جوانان

جنبش دانشجویی راه طولانی و دشوار

اتحاد، مبارزه ، پیروزی می تواند شعاری محوری و ضروری برای اتحاد عمل نیروهای سیاسی و اجتماعی برای پیروزی مردم علیه استبداد حاکم بر کشورمان باشد. با اوج گیری مجدد جنبش های مردمی علیه استبداد در کشورمان ، جوانان، دانشجویان و دانش آموزان چون همیشه و برگرفته از تجربه و سابقه تاریخی مبارزاتی خود ، همچنان در صفوف اول مبارزه قرار گرفته اند و ما شاهد تغییر کیفی در مبارزه مردم هستیم ….
جنبش دانشجویی یکی از پایه های اصلی جنبش مردمی کشور ماست که در روزهای اخیر پرچم پر افتخارش را بر افراشته و دوباره از خاکستر برخاسته و دانشگاه را به کانون رزم بدل کرده است.
دانشگاه و جنبش دانشجویی پس از یک دوره درخشان تا سال ۱۳۹۸ متاثر از همه‌گیری کرونا و تعطیل شدن آموزش حضوری کم کُنش شد و به بیان دانشجویان افسرده. بازگشایی دانشگاه‌ها همزمان با قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی در شهریور امسال اما تصویری تازه از دانشگاه و جنبش دانشجویی که دوره‌های مختلف سرکوب را در چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی و پیش از آن در دوره پهلوی از سر گذرانده است، نمایان کرد. دانشجویان علیه آپارتاید جنسیتی در دانشگاه‌ها به رغم تهدید به اخراج و تعلیق، بازداشت گسترده فعالان دانشجویی و حمله پاسداران ارتجاع به محیط‌های دانشگاهی شوریدند و در چند دانشگاه توانستند سد تفکیک جنسیتی و پوشش اجباری را نه بر اساس بخشنامه و مقررات از بالا که با تصمیم و اراده جمعی خود بشکنند. تصاویر متعددی از حضور دانشجویان بدون حجاب در محیط دانشگاه و کلاس‌های درس و همینطور حضور همزمان مردان و زنان در سالن‌های غذاخوری منتشر شده است. دانشجویان موسیقی در فاصله نزدیک به دو ماه‌ای که از آغاز خیزش می‌گذرد، چند سرود انقلابی ساخته و منتشر کرده‌اند و مبارزه به دانشگاه‌های کوچک‌تر و خصوصی نیز سرایت کرده است. در سخنان مدیران و «تحلیلگر»های امنیتی که برای «گفت‌وگو» با دانشجویان به دانشگاه می‌روند آرام آرام یک نکته نمایان می‌شود: وعده به پذیرش بخشی از مطالبات. یک نمونه اظهارات مسئولان دانشگاه بهشتی تهران است که در واکنش به رفع تفکیک جنسیتی در سالن‌های غذاخوری به صورت ضمنی با این اقدام موافقت کرده و گفته بودند مشکلی پیش نیامده و نخواهد آمد. دانشجویان اما همانند همرزم‌هایشان در مدرسه، خیابان و محیط‌های کارگری خواسته‌ای بزرگ‌تر دارند که تجلی آن در پایان سرکوب و تبعیض در شکل‌های مختلف است؛ آنچه که در «انقلاب ژینا» فریاد زده می‌شود. برای رسیدن به این خواسته راه بلندی در پیش مانده است و بیم آن می‌رود حکومتی که تجربه انقلاب ضد فرهنگی را با بستن دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ دارد باردیگر همین مسیر را برود. این نوشته که با احترام به همه دانشجویان زندانی به یاشار دارالشفا و لیلا حسین‌زاده، دو دانشجوی زندانی تقدیم شده است، نگاهی است به گذشته، حال و آینده جنبش دانشجویی رزمنده.
از آغاز سال تحصیلی جدید و در همبستگی با اعتراضات سراسری در جامعه، دانشگاه‌های بسیاری در شهرهای مختلف صحنه اعتراضات به‌هم‌پیوسته دانشجویی بوده‌اند. دانشجویان در فرم‌های متنوع و مختلفی اعتراض کرده‌اند؛ از تعطیلی کلاس‌ها و تحصن و تجمع گرفته تا صدور بیانیه و سرودخوانی و از بین بردن تفکیک‌ جنسیتی در فضاهای دانشگاه‌. اعتراضات دانشجویی اگرچه در آغاز واکنشی به حوادث جامعه بود، اما پس از چند روز مرکزیت یافت و بدل به نقطه اتصال اعتراض‌های جامعه شد و به تعبیری در چند مقطع شعله جنبش اعتراضی را بالا کشید.
واقعیت این است که گستره و عمق اعتراضات سراسری در ایران به همان اندازه که برای حکومت غافلگیرکننده بوده برای جامعه و نیروهای سیاسی نیز غیرقابل پیش‌بینی و دور از انتظار بوده است. تا همین چند ماه پیش به نظر می‌رسید که پس از اوج‌گیری جنبش دانشجویی در دی‌ماه ۹۶ و آبان ۹۸ نوعی رکود در فضای دانشگاه حاکم شده و به عبارتی پایگاه دانشگاه به دلایل مختلف از دست رفته است. اما اتفاقات دانشگاه در هفته‌های اخیر بار دیگر نشان داد که سنت‌ها هیچ‌گاه از بین نمی‌روند. دانشگاه به طور سنتی عرصه حضور گروه‌های مترقی و به طور مشخص تفکر چپ بوده و در هفته‌های اخیر این ویژگی در دانشگاه‌ها بارز بوده است.
هفته‌هاست که دانشجویان به نیروهایی رزمنده بدل شده‌اند و در موارد متعددی دانشگاه را به تمامی از آن خود کرده‌اند. با گذشت چند هفته از اعتراضاتِ مداوم اینک جنبش دانشجویی باید تحلیل مشخصی از وضعیت فعلی دانشگاه و جامعه داشته باشد و با این پرسش‌ها مواجه شود که: تا چه زمانی می‌توان اعتراض‌ها را در درون دانشگاه‌ها ادامه داد؟ چه زمانی و چگونه می‌توان اعتراض‌ها را به بیرون از دانشگاه کشاند؟ چگونه می‌توان اعتراض‌های دانشجویی را به دیگر جنبش‌های اجتماعی پیوند زد؟ و اینکه چگونه میتوان سرکوب‌ها را در درون دانشگاه کم‌اثر کرد؟
مواجهه با این پرسش‌ها و پرسش‌هایی نظیر این ضروری است اگرچه در حین مبارزه چندان فرصتی برای تامل کردن و پاسخ دادن به آنها وجود ندارد. با این حال یافتن پاسخ برای این پرسش‌ها و برنامه‌ریزی بر پایه این پاسخ‌ها حیاتی‌اند و ادامه مسیر همان‌قدر که به فعال نگه داشتن اعتراضات در دانشگاه‌ها وابسته است به تحلیل مشخص از وضعیت فعلی و مواجهه انتقادی با مسایل پیش رو هم بستگی دارد. باید به یاد بیاوریم که یکی از نقاط ضعف جنبش دانشجویی و به طور خاص چپ دانشجویی در سال‌های گذشته فقدان تحلیل بلندمدت بوده است. تحلیلی که در آن هم مسیر راه آینده مشخص باشد و هم به پیش‌بینی مواجهه حکومت بپردازد. جنبش دانشجویی باید بتواند از شکل واکنشی به سمت حرکت بر اساس تحلیل‌های بلندمدت‌تر گام بردارد و بر اساس این تحلیل برنامه‌ای برای سازماندهی و بازسازماندهی در برابر ضربه‌های سرکوب و روند ارتباط‌گیری با سایر جنبش‌های اجتماعی تدوین کند.
جنبش دانشجویی در طول دهه نود مسیرها و روندهایی قابل توجه را پشت سر گذاشت که توجه به آنها بخشی از امکان‌ها و محدودیت‌های پیش روی جنبش دانشجویی را مشخص می‌کند. درواقع برنامه آینده با تحلیل شرایط امروز و نگاه به تجربیات گذشته محقق می‌شود.
جنبش دانشجویی و به طور مشخص چپ دانشجویی در طول دهه نود با تمرکز بر مسایل حیات مادی دانشجویی پیش رفت و توانست تا حد قابل توجهی با پاسخ مثبت بدنه دانشجویی روبرو شود و حمایت آنها را به دست آورد. تجربه دانشجویان چپ و به طور کلی دانشجویانی که در قالب شوراهای صنفی در دهه نود فعالیت کردند، نشان می‌دهد که آنها تا حدود زیادی درک درستی از وضعیت جامعه داشتند و تلاش کردند به مسایل و پرسش‌های زمانه‌شان پاسخ دهند. چپ دانشجویی در طول دهه نود توجه‌ای ویژه به مسئله زنان و مسئله اقلیت‌ها و قومیت‌ها داشت و می‌کوشید به میانجی مسایل انضمامی خود دانشگاه با مسئله زنان و اقلیت‌ها و حق تعیین سرنوشت پیوند بخورد.
حضور پررنگ دختران دانشجو در فعالیت‌های دانشجویی و شوراهای صنفی از یک‌سو و بر هم زدن ساختار بالا به پایین و ایجاد فرمی سیال و افقی در فعالیت‌های دانشجویی از جمله وجوه بارز جنبش دانشجوی مترقی در دهه نود بود. درواقع دانشگاه در طول دهه نود به نوعی علیه جلوه‌های متعدد مردسالاری و تبعیض‌های جاری در دانشگاه ایستاد. تلاش‌هایی نظیر اعتراض به ساعت حضور در خوابگاه‌های دخترانه و درگیری مداوم دختران دانشجو با پوشش اجباری و نیروهای حراست دانشگاه‌ها نمونه‌های روشنی از برجسته شدن مسئله زنان در فعالیت‌های دانشجویی در دهه نود بود. در آن دوره مسئله پوشش به موضوعی محوری و صنفی در جنبش دانشجویی بدل شد. برای مثال در اردیبهشت سال ۹۸ اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به پوشش اجباری نمونه‌ای قابل اتکا و قابل توجه در طول چند دهه‌ای است که زنان با پوشش اجباری روبرو بوده‌اند. این اعتراض گسترده دانشجویی به گونه‌ای مشخص هم علیه پوشش اجباری و تبعیض بود و هم علیه اپوزیسیون راست خارج از کشور که مسئله زنان را به مسئله حجاب تقلیل می‌دهند. این ویژگی‌ها در شعارهای دانشجویان کاملا آشکار بود: «بیکاری، بیگاری، حجاب زن اجباری»، «علی‌نژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد»، «دانشگاه پول‌گردان، ستم علیه زنان».
به این ترتیب می‌توان گفت مسئله زنان، پوشش اجباری و تفکیک جنسیتی در فضاهای دانشگاه موضوعاتی بوده‌اند که فعالین دانشجویی در دهه نود توجهی ویژه به آنها داشتند و بارها برای مقابله با آنها دست به عمل زدند. توجه به تجربه‌های پیشین می‌تواند پیشنهادهای قابل توجهی برای ادامه مسیر جنبش دانشجویی به همراه داشته باشد.
چپ دانشجویی اگرچه در سال‌های دهه نود بر مسایل درونی دانشگاه تمرکز داشت و نقطه ثقل فعالیت‌هایش را بر مسایل انضمامی دانشجویی قرار داد، اما در گام‌های بعدی توانست با جنبش‌های اجتماعی دیگر پیوند بخورد و گستره فعالیت‌هایش را بسط دهد. درواقع گامِ صحیح آغازین پایه‌ای برای گام‌های بعدی بود که برداشته شد.
جنبش دانشجویی در سال‌های دهه نود به میانجی امر صنفی به همبستگی با دیگر جنبش‌های اجتماعی که آنها هم تحت ستم سیاست‌های نئولیبرالی بودند پرداخت. اجرای چند دهه سیاست‌های نئولیبرالی به طور همزمان دانشجویان، کارگران، معلمان و بازنشستگان را عاصی و معترض کرده و درواقع آنها را به مبارزه‌ای مشترک کشانده و هم‌سرنوشت‌شان کرده است. در دهه نود جنبش دانشجویی با درک این وضعیت که مبازه آنها مبارزه‌ای هم‌سرنوشت با دیگر گروه‌های اجتماعی است به همبستگی با دیگر گروه‌های تحت ستم اندیشید. به میانجی همین درک و دریافت بود که در سال ۹۶ تلاش برای لغو طرح دولت با عنوان کارورزی به پیوند جنبش دانشجویی و دیگر جنبش‌های اجتماعی یاری رساند. این پیوند و همبستگی در همان سال و در حضور چشمگیر دانشجویان در تجمعی در کنار کارگران و معلمان مشاهده شد. در سال ۹۶ تجمعی در حمایت از رضا شهابی، فعال کارگری که آن زمان در اعتصاب غذا به سر می‌برد، برگزار شد و دانشجویان حضور پررنگی در این تجمع داشتند. این اعتراض اگرچه با سرکوب خیابانی مواجه شد اما نکته قابل توجه این بود که دانشجویان پس از این سرکوب نه تنها پراکنده نشده و عقب نکشیدند بلکه اعتراض را در درون دانشگاه ادامه دادند. این تجمع اعتراضی تنها چند هفته پیش از اعتراض‌های گسترده دی ماه ۹۶ برگزار شد. اعتراضی که در آن شعار دانشجویان یعنی «اصلاح‌طلب اصولگرا/ دیگه تمومه ماجرا» به شعار محوری و سراسری تبدیل شد و این نشان می‌دهد که جنبش دانشجویی در آن برهه تاثیری فراتر از دانشگاه داشت.
پیوند میان جنبش‌های دانشجویی، کارگری و معلمان در آن زمان تجربه‌ای قابل اتکا است که باید مورد بازخوانی و توجه قرار بگیرد. در آن سال حمایت دانشجویان از معلمان و کارگران با پاسخ متقابل آنها روبرو شد و به نوعی پرچم مبارزه میان آنها دست به دست می‌شد و این باعث سردرگمی نیروی سرکوب شده بود. در فرصتی که یکی از این گروه‌های اجتماعی مبارزه را پیش می‌برد گروه‌های دیگر به بازیابی و سازماندهی دوباره می‌پرداختند و درواقع این گروه‌ها این فرصت را داشتند تا پس از حمله و سرکوب حکومت به سازماندهی دوباره دست بزنند. این روند در سال ۹۸ هم ادامه داشت و در نهایت در در اول ماه مه سال ۹۸ به همراهی دانشجویان با کارگران در مراسم روز کارگر منجر شد که با بازداشت تعدادی از دانشجویان همراه بود. در آبان سال ۹۸ نیز چپ دانشجویی و به طور کلی جنبش دانشجویی حضور و تاثیری قابل توجه داشت اما پس از آن به مرور دانشگاه رو به افول رفت. اینکه چرا پس از آبان ۹۸ فعالیت‌های جنبش‌ دانشجویی تضعیف شد موضوعی قابل بحث است که چهره‌هایی از خود دانشجویان تلاش کرده‌اند به آن پاسخ دهند. برای نمونه لیلا حسین‌زاده و یاشار دارالشفاء، که اینک هر دو در زندان هستند، در بخشی از مقاله‌ای مشترک با عنوان «چشم‌انداز کنونی جنبش دانشجویی» که در ۱۶ آذر ۱۳۹۹ منتشر شد نوشته بودند:«دانشجویان در آبان‌ماه، شاهد بالاترین رادیکالیسم سیاسی در خیابان بودند؛ گویی پس از آبان دیگر پیگیری مسائل جزئی و انضمامی، زیاده‌کاری به حساب می‌آمد و تلف کردن وقت بود. بنابراین شعار “صنفی، سیاسی است” از سه جهت، یعنی پررنگ شدن هویت‌گرایی، تمرکز بر انتزاع به جای انضمامیت و تاکید بر امر سیاسی صرف، محاصره شد. از طرفی دیگر به‌طور ویژه با تغییر نسل فعالین، دیگر تجربه مستقیم این که چگونه می‌توان از امر انضمامیِ خُرد، بالاترین سطح سیاست ورزی رادیکال را بیرون کشید وجود نداشت و انتقال تجربه‌ی موثری نیز در این زمینه صورت نگرفت؛ به همین دلیل در میان نسل جدید فعالین شعار “صنفی سیاسی است” هر چه بیشتر رنگ باخت و جای خود را به رد کار صنفی انضمامی‌ای داد که درگیر جزئیات و پیگیر حل مشکلات خُرد دانشجویان بود. چنین رویکردی به رغم ماهیت تاسیسی جریان صنفی، بین بدنه فعالان صنفی و بدنه دانشجویان شکافی ایجاد کرد و فعالین صنفی را از بدنه دانشجویی متمایز ساخت. این امر خود به تنهایی در کاهش توان پیشروی، بسیار موثر بود.»
نویسندگان این مقاله در سال‌های مختلف و در قالب سخنرانی‌ و مقاله‌ به تحلیل وضعیت جنبش دانشجویی پرداخته‌اند و کوشیده‌اند تجربه‌های جنبش دانشجویی را در سال‌های گذشته صورت‌بندی کنند. اگرچه فعالین دانشجویی دیگر نیز در مواردی چنین کرده‌اند اما حضور مستمر و پیگیر دارالشفاء و حسین‌زاده در جنبش دانشجویی سبب شده تا آنها بتوانند نگاهی انتقادی از درون داشته باشند. بازخوانی این تحلیل‌ها و تجربه‌ها می‌تواند تا حدی به پرسش‌های پیش‌روی جنبش دانشجویی پاسخ دهد.
در چند هفته اخیر دانشجویان دستاوردهای بزرگی در مبارزات‌ و مقاومت‌هایشان به دست آورده‌اند. آنها از یک سو اراده و خواست خود را بر فضای دانشگاه حک کرده‌اند و از سوی دیگر در برابر موج‌های مختلف سرکوب ایستادگی کرده‌اند. اما در سوی مقابل، هزینه‌های زیادی هم داده‌اند که از بازداشت تا ممنوع‌الورود شدن و تعلیق و اخراج را شامل می‌شود. باید توجه داشت که هر بازداشت برای یک جنبش اجتماعی هزینه‌زا است و از توان آن می‌کاهد در نتیجه باید به تاکید بر این واقعیت در پی راه‌های متنوع و متعدد برای مقابله با سرکوب بود. بخشی از بازداشت‌ها و برخوردها برای ایجاد رعب صورت می‌گیرند که این‌بار نتیجه‌ای نداده‌اند و باعث سردرگمی نیروهای سرکوب شده است اما بخش دیگری از بازداشت‌ها، دستگیری فعالان برجسته‌تر است که این به کاهش توان جنبش منجر می‌شود و باید در پی بی‌اثر کردن‌اش بود. تقویت شوراهای صنفی از یک‌سو و در کنار آن شکل دادن به کمیته‌های مختلف دانشجویی می‌تواند در وضعیت فعلی راهگشا باشد.
سازماندهی در قالب کمیته‌های دانشجویی و برنامه‌ریزی برای گام‌های بعدی می‌تواند حفاظی در برابر سرکوب به وجود بیاورد. همچنین بر اساس امکان‌هایی که شوراهای صنفی و کمیته‌ها می‌آفرینند می‌توان به ارتباط‌گیری منسجم میان دانشگاه‌های مختلف کشور دست یافت و دست به اقدامات جمعی و مشترک در سطحی فراتر از یک یا چند دانشگاه زد. برگزاری اقدامات همزمان و سراسری با شعارها و خواست‌هایی مشترک می‌تواند جنبش دانشجویی را به نیرویی قدرتمندتر بدل کند. یکی از تجربیات موفق جنبش دانشجویی در طول دهه نود در این زمینه، بیانیه‌ای با امضای بیش از یازده هزار دانشجو و ده‌ها تشکل دانشجویی بود که در سال ۹۵ منتشر شد و بر حق آموزش رایگان، حق برابر دسترسی به آموزش برای تمام گروه‌های اجتماعی و استقلال دانشگاه از نهادهای بیرونی تاکید داشت. انتشار این بیانه نتیجه سازماندهی مناسب بدنه شورای صنفی و برقراری ارتباط امن با دانشجویان در سراسر دانشگاه بود. امروز و در شرایطی که فضای تمام دانشگاه‌ها سیاسی شده است می‌توان به اقدامات متنوع و متعدد سراسری که با حمایت حداکثری بدنه دانشجویی همراه است اندیشید.
زمانه

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا