اخبار

انتخابات نمایشی با انزجار و بی‌اعتنایی بیشتر مردم

جلسه نمایشی رئیسی با شماری از فعالان  جناح موسوم به اصلاح طلبان حکومتی برای بازار گرمی انتخابات اسفندماه آن‌قدر افتضاح بود که شرکت‌کنندگان در این جلسه هم آن را نمایشی توصیف کردند و صداوسیما هم به‌رغم اعلام قبلی از پخش آن خودداری کرد. فضاحت برگزاری این جلسه به حدی بود که حتی عناصر مجیزگویی مثل محمدرضا عارف به دعوت رئیسی برای شرکت در آن جواب منفی دادند….

برخی رسانه های داخلی نوشتند: جمیع شرایط نشان می دهد جلسه رئیسی با چهره های سیاسی بیشتر جنبه تبلیغاتی در فاصله باقیمانده تا انتخابات مجلس داشته است. این جلسه بیش از آنکه نتیجه‌ای روی زمین داشته باشد، بیشتر زمینه بهره‌برداری سیاسی برای دولت رئیسی را مهیا کرد.
رئیسی در این جلسه از جمله گفت: “آنچه نقطه اشتراک همه ماست همه این دور میز و احزاب و گروهها و دستجات سیاسی هست اون حفظ نظامه. ناامید کردن دشمنه، این نقاط مشترک ماست. ”
حداد عادل هم گفت: در نظرسنجی که همین روزهای اخیر ایسپا کرده، گفته شده که فقط ۱ و ۷دهم درصد مردم علت عدم شرکت خودشون در انتخابات را رد صلاحیت ها می‌دانند.
از سوی دیگر جواد امام از فعالین اصلاح طلب گفت “که این جلسه نشستی نمایشی است و نمی‌تواند به میزان مشارکت در انتخابات اسفندماه هیچ کمکی بکند.”
محسن رفسنجانی هم که رئیس حزب موسوم به “کارگرازان” است گفت: “به نظر می‌رسد این جلسات بیشتر جنبه تشریفاتی دارد نه کاربردی.”
آفتاب نیوز با عنوان “یک جلسهٔ بدون آورده سیاسی، به نام اصلاح‌طلبان به کام رئیسی” نوشت:” برای نتایج این جلسه نیازی به پیش‌بینی نیست چرا که رویکرد سیاسی دولت قرار نیست با چنین جلساتی تغییر کند.”
بهارنیوز هم در باره تلاش خامنه ای و دولت رئیسی برای بازارگرمی و بازاریابی شعبده انتخابات نوشت:” در فاصله دو ماه مانده به انتخابات نه از حال و هوای انتخابات و مشارکت میان گروه‌های سیاسی و احزاب خبری است و نه نشانه‌های اقبال افکار عمومی به انتخابات هویداست.”
این در حالیست که  احمد خاتمی از مهره های خامنه ای در وحشت از کسادی نمایش انتخابات می گوید: “نقشه این روز‌های دشمن کم رونق کردن انتخابات پیش رو و زیر سؤال بردن مشروعیت نظام است و برای این موضوع ماه‌ها است که با برنامه‌ریزی تلاش می‌کند تا از این طریق به نظام آسیب وارد کند. دشمنان می‌خواهند انتخابات رفراندومی علیه نظام باشد.”
روزنامه هم‌میهن در این باره نوشت: “دیدار  رئیسی با تعدادی از دبیران کل و فعالان احزاب سیاسی برگزار شد که سرجمع آنان اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب ۲۵درصد جامعه را هم نمایندگی نمی‌کنند. به قول یکی از فعالان رسانه‌ای اصولگرا، اگر با صادق بوقی گفتگو کنید نقش بیشتری در دعوت مردم به مشارکت در انتخابات دارد. واقعاً هم این حرف درست است، زیرا با سیاستی که در کشور جاری است جایی برای احزاب و فعالان حزبی نمی‌ماند که بخواهند تحرکی ایجاد کنند.”
این روزنامه نوشت: “نمی‌توان با گفتاردرمانی و وعده‌های بی‌اهمیت و ناروشن مردم را همراه خود کرد. هرکدام از این جمع دبیران کل نیز در شرایط کنونی در خوشبینانه‌ترین فرض نمایندگی بیش از ده‌هزار نفر را عهده‌دار نیستند که جمعاً به ۵۰۰ هزار نفر نمی‌رسند. پس بهتر است با همان صادق بوقی گفت‌وگو کنید!”
نزدیک شدن به موعد برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان کابوسی است برای رژیم ولایی و شخص خامنه‌ای، زیرا شواهد نشان‌دهندهٔ بی‌اعتنایی بیشتر مردم به انتخابات فرمایشی و انزجار آنها از این فریبکاری است. مدت‌هاست خامنه‌ای و بازوهای تبلیغاتی حکومتی دیگر نمی‌توانند با استفاده از انواع ترفندها و یاری گرفتن از اصلاح‌طلبان حکومتی، مانند دوره‌های قبل، انتخابات نمایشی و صحنه‌سازی‌شده را بزک کنند. پاسخ قاطع و ”نه تاریخی“ اکثر مردم کشور به دیکتاتوری دینی و شرکت نکردن آنها در نمایش انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ۹۸ و سپس تحریم وسیع انتخابات ریاست‌جمهوری در خرداد ۱۴۰۰ مؤید بی‌اعتبار شدن سران حکومت و شخص خامنه‌ای و کارگزارانش نزد اکثر مردم است.
برای اکثریت قاطع مردم میهن ما و نیروهای سیاسی کشور روشن است که نه مجلس شورای اسلامی برگماردۀ ولی فقیه و نه مجلس خبرگان آن توان تصمیم گیری جدا از آنکه رهبر رژیم اراده کند، دارند. حتی برای انتخاب ”قایم مقام رهبری“ نیز کمیسیون جدایی از مجلس خبرگان تشکیل شده است. به گزارش خبرگزاری ”خبرآنلاین“، آیت الله توکل در مصاحبه ای،‌۸ آذر ۱۴۰۲ از جمله گفت: ”در کمیسیون‌ها یک چند نفری هستند که در مورد قائم مقام رهبری دارند کار می‌کنند؛ آنها افراد را گزینش کرده و فقط با رهبری مشورت می‌کنند. اما از گزینه‌هایی که این چند نفر دارند انتخاب می‌کنند، هیچ‌کسی با خبر نیست. در اجلاس [خبرگان] هم از این حرف‌ها مطلقا حرفی به میان نیامده است.“
باید بر این واقعیت تأکید کرد که تضاد میان حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه با خواست مردم برای دگرگونی‌های بنیادی اقتصادی و اجتماعی حل‌شدنی نیست. تا این تضاد عمده به سود خواست‌های مردمی حل نشود، وضع همین خواهد بود که هست. چندان تفاوتی هم در اصل قضیه نمی‌کند اگر اصلاح‌طلبان حکومتی، کارگزاران، آبادگران ایران اسلامی، سرکردگان “تدبیر و امید”، یا طیف‌های رنگارنگ اصول‌گرایان رادیکال یا خالص‌شده در قدرت باشند. نزد افکار عمومی خواهان تغییر، حکومت بر اساس حاکمیت مطلق یک شخص، چه بر محور اسلام‌گرایی و “ولایتمداری” باشد یا “شاه‌پرستی”، ایده‌ای منسوخ و بی‌اعتبار است. برای اکثر مردم روشن است، در حالی که کشور با بحران‌های متعدد در عرصه‌های اقتصادی-اجتماعی و زیست‌محیطی روبه‌روست، با وجود حکومت استبدادی کنونی، دورنمایی برای تغییر واقعی به نفع زحمتکشان و حفظ منافع ملی-مردمی وجود ندارد. در برهۀ کنونی، پیوند میان مردم عادی و رژیم ولایی حاکم قطع شده است و سران جمهوری اسلامی در هراس دائمی از مردم‌اند. در اوضاع دهشتناک کنونی کشور از لحاظ تأمین معیشت و برخورداری از حقوق و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی، اکثر مردم کشور- از پیر و جوان، زن و مرد، کارگر و دهقان، کارمند و پرستار و دیگر زحمتکشان شاغل و بازنشسته، و دیگر لایه‌های تهی‌دستان- خواهان برچیده شدن دیکتاتوری حاکم و برقراری حکومتی ملی و دموکراتیک‌اند. با وجود این زمینهٔ عینی، و به‌رغم پیکار بسیار ارزنده و شایستهٔ احترام مبارزان آزادهٔ کشور و مردم دادخواه، آنچه هنوز شکل نگرفته است همیاری اپوزیسیون ملی و مترقی در جبههٔ مشترک ضدّدیکتاتوری مجهز به برنامۀ عملی برای ایجاد وزنه و بدیل سیاسی مؤثر و معتبر در برابر جمهوری اسلامی و حکومت استبدادی کنونی است. شکل‌گیری این همیاری و همکاری عملی می‌تواند گامی اثربخش در راه گذار از رژیم دین‌سالار دیکتاتوری کنونی و حرکت به سوی تحقق عدالت و آزادی باشد.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا