فرهنگی

رقص میانه میدان…

رحمان- ا

من بهار را

فریاد می زنم

تو..،

سرشار از بهار بمانی

تا-

ترانه‌ هایم را

به گوش شکوفه ها بخوانی

 

باد سیاهی در میان درختان

نفیر می کشد،

هنوز پاسی از شب مانده

خرزهره ها در خیابانها می رویند

گرازها با سُم های آهنین

گندمزاها را شخم می زنند

تاریکی قوس بر می دارد

و ماه از راه می رسد

میان شعله های خشم و آرزو

رقصِ میانهِ میدانِ آوردگاه

پا می کشد زیر نور مهتاب

ستاره ای بوسه می زند

بر چشمانی به راه،

و تاریکی با دستان آهنین

شبیخون می زند، بر شکوفه هایِ باغ

و ما را،

تا پشتِ مرزهایِ مرگ می برد

سهم حنجرهٔ من،

زخمین است از پاییز،

من بهار را

فریاد می زنم

تو..،

سرشار از بهار بمانی

تا-

ترانه‌ هایم را

به گوش شکوفه ها بخوانی

رحمان- ا   ۱۵ / ۹ / ۱۴۰۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا