ویدئو

بر آستان جانان

قد خمیده ما سهلت نماید اما /// بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد…

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد /// شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن /// گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
قد خمیده ما سهلت نماید اما /// بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی /// جام می مغانه هم با مغان توان زد
درویش را نباشد برگ سرای سلطان /// ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد
اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند /// عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
گر دولت وصالت خواهد دری گشودن /// سرها بدین تخیل بر آستان توان زد
عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است /// چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست /// گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد
حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی /// باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا