زنان

مگر من زن نیستم؟

فمینیسم سیاه
ادعای اصلی فمینیسم سیاه این است که تبعیض جنسی، تبعیض طبقاتی و‌نژادپرستی به نحو غیرقابل تفکیکی به هم پیچیده‌اند. صاحب‌نظران این حوزه معتقدند زنان سیاه‌پوست به شکلی متفاوت و با شدت بیشتری در معرض تبعیض و ستم قرار دارند و فرودست واقع شدن را متفاوت از زنان سفیدپوست تجربه می‌کنند. آنها معتقدند نظرات و تجربیاتی که از زندگی زنان سیاه‌پوست معمولی به دست می‌آید می‌تواند چشم‌انداز منحصر به فردی درباره فرد، جامعه و اجتماع به دست دهد که نه تنها با نگاه مذکر متفاوت است که با نظریات زنان سفیدپوست فمینیست غربی، که معمولاً خاستگاه‌های اجتماعی و اقتصادی مشابهی دارند نیز، هم‌خوانی ندارد…

نمی‌توان یادداشتی در معرفی فمینیسم سیاه (سیاه‌پوستان) نوشت و از وسوسه آغاز کردن آن با بخشی از سخنرانی سوجورنر توروث (۱۷۹۷-۱۸۸۳) صرف‌نظر کرد. او از زنان برده سیاه‌پوست بود که به فعالیت در جنبش زنان و جنبش ضدبرده‌داری در آمریکا پرداخت. بند بالا قسمتی از سخنرانی مشهور او با نام «مگر من زن نیستم؟!» است.

فمینیسم سیاه (سیاه‌پوستان) از جمله قدیمی‌ترین و قدرتمند‌ترین جریان‌های فمینیستی اقلیتی است که عمدتاً در آمریکا گسترش یافته است. زنان سیاه‌پوست از آغاز موج اول فمینیسم تلاش می‌کردند صدای خود را به عنوان بازتاب یک تجربه خاص و متفاوت از فرودستی زنان بیان کنند، اما زنان مبارز و فعال سفیدپوستِ خواهانِ حق رأی در موج اول، تأکید داشتند که تعصب نسبت به رنگ پوست آنقدر‌ها هم که درباره آن صحبت می‌شود قوی‌تر از تعصب جنسی نیست. در واقع آنان مبارزات سیاهان و طرفداران آزادی بردگان را در درجه دوم اهمیت قرار می‌دادند و به عنوان زنان سفیدپوست، برای خود و دغدغه‌هایشان اولیت و اولویت قائل بودند. همین امر باعث دوری زنان سیاه از جریان اصلی فمینیسم شد تا جایی‌که برخی از فمینیست‌های سیاه‌پوست اصطلاح «زن‌مداری/ womanism» را به عبارت فمینیسم، که به باور آنها کمابیش نژادگرایانه است، ترجیح دادند.

ادعای اصلی فمینیسم سیاه این است که تبعیض جنسی، تبعیض طبقاتی و‌نژادپرستی به نحو غیرقابل تفکیکی به هم پیچیده‌اند. صاحب‌نظران این حوزه معتقدند زنان سیاه‌پوست به شکلی متفاوت و با شدت بیشتری در معرض تبعیض و ستم قرار دارند و فرودست واقع شدن را متفاوت از زنان سفیدپوست تجربه می‌کنند. آنها معتقدند نظرات و تجربیاتی که از زندگی زنان سیاه‌پوست معمولی به دست می‌آید می‌تواند چشم‌انداز منحصر به فردی درباره فرد، جامعه و اجتماع به دست دهد که نه تنها با نگاه مذکر متفاوت است که با نظریات زنان سفیدپوست فمینیست غربی، که معمولاً خاستگاه‌های اجتماعی و اقتصادی مشابهی دارند نیز، هم‌خوانی ندارد.

بل هوکس، نویسنده فمینیست و فعال اجتماعی سیاه‌پوست، در کتاب مشهورش «آیا من یک زن نیستم: زنان سیاه‌پوست و فمینیسم»، می‌نویسد: «هویت هیچ گروه دیگری در آمریکا به اندازه زنان سیاه‌پوست نفی نشده است. به ندرت ما را در این فرهنگ به عنوان گروهی جدا و متمایز از مردان سیاه، یا بخشی از گروه وسیع‌تر زنان می‌شناسند… هنگامی‌که در مورد سیاه‌پوستان صحبت می‌شود، کانون توجه، مردان سیاه‌پوست هستند؛ و هنگامی‌که درباره زنان صحبت می‌شود، معمولاً تمرکز بر زنان سفیدپوست است.»

گفته می‌شود که با وجود سنت‌های پدرسالارانه در درون خانواده‌ها و جماعت‌های سیاه‌پوستان، ستم مشترک بر زنان و مردان سیاه‌پوست نوعی رابطه متفاوت با رابطه زنان و مردان سفیدپوست در میان آنها ایجاد کرده است و باید محتاط بود مبادا با بزرگ جلوه دادن سلطه‌جویی مردان سیاه، موجب قلب واقعیت شود؛ چراکه زنان سیاه‌پوست بیشتر از آنکه قربانی ستم مردان هم نژاد خود باشند، قربانی مردان سفیدپوست بوده‌اند.

فمینیست‌های سیاه معتقدند بخشی از ستم‌هایی که متوجه زنان سفیدپوست بوده و به عنوان اولویت‌های مبارزات فمینیستی لحاظ شده است درباره زنان سیاه صادق نیست. جانت شبلی هاید در کتاب «روان‌شناسی زنان» یک فصل مجزا را به بررسی وضعیت زنان رنگین‌پوست آمریکایی اختصاص داده و در آن به بررسی تفاوت‌های مسائل و مشکلات زنان رنگین‌پوست پرداخته است. او اشاره می‌کند که اکثر پژوهش‌ها در روان‌شناسی زنان در حقیقت متعلق به زنان طبقه متوسط سفیدپوست آمریکایی است. او درباره زنان سیاه‌پوست اشاره می‌کند که دو عامل در میراث فرهنگی زنان آمریکایی آفریقایی‌تبار اهمیت ویژه دارد: «نخست میراث آفریقایی و دیگری تجربه بردگی در آمریکا و طبعاً مظلومیت نژادی که در پی آن آمده است.» او به دو عامل مهم تفاوت یعنی «وضعیت اقتصادی» و «پیوندهای محکم قومی و پیوند محکم مادر- فرزندی» نیز اشاره می‌کند و معتقد است زنان آفریقایی به لحاظ سنتی استقلال اقتصادی داشته‌ و این کارکرد مهم اقتصادیِ خود را هنوز در خانواده حفظ کرده‌اند. همچنین اشاره می‌کند پیوندهای مادر- فرزندی نیز همچنان بیش از حد در ساختار جامعه سیاه‌پوستان به قوت خود باقی مانده و این دو بدین معناست که «زن» و «مادر» در خانواده‌های سیاه‌پوست جایگاهی متفاوت با «زن» و «مادر» در خانواده‌های سفیدپوست دارند و طبعاً با تجربیات و مشکلات متفاوتی دست و پنجه نرم می‌کنند.

ضمن اینکه تأکید می‌کند بخش زیادی از ستمی که زنان سیاه در خانه متحمل می‌شوند، در نتیجه خشم فروخورده‌ای است که مردانشان در محیط نژادپرستانه بیرون از خانه تحمل کرده‌اند. دور از انتظار نیست که ببینیم جنبش فمینیسم سیاه ارزش زیادی برای اخلاق مراقبت، پرورش عواطف و همدلی قائل باشد.

مسئله نژاد و مسئله جنسیت، و میزان اهمیت یافتن آن در نگاه متفکران مختلف، فمینیسم سیاه را با چالش‌هایی مختص به خود مواجه کرده است. بسیاری از زنان و مردان سیاه‌پوست بیان می‌کنند که مبارزات فمینیستی باعث ایجاد تفرقه در جامعه نژادی آنها می‌شود و این در حالی است که باید همه تلاش خود را بر روی مبارزات نژادی متمرکز کنند.

برخی مردان مبارز سیاه معتقد هستند که زنان به جای تلاش برای مبارزه با جنس‌گرایی و تبعیض جنسیتی باید به حمایت مردان در مبارزه با نژادپرستی بپردازند و از ایجاد تفرقه در راستای خطوط جنسی پرهیز کنند. این در حالی است که برخی از فمینیست‌های سیاه در سوی دیگر میدان ایستاده‌اند و درباره فراموش شدن مشکلات خاص زنان سیاه‌پوست در سایه نقد خطوط کلی فمینیسم و همراهی با مردان سیاه‌پوست هشدار می‌دهند.

در کل بسیاری از دل نگرانی‌ها و حوزه‌های مورد توجه فمینیست‌های سیاه شبیه به جریان اصلی فمینیسم است، اما در عین حال، نکات مورد تأکیدشان در برخی ابعاد با فمینیست‌های جریان اصلی تفاوت دارد و این تفاوت تا حد زیادی ناشی از این واقعیت است که زنان سیاه‌پوست در هر سه محور جنسیت، ‌نژاد و طبقه، در موضع فرودست قرار داده شده‌اند. به همین دلیل گفته می‌شود ضرورت پرداختن به همه ستم‌ها از ویژگی‌های اصلی اندیشه فمینیستی سیاهان است.

منابع
۱٫ جانت شبلی هاید، روان‌شناسی زنان، ترجمه اکرم خمسه، آگه، ۱۳۸۷.
۲٫ حمیرا مشیرزاده، تاریخ دو قرن فمینیسم، شیرازه، ۱۳۸۵.
۳٫ فریدمن، جین، فمینیسم، فیروزه مهاجر، انتشارات آشیان، ۱۳۸۰.
۴٫ “Black feminism”, in Wikipedia, http://en.wikipedia.org/wiki/Black_feminism (29/07/1392)

مهرخانه

سایت مازنان
http://mazanan.com

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا