسی مردم در سطح خیابان‌ها با چالش‌های جدّی و بزرگی روبه‌رو کرده است.
در این وانفسا، جنبش دانشجویی نه “موتور پیش‌ران” جامعه است و نه نماینده و مظهر آن، بلکه بخشی از این جنبش گسترده و سراسری است و باید با شناخت دقیق امکان‌ها و بالقوگی‌های خود با جنبش هم‌راهی کند.
توضیح نقد: نوشته‌ی حاضر از سوی گروهی از دانشجویان برای سایت نقد ارسال شده است و با توجه به شرایط جنبش بدون ذکر نام نویسندگان منتشر می‌شود.
🔸 اوج‌گیری جنبش‌ دانشجویی و کنش‌های شکوه‌مند دانشجویان در چند هفته‌ی اخیر نویدبخش روزگاری نو در هم‌گامی جنبش‌های گوناگون اعتراضی در سراسر جامعه است. اشکال مختلف بروز این کنش‌ها، از تجمع و تحصن گرفته تا اعتصاب و بیانیه‌، بخش مهمی از خیزش انقلابی این روزهای کشور است. اما تداوم و اثرگذاری جنبش دانشجویی مستلزم بررسی دقیق‌تر ویژگی‌های فضای دانشگاه و شرایط خاص دانشجو در مقام سوژه‌ای صنفی- سیاسی از یک سو، و واکاوی عمیق اقدامات فعلی و آتی رژیم برای سرکوب دانشجویان از سوی دیگر است. نکاتی که در ادامه‌ می‌آید پیشنهادات و مسائلی تاکتیکی است که بحث و گفت‌وگوی بیش‌تر درباره‌شان می‌تواند به درک عمیق‌تر مسیر و چالش‌های پیشِ رو یاری برساند.
🔸 مهم‌ترین مسئله در نظر گرفتن این نکته است که خیزش انقلابی کنونی برآیندی است از تمامی تضادهای جنسیتی، اتنیکی، اقتصادی و اجتماعیِ جامعه با رژیم حاکم، و به همین دلیل نمی‌توان هیچ بخشی از خیزش را برابر با کلیت آن قلمداد کرد. به این ترتیب، جنبش دانشجویی نه «موتور پیش‌ران» جامعه است و نه نماینده و مظهر آن، بلکه بخشی از این جنبش گسترده و سراسری است و باید با شناخت دقیق امکان‌ها و بالقوگی‌های خود با جنبش هم‌راهی کند. بدیهی است که هیچ بخشی از جنبش صرفاً با اتکا به نیروی خود نمی‌تواند به سرنگونی رژیم، خواست اصلی و نهایی همه‌ی مشارکت‌کنندگان، برسد، بنابراین از آن‌جا که چشم‌انداز پیشِ روی خیزش فقط‌وفقط با هم‌یاری و هم‌راهی تمامی بخش‌ها حاصل می‌شود، همه‌ی شاخه‌های متنوع باید تاکتیک‌هایی را به خدمت بگیرند تا در مسیر بلند رسیدن به هدف بیش‌ترین اثرگذاری و بیش‌ترین امکان مبارزه‌ی مداوم را داشته باشند.
🔸 نباید از یاد برد که خیزش انقلابی جاری در ابتدای مسیر بلندِ پیشِ روی خود قرار دارد و موفقیت در این مسیر مستلزم آمادگی برای کنش‌های جمعی در میان‌مدت و بلندمدت است. مهم‌ترین کار شکل‌ دادن به شبکه‌ها و تشکیلاتی است که می‌تواند در روزهای تعیین‌کننده گامی برگشت‌ناپذیر رو به پیش بردارد. تشکیل کمیته‌های اعتصاب، کمیته‌ی پیگیری وضعیت دانشجویان زندانی و تعلیقی، کمیته‌ی حقوقی برای مشاوره‌ی حقوقی به زندانیان دانشجو و غیردانشجو، کمیته‌ی اسکان برای دانشجویان خوابگاهی که از حضور در خوابگاه منع شده‌اند یا بنابه شرایط امنیتی امکان بازگشت به خوابگاه را ندارند، و همین‌طور کمک به اسکان خانواده‌ی زندانیانی که از شهرهای دیگر برای پیگیری وضعیت زندانیان خود می‌آیند و… از جمله اقداماتی است که می‌توان انجام داد. هم‌چنین باید در نظر داشت که تکیه‌ی بیش‌ازحد به تشکل‌های علنی، برای مثال شوراهای صنفی، با این خطر روبه‌روست که با دستگیری فعالانِ اغلب شناخته‌شده‌ی صنفی امکان دارد بخش مهمی از ارتباطات از میان برود و روند مبارزه مخدوش شود. از همین حالا باید شروع به تشکیل کمیته‌ها و تشکیلات تازه کرد.
🔹 متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید:
قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان!
تحولات اخیر نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جامعه بر اثر تجربهٔ خود به این آگاهی رسیده است که ارزش‌های تحمیلی حکومت دینی و برنامه‌های اقتصادی ناعادلانۀ آن با آزادی‌های اجتماعی و صنفی و خواست‌های معیشتی این بخش از جامعه سازگار نیست و جمهوری اسلامی مرتب این آزادی‌ها و خواست‌ها را سرکوب می‌کند. این بخش از جامعه اکنون به این نتیجهٔ درست رسیده است که یا باید خواست‌هایش برای تغییرهای بنیادی و مردمی را فراموش و رنج زیستن در دیکتاتوری مذهبی را تحمل کند، یا باید حکومت ولایت فقیه را حذف کند تا راه برای تحقق خواست‌های مردمی باز شود. به عبارت دیگر، مردم رنج‌کشیدهٔ ایران امروزه به‌خوبی درک می‌کنند که در صورت ادامهٔ حکومت ولایی کنونی، نداها و ستارها و بکتاش‌ها و مهساهای دیگر و بیشتری قربانی خواهند شد و با ثروتمندتر شدن غارتگران متصل به هرم قدرت، اکثر مردم در چنبرۀ فقر باقی خواهند ماند. تحولات اخیر نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جامعه نه‌تنها خواهان “حفظ نظام” نیست بلکه در هر فرصت ممکن، برای عقب نشاندن و حذف دیکتاتوری ولایی وارد صحنۀ مبارزهٔ رودررو می‌شود.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا