گوناگون

دیگر هیچوقت منتظر نمی‌مانم!!

امروز شنیدم سازمان بازرسی کل کشور، رسماً گزارش کرده، شرکتی خاص بیش از دو میلیارد دلار برداشته و به‌جای واردات چای، آن را در بازار آزاد فروخته، و من همه‌اش منتظر بودم.

رحیم قمیشی

چقدر انتظار سخت است.

یادم باشد دیگر منتظر نمانم!

گفتم الان رهبری بیانیه‌ای بسیار تند می‌دهد، که این چه وضعی است، دو میلیون دلار نبوده، دو میلیارد دلار خورده‌ شده!

از حق و حقوق این ملت بینوا و در فقر.

گفتم الان نهیبی می‌کشد بر سر مقامات نظام که شماها پس چه غلطی می‌کردید!

گفتم الان اخبار شبکه‌های مختلف همه زوم می‌کنند که یکی از بزرگترین دزدی‌های تاریخ کشف شد، و رهبری پیام داده تا همه ابعاد آن روشن نشده، از پای نخواهد نشست.

اما نشد!

چقدر انتظار سخت است…

یادم باشد دیگر منتظر نمانم!

از صبح  که شنیدم دو میلیارد دلار از خزانه روستائیان بی‌آب و بی‌نان دزدیده‌اند، همه‌اش منتظر بودم استانداران سیستان و خوزستان و ایلام و کردستان و کرمانشاه می‌آیند تهران و فریاد می‌کشند؛ ما با یک دهم این دزدی برای ده‌ها هزار جوان اشتغال ایجاد کرده بودیم، آخر چرا گذاشتید به همین سادگی بدزدند و دلار دولتی بگیرند و بفروشند.

نیامدند!

منتظر بودم وزیر کشور بگوید آرام بگیرید، حتماً اشتباهی شده، مگر اینجا دزدخانه است، مگر می‌شود؟ یعنی یک نفر، یک شرکت می‌تواند تنهایی میلیاردها دلار بدزدد…

نیامد، نگفت!

چقدر انتظار سخت است

من دیگر نباید منتظر بمانم…

از صبح همه‌اش فکر می‌کنم امروز کابینه جلسه‌ای فوق‌العاده می‌گذارد، همه وزرا با شرمندگی می‌روند جلسه، به عکاسان می‌گویند عکس نگیرند. خجالت می‌کشند به دوربین نگاه کنند. خجالت می‌کشند عکس‌شان در رسانه‌ها منتشر شود.

به عنوان وزیرانی ناتوان.

اما نشد!

چقدر انتظار بد است…

گفتم حتما رئیس قوه قضا با معاونان و مشاورانش جلساتی اضطراری می‌گذارد؛ جمع شوید، ببینیم چه خاکی باید به سرمان بریزیم! آبرویمان رفت.

اما نشد، نشد…

یادم باشد دیگر هیچوقت منتظر نمانم…

از صبح منتظر بودم آن حزب‌اللهی‌ها که می‌گفتند کشور مال خودمان است، آنها که می‌گفتند داریم برای آمدن امام زمان زمینه‌سازی می‌کنیم، آنها که می‌گفتند انتقاد از نظام، انتقاد از اسلام است، بر سر زنان بیایند بیرون و بگویند ای مردم آبرویمان رفت… ما را ببخشید. ما فکر نمی‌کردیم میلیارد دلار، میلیارد دلار، دزدیده شود و تازه این قسمتی باشد که نهادهای رسمی اعلامش می‌کنند…

اما نیامدند!

چرا من منتظر بودم…

چرا من فکر نکردم هیچکس فریاد نمی‌زند.

چرا اصلأ من منتظر بودم؟

چرا من این همه اشتباه می‌کنم!؟

چرا من نمی‌توانم منطقی فکر کنم…

من دیگر هیچ‌وقت نباید منتظر باشم!

برگرفته از کانال تلگرامی نویسنده

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا