اخبارچرخان

علی خامنه ای و پاسدارانش؛ شمار قربانیان اعتراض های مردمی به ۴۳۴ تن رسید.

علم‌الهدی، نماینده خامنه ای در استان خراسان آشکارا به ریزش و بریدگی ازهرم حاکمیت تا بدنهٔ رژیم”فقها” اعتراف کرد و گفت:” در این بحران های سیاسی یک‌ مرتبه عده‌ ای ریزش می‌کنند آنهایی که در جریان انقلاب در جریان نظام اینها به‌اصطلاح کاملاً مسأله دارند این‌ها ریزش می‌کنند، می‌افتند.”…

جانشین فرمانده سپاه هم به ناتونی رژیم برای خاموش کردن اعتراضات اعتراف کرده و می گوید: “ما در داخل با فریب خوردگان روبه‌رو بودیم لذا مماشات کردیم. اگر فریب‌خوردگان داخلی نبودند، اعتراضات به شش روز هم نمی‌رسید.”
سران “نظام” و در رأس آنها علی خامنه‌ای در درون ساختار قدرت حکومتی با بحران سیاسی گسترش‌یابنده‌ای نیز روبه‌رو شده‌اند. آنها دیگر در زیر لوای “حکومت یکدست” شده و وعده‌های توخالی “دولت مردمی” ابراهیم رئیسی نمی‌توانند بر بحران‌های موجود سرپوش گذارند. اکنون دولت و شخص رئیس‌جمهور برگماردهٔ ولی فقیه خود به مشکل اساسی در هرم قدرت تبدیل شده‌اند. نه‌تنها هیچ‌کدام از برنامه‌ها و وعده‌های رئیسی عملی نشده است، بلکه طی نزدیک به یک سال و نیم گذشته، بر کوهی از مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه افزوده شده است.
خامنه ای و پاسدارانش به‌ خوبی می‌دانند که هر نوع زیاده‌روی در سرکوب یا حتی تظاهر به آن با بالابردن غلظت نظامی، شرایط را به نفع عنصر قهرآمیز و رادیکالیزه‌شدن اعتراض های سراسری تقویت خواهد کرد. سخنان وحشت‌زدهٔ احمد خاتمی در نماز جمعه هفته گذشته نشان داد که وضعیت در درون حاکمیت بسیار خراب و نا پایدار است. تا جایی که هر اقدام حکومت می‌تواند بازتابی غیر قابل‌ پیش‌بینی در جامعه داشته باشد و هرچه اعتراض های مردمی گسترده تر و سازمان یافته تر باشد ریزش در حاکمیت و شکاف در درون آن بیشتر خواهد بود.
احمد خاتمی می گوید: “برخی می‌گویند درباره [اعتراض های مردمی]حرف نزنید و آنها را حساس نکنید چون تحریک می‌شوند و سر لج می‌افتند.
واقعیت این است که استبداد مذهبی فرتوت و در آستانهٔ سقوط است،نمی توان مردم را با حدیث و روایت ها فریب داد.
بعد از سخنان ترس‌خوردهٔ خامنه‌ای مبنی بر “جمع‌شدن بساط اغتشاشات!”، با گردآوری تعدادی از جاش‌های مزدور به همراه نیروهای سپاه سرکوبگربه شهر مهاباد و یورش ددمنشانه به مردم بی دفاع که چهل و چهار سال است حق شان لگد مال می شود.
اعتراف برخی از فرماندهان سپاه پاسداران که: “ما روزگارهای بسیار سخت‌تر از این شرایط را پشت سر گذاشته‌ایم، مبادا دل کسی بلرزد…امروز ما با نسلی مواجه هستیم که تحت تأثیر القائات دشمن قرار گرفته و فریب خورده است. این فریب خوردن تنها مخصوص نسل نوجوانان نیست بلکه ممکن است ما هم فریب بخوریم و اگر[ روحیه سرکوب] را از دست بدهیم، دشمن [شما بخوان مردم] در تلاشش موفق خواهد شد.
با این وجود،کردستان همچنان پهنه‌ اصلی قیام و هدف عمده سرکوب است. از هنگام غروب ۳۰ آبان خبرهایی از تظاهرات در تهران و شهرهای دیگر می‌رسید که جزئیات آن به سبب مسدود بودن اینترنت هنوز روشن نیست. علاوه بر کردستا، شماری از شهرها میهن ما از جمله تهران دوشنبه شب به دنبال شکست تیم ملی فوتبال در جام جهانی، صحنه اعتراض‌های پراکنده و ضد حکومتی بود.
جو در شهرهای کردستان ملتهب و کاملاً امنیتی است. به گفته برخی گروه‌های مدافع حقوق بشر، نیروهای امنیتی روز دوشنبه در شهرهای جوانرود و پیرانشهر به عزادارانی که از مراسم خاکسپاری جان باختگان شان باز می‌گشتند نیز تیراندازی کردند.
خبرگزاری هرانا وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر گزارش داده است که تاکنون ۴۳۴ نفر در جریان اعتراض‌ها کشته شده‌اند؛ بنا به همین گزارش ۶۰ نفر از این قربانیان کودک بودند.
گروه حقوق بشری هه‌نگاو روز سه‌شنبه گزارش داد که نیروهای امنیتی روز گذشته مانع از انتقال خون از کرمانشاه به جوانرود شده بودند. این نوع خیانت در شرایطی انجام می گیرد که نیاز به خون بحرانی گزارش شده است.
خشونت ماموران حکومتی در شهرهای کردستان و بخش‌هایی از آذربایجان غربی- شدت بیشتری گرفته است. سپاه پاسداران به صورت رسمی اعلام کرده است برای سرکوب معترضان نیروهایش را تقویت می‌کند.
در شرایط مشخص کنونی، نقطۀ اتکای دیکتاتوری حاکم، توان زیاد آن در برخورد خشونت‌آمیز و خونین با معترضان است و در این میدان نابرابر،تلاش رژیم برای حفظ “نظام” است. بنا بر این صحنۀ مبارزۀ سیاسی-اجتماعی-مدنی را به سمت برخوردهای مسلحانهٔ وسیع خونین و خشونت‌آمیز سوق می دهد.
رژیم حاکم از هم‌اکنون فعالیت‌های تبلیغاتی و امنیتی برای این خشونت خونین را در دستور کار خود قرار داده و جامعه عمل به آن می پوشاند. اما گذشته را فراموش کرده است که رژیم ستم شاهی هم چنین کرد و سر انجام به زمین خورد و جنازه اش را هم امپریالیسم که سال ها نوکری آنان را کرده بود نه پذیرفت.
بی تردید نمایندۀ طیف وسیع طبقه ها و لایه‌های اجتماعی عدالت‌جو و آزادی‌خواه در داخل کشور که توازن نیرو را بر ضدّ دیکتاتوری حاکم، بدون دخالت قدرت‌های خارجی، به‌سود جنبش مردمی تغییر می دهند. این اجازه را به رژیم جنایتکار نخواهند داد که مثل دهه شصت عمل کنند.
فریادهای “مرگ بر رهبر” و “مرگ بر خامنه‌ای” که هفته‌های اخیر در سراسر ایران طنین انداخته است، برای خامنه‌ای و دیگر سران رژیم بی‌شک باید یادآور فریادهای “مرگ بر شاه” باشد که در ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در سراسر ایران طنین افکند و سرانجام به سرنگونی حکومت پلیسی و ضد مردمی شاه منجر شد. اعتراض به ظلم و بی‌عدالتی مردم را به خیابان‌ها می آورد و با گلوله‌های جنایتکاران بر سر آرمان های شان جان می بازند. “تروریست”، “عامل خارجی”، و “اغتشاش‌گر” نامیدن شان از سوی رژیم مرتجع کار به جایی نخواهد برد. سرانجام طوفان خشم توده‌های میلیونی خلق ها میهن بساط حکومت ننگین شان را درهم می پیچد. این حکم تاریخ است و با آن نمی شه شوخی کرد!

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا