فرهنگی

زخمینم از پهلویِ راست

رحمان-ا

اما؛… هوای تازه در نفسهایم

و خون جاری در رگهایم

گلهای سرخ را در سمت چپم

آبیاری میکند

و در فصولِ قتل و عام سروها

هر روز شکوفه می بندم

 

من از پهلویِ راستم

مجروحم

از آنجایی که گلوله ها

بی رحمانه می بارند

و طنابها بر سر تیرکها

بی قرارِ گردنها

زخمهای بیشماری در جانم

شیار انداخته

اما؛… هوای تازه در نفسهایم

و خون جاری در رگهایم

گلهای سرخ را در سمت چپم

آبیاری میکند

و در فصولِ قتل و عام سروها

هر روز شکوفه می بندم

من گندیدن پیکرهِ منجمد

و فرتوت جسم مرده ای را

که دستانش

چشم بند بر چشمانم می زند

و گلویم را می فشارد

در زیر تابش خورشید

هر روز به تماشا می روم

و با خیال طلوع دوباره

سپیدارها،

بعد از هَرس صبحگاه

سربلند میکنند

و به سوی نور قد می کشند

رحمان-ا   ۹ / ۹ / ۱۴۰۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا