زنان

به مناسبت ۱۶ آذر: دختران دانشجو و روزهای خاکستری دانشجویی

در واقع دانشجویانی که به فکر زندگی در شهر دیگری هستند، در صورت نداشتن خانه شخصی یا امکان زندگی با اقوام، به زندگی در خوابگاه می‌اندیشند. خصوصاً دختران که به دلیل دختر بودن و نگرانی خانواده‌ها از امنیت و سرگردانی‌شان در شهر تهران، حتی در صورت داشتن تمکن مالی برای گرفتن خانه‌ای استیجاری با قیمت‌های گزاف و سرسام‌آور، باز هم ترجیح می‌دهند در خوابگاه زندگی کنند، اما آنچه همه دانشجویان آن را غیرقابل باور در روزهای ورود به خوابگاه و غیرقابل تحمل در ترم‌های پایانی حضور در خوابگاه می‌دانند، برخورد و رفتار مسئولان است و امکاناتی که حتی برای دانشجویان نخبه دانشگاه‌های سراسری کم و محدود است؛ مشکلی که در رشته‌های علوم انسانی که بیشتر ظرفیت ورودی‌های آن را دختران تشکیل می‌دهند، خود را چندبرابر نشان می‌دهد…

روز دانشجو
در دانشگاه ما تا همین چند سال پیش فقط در خوابگاه‌های پسران شام داده می‌شد و دختران مجبور بودند غذایشان را درست کنند و پس از اعتراضات فراوان دختران، شام به صورت آماده برای آنان نیز توزیع شد.

نیمه آذر که فرامی‌رسد، دانشجویان و مسائل دانشجویی در نقطه توجه مسئولین و رسانه‌ها قرار می‌گیرد؛ مثل همه مسائل دیگر که در کل سال تنها در روزی که به آنها اختصاص داده شده، جدی گرفته می‌شوند؛ اما همین هم غنیمت است.

به گزارش مهرخانه، ۱۶ آذر یادآور روزی که دانشگاه توسط رژیم شاه به خون کشیده شد، حالا اما بهانه‌ای شده است برای سخن گفتن از مشکلات دانشجویان و حقوقی که فراموش شده است. در این میان دختران دانشجو بیشتر تحت فشار ناشی از کمبود امکانات و توجه مسئولین دانشگاه قرار می‌گیرند.

مسائل دختران دانشجو؛ از امنیت شغلی تا کمبود امکانات ورزشی و خودباوری
دختران دانشجو نگرانی‌هایی دارند که گرچه در بسیاری از زمینه‌ها با پسران مشترک است، اما میزان اثرگذاری این نگرانی‌ها و مشکلات در زندگی‌شان، بسی بیشتر از پسران دانشجو است. سحر دانشجوی سال آخر رشته ادبیات که چند ماه دیگر درسش تمام می‌شود، از نگرانی‌اش بابت آینده کاری و شغلی و به‌طور کلی پس از اتمام درسش می‌گوید: “جامعه از همه جوانان طی مسیر مشخصی را انتظار دارد. تا قبل از ورود به دانشگاه همه منتظر قبولی‌ام در دانشگاه بودند. هنوز دانشگاه را تمام نکرده‌ام، از کار و ازدواجم می‌پرسند؛ موضوعاتی که هیچ کدامش دست من نیست. همین رفتارها من را از تمام شدن دانشگاه می‌ترساند. ضمن آنکه ما مثل پسرها نمی‌توانیم سراغ هر کاری برویم و ترجیحاً باید مشاغل دفتری و اداری پیدا کنیم.”

بهاره دانشجوی دیگری که در یکی از رشته‌های زیرمجموعه علوم انسانی درس می‌خواند، دختران دانشجوی این رشته‌ها را تحت نوع دیگری ازمشکلات و کمبودها می‌داند که ناشی از تعداد زیادتر دخترها و تبعیض میان آنها و پسران دانشگاه است: “کمبود فضای نمازخانه و کتابخانه برای دختران خصوصاً در دانشگاه‌های علوم انسانی امری بدیهی است. گاهی هم گرچه شاید به ظاهر قسمت بیشتری از فضا به آنها تعلق بگیرد، اما در تناسب با نسبت تعداد دختران نیست. در دانشگاه ما نمازخانه پسران بزرگ‌تر و دلبازتر است و دختران در ساعات نماز به زحمت جایی برای خود پیدا می‌کنند.”

او همچنین به فضای ورزشی ناکافی و محدود برای دختران اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: “به نظر می‌رسد در نگاه مسئولین دانشگاه، دختران اصولاً کمتر به ورزش و امکانات ورزشی احتیاج دارند. چه به لحاظ رشته‌های ورزشی که به دختران تعلق می‌گیرد و چه به لحاظ امکانات و فضا، دختران نسبت به پسران در مضیقه هستند. آن هم در مورد ورزش که این همه امروزه در ضرورت آن برای سلامت افراد و خصوصاً زنان تأکید می‌شود.”

عدم اعتماد به نفس و خودباوری در دختران دانشجو گاهی باعث پنهان ماندن توانمندی‌های آنها در مواجهه با اساتید و دیگر دانشجویان می‌شود. زینب دانشجوی نخبه و رتبه برتر کنکور همین کمبود اعتماد به نفس‌ها را عامل عقب‌ماندگی دختران از پسران در دانشگاه می‌داند: “در حالی‌که امروزه اقبال دختران برای ورود به دانشگاه زیاد است، اما درون دانشگاه و مقاطع بالاتر شاهد درجا زدن آنها هستیم؛ زیرا با وجود اطلاعات و مطالعه بیشتر، در کلاس‌ها کمتر به بحث و نظر می‌پردازند و در مواجهه با پسران دچار خودباوری بسیار پایینی هستند؛ مسئله‌ای که به نظر می‌رسد ناشی از فرهنگ و تربیت ما از کودکی است. توانمندی‌های دختران این‌گونه راکد و پنهان باقی می‌ماند.”

داستان خوابگاه و دانشجوی مهاجر
داستان دانشجویان مهاجر و خوابگاهی داستانی متفاوت از دیگر دانشجویان است. خصوصاً اگر دختر باشی و از دیگر شهرها مقصدت به سوی کلان‌شهری چون تهران باشد، قضیه پیچیده‌تر هم می‌شود.

(در همین زمینه: به دنبال سقفی برای زندگی)

مریم دانشجوی خوابگاهی سال سوم در این رابطه بیان می‌کند: “دانشجوی خوابگاهی درکی متفاوت از دانشجویان بومی می‌خواهد؛ آن هم در شهری چون تهران، کلان‌شهر بزرگ و گرانی که وقتی وارد آن می شوی، تازه اهمیت داشتن سقفی برای خوابیدن را درک می‌کنی”. او ادامه می‌دهد: “تهران به دلیل تجمیع همه امکانات فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، تفریحی و نهادهای سیاسی و تصمیم‌گیری جمعیت زیادی را جذب خود می‌کند، اما در این میان دانشجویان شهرستانی اوضاع خوبی ندارند. سال‌ها شب بیداری و درس خواندن در رؤیای دانشگاه‌های تهران، ذهنیتی برایشان ساخته متفاوت از آنچه می‌آیند و می‌بینند؛ چه از لحاظ امکانات رفاهی و چه از لحاظ برخورد مسئولان اداره خوابگاه.”

اگر تجربه زیستن در خوابگاه را نداشته باشی، با حضور در خوابگاه حتماً شگفت‌زده خواهی شد. از دیدن زندگی ۴۰۰ دختر دانشجو در یک یا چند ساختمان کنار هم که هر یک از شهری هستند و زبانی و مذهبی… زندگی در خوابگاه به خودی خود، استرس‌آور و تنش‌زاست؛ گرچه مرور زمان همزیستی و کنار آمدن با فرهنگ‌های گوناگون را به دانشجویان یاد می‌دهد، اما نمی‌توان انتظار داشت صدها دانشجو در اتاق‌های چندین نفره و امکاناتی محدود در کنار هم زندگی کنند و برخورد و درگیری بینشان پیش نیاید. اکثر دختران دانشجو معتقدند همه این مشکلات زندگی دانشجویی قابل اغماض و کنار آمدن است؛ چراکه اساس زندگی در خوابگاه، کنار هم بودن است و تحمل و گذشت و مدارا. حتی برخی از دانشجویان با نگاهی خوش‌بینانه خوابگاه را دانشگاه دیگری می‌دانند برای یادگیری درس زندگی، احترام به تفاوت‌های بین افراد، تساهل و مدارا و کاستن از خودخواهی فردی.

در واقع دانشجویانی که به فکر زندگی در شهر دیگری هستند، در صورت نداشتن خانه شخصی یا امکان زندگی با اقوام، به زندگی در خوابگاه می‌اندیشند. خصوصاً دختران که به دلیل دختر بودن و نگرانی خانواده‌ها از امنیت و سرگردانی‌شان در شهر تهران، حتی در صورت داشتن تمکن مالی برای گرفتن خانه‌ای استیجاری با قیمت‌های گزاف و سرسام‌آور، باز هم ترجیح می‌دهند در خوابگاه زندگی کنند، اما آنچه همه دانشجویان آن را غیرقابل باور در روزهای ورود به خوابگاه و غیرقابل تحمل در ترم‌های پایانی حضور در خوابگاه می‌دانند، برخورد و رفتار مسئولان است و امکاناتی که حتی برای دانشجویان نخبه دانشگاه‌های سراسری کم و محدود است؛ مشکلی که در رشته‌های علوم انسانی که بیشتر ظرفیت ورودی‌های آن را دختران تشکیل می‌دهند، خود را چندبرابر نشان می‌دهد.

سیستم قوانین دانشگاه باید منعطف و سیال باشد
سمیه دانشجوی ترم چهار کارشناسی‌ارشد از قانونی می‌گوید که مدت‌هاست به دانشجویان ابلاغ شده است: “به دانشجویان کارشناسی از ترم هشت و دانشجویان کارشناسی ارشد از ترم چهار به بعد، خوابگاه تعلق نمی‌گیرد.”

این ابلاغ در حالی صورت گرفته است که مطابق با سیستم آموزشی درس پایان‌نامه در ترم آخر به دانشجویان کارشناسی‌ارشد ارائه می‌شود که انجام آن بیشتر از یک ترم زمان می‌برد و حداقل تا انتهای ترم ۵ طول می‌کشد.

دانشجویان دوره کارشناسی نیز به دلایل گوناگون، ممکن است دو یا چند درس خود را نتوانند در زمان لازم بگذرانند و همه آن دروس هم در ترم آخر ارائه نشود، در چنین شرایطی مجبور به ادامه تحصیل در ترم ۹ می‌شوند. کمااینکه به لحاظ قانونی و آموزشی نیز دانشجویان کارشناسی تا ترم ۱۲ و دانشجویان ارشد تا ترم ۶ مجاز به ادامه تحصیل هستند. در چنین شرایطی سیستم رفاهی اعلام می‌کند به دانشجویان فقط تا ترم ۸ (کارشناسی) و ۴ (ارشد) خوابگاه تعلق می‌گیرد و در ترم آخر که مهم‌ترین و سخت‌ترین درس (پایان‌نامه) به دانشجویان ارائه می‌شود، نه تنها دانشگاه از آنها حمایتی نمی‌کند، بلکه کلیه امکانات رفاهی را از آنان می‌گیرد.

آنچه در این میان جای خالی‌اش به وضوح احساس می‌شود، وجود رابطه‌ای میان خوابگاه و دانشگاه است. خوابگاه جزیره‌ای جداگانه از دانشگاه نیست که قوانین و مقررات مخصوص به خودش را داشته باشد.

در این شرایط حضور مسئولان روز و شب در خوابگاه به‌خصوص خوابگاه دانشجویان دختر، به مثابه سکه‌ای دو روست. در صورتی که مسئولان خوابگاه دارای تجربه کافی در برخورد با دختران دانشجو بوده و از مهارت‌های کلامی و رفتاری مناسب برخوردار باشند و با پیش‌فرض مثبت به خوابگاه وارد شوند، روابط بهتر و مثبتی با دانشجویان برقرار خواهند کرد، اما در صورتی‌که از چنین تخصص و تجاربی بی‌بهره باشند و اصل تفکر خود را بر متهم بودن دانشجویان قرار دهند، مطمئناً خود سبب ایجاد تشنج و بی‌اعتمادی در میان دانشجویان خواهند شد.

با دختران و پسران دانشجو یکسان برخورد نمی‌شود
هدی دانشجوی سال آخر در مورد شرایط خوابگاه‌های پسران و دختران می‌گوید: “در دانشگاه ما تا همین چند سال پیش فقط در خوابگاه‌های پسران شام داده می‌شد و دختران مجبور بودند غذایشان را درست کنند و پس از اعتراضات فراوان دختران، شام به صورت آماده برای آنان نیز توزیع شد.”

هرچند بیشتر دانشجویان در برخی از خوابگاه‌ها معتقدند شامی که عرضه می‌شود، آنقدر نامطلوب و با کیفیت پایین است که عموماً کسی آن را نمی‌خورد و از همین‌رو گربه‌های خوابگاهی به داشتن رفاه و تغذیه مناسب معروفند.

مسئولین دانشگاه نسبت به زندگی و آینده دانشجویان مسئول‌تر باشند
هویت دانشجویی و روزهای دانشجو بودن، در زندگی هر فرد به نسبت کل زندگی محدود و معدود است. بسیاری از مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی افراد در جامعه‌ای که آموزش رسمی ‌برای این مهارت‌ها وجود ندارد، درون دانشگاه به صورت آزمون و خطا یاد گرفته می‌شود؛ دوستی‌هایی که شکل می‌گیرد، از ماندگارترین دوستی‌های دوران جوانی افراد است. همه اینها دوران دانشجویی را برای جوانان به خاطراتی فراموش‌ناشدنی و دورانی حساس تبدیل می‌کند که گاهی مسیر کل زندگی فرد را شکل می‌دهد.

از همین رو توجه به نیازها و مشکلات این قشر و خصوصاً دختران، می‌تواند این دوران حساس را شیرین‌تر و امن‌تر کند. وجود امکانات مشاوره و راهنمایی‌های به‌روز و پویا برای دانشجویان و ایجاد ارتباط سیال و زنده میان مسئولین دانشگاه با دانشجویان، همگی از راهکارهایی است که می‌تواند میزان خطا و تصمیمات اشتباه دانشجو را به حداقل برساند و نقش حمایتی دانشگاه را پررنگ‌تر جلوه دهد؛ موضوعی که قطعاً در روشن‌تر شدن امید و آینده دختران دانشجو مؤثر واقع خواهد شد.

مهرخانه/ ۱۶ آذر ۱۳۹۲

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا