احزاب و شخصیت‌هاچرخان

سخنرانی مقدماتی حزب کمونیست یونان در کنفرانس تلفنی

برگردان: ایرج زارع

نمادین‌ترین رخداد تخریب محیط زیست و مداخلهٔ‌جنایکارانه در آن، جنگ‌ها هستند. در درجهٔ نخست، [جنگ‌ها] افزون بر پیامدهای غیرقابل محاسبه در مورد تلفات جانی، کشته‌شدگان، مجروجان و رانده‌شدگان، پیامدهای شگرفی بر خاک، گیاهان، جانوران، آب، اقلیم و به طور کلی محیط زیست دارند.

رفقای عزیز!

ما از حضور شما در کنفرانس تلفنی «اقدام کمونیستی اروپایی» بسیار خرسندیم.

مردم در سراسر جهان در تمام ابعاد زندگی خود با مشکلات مزمن جدی و حاد و بدتر شدن دائمی محیط زیست و اقلیم مواجه هستند که به دلیل شیوهٔ تولید سرمایه‌داری که ملاک آن تضمین حداکثر سود است، پیامدهای جدی برای بشریت به بار آورده است.

به بهانهٔ گرم شدن کرهٔ زمین، استراتژی بورژوایی «سبز» ایجاد شده است که هدف‌های ضد مردمی را تعیین می‌کند که منعکس‌کنندهٔ نیازها و هدف‌های بورژوازی به هزینهٔ طبقهٔ کارگر و اقشار مردمی به عنوان راه برون‌رفت از مشکلات است. سیستم در حال فعال کردن سرمایهٔ انباشته در زمانی است که یک بحران جدید سرمایه‌داری در راه است. این‌ها در خدمت احیای تولید هستند و به طور اساسی طرحی از سوی انحصارها برای ادغام فناوری‌های جدید که تنها معیار آن، سود انحصارها و تشدید استثمار کارگران است. به همین معنا، ترکیب هدف‌های «سبز» و دیجیتالی شدن سرمایه ترویج می‌شوند که در هر صورت ضد مردمی‌اند.

هر مرکز امپریالیستی برای پیشبرد این استراتژی ضد مردمی، طرح خود را در تضاد بین‌المللی توسعه می‌دهد. اتحادیهٔ اروپا در حال ترویج یک سری قوانین ظاهراً «سبز» در مورد استانداردهای صنعتی است تا مانعی بر سر راه مخالفان اصلی خود، ایالات متحد آمریکا و چین ایجاد نماید تا موقعیت خود را در برابر آن‌ها از دست ندهد، در حالی که تضاد بین آن‌ها برای برتری در سیستم سرمایه‌داری بین‌المللی تشدید می‌شود. همهٔ قدرت‌های امپریالیستی بسته‌های مالی بزرگی را برای گروه‌های تجاری «سبز» مانند «صندوق بازیابی اتحادیهٔ اروپا» آماده می‌کنند که از غارت کارگران ناشی می‌شوند.

تعهدهای گاه‌به‌گاه به توافق‌نامه‌های مختلف درون سرمایه‌داری، مانند توافق‌نامهٔ پاریس ۲۰۱۶، و همچنین بیانه‌های گوناگون در کاپ‌های (COP) سالانه مانند آنچه در دوبی انجام شد، راهبرد ضد مردمی را که به طور مشترک از سوی انحصارها، دولت‌ها، لابی‌ها و سازمان‌های غیردولتی آن‌ها ترویج می‌شود، تأیید می‌کند.

اتحادیهٔ اروپا و همهٔ دولت‌های کشورهای اروپایی از یک «بحران اقلیمی ساختهٔ دست بشر» صحبت می‌کنند و مردم را از طریق مسئولیت فردی برای هر گونه تغییر در آب‌وهوا مقصر می‌دانند. آن‌ها با معرفی تحریک‌آمیز عامل تخریب محیط زیست، یعنی نظام سرمایه‌داری، سعی در وارونه کردن واقعیت دارند و سرمایه‌داری را به عنوان «ناجی» نشان می‌دهند.

به عنوان مثال، نمادین‌ترین رخداد تخریب محیط زیست و مداخلهٔ‌جنایکارانه در آن، جنگ‌ها هستند. در درجهٔ نخست، [جنگ‌ها] افزون بر پیامدهای غیرقابل محاسبه در مورد تلفات جانی، کشته‌شدگان، مجروجان و رانده‌شدگان، پیامدهای شگرفی بر خاک، گیاهان، جانوران، آب، اقلیم و به طور کلی محیط زیست دارند.

کسانی که برنامه‌های جنگ‌های امپریالیستی را ترویج، تأمین مالی و به شدت آن‌ها را تبلیغ می‌کنند، نمی‌توانند همزمان ادعا کنند که «حافظان محیط زیست» هستند. خطر تشدید تنش آشکار است و ناشی از منافع عظیمی است که در مناقشه برای برتری در سیستم بین‌المللی امپریالیستی، کنترل بازارها و حوزه‌های نفوذ بین محور یورو آتلانتیک، از یک سو، و محور نوظهور یوراسیا از سوی دیگر، یعنی بین ایالات متحد، اتحادیهٔ اروپا، ناتو و اتحاد روسیه-چین نمایان می‌شود. نسل‌کشی مردم فلسطین در غزه، اخراج وحشیانهٔ آن‌ها، کشتار در اوکراین و جنگ امپریالیستی بین ناتو و روسیهٔ سرمایه‌داری در جریان است. حمله‌های موشکی ایالات متحد و انگلیس به یمن، که ما در اینجا آن را محکوم می‌کنیم، با تشدید تنش‌های امپریالیستی بر سر کنترل دریای سرخ که اهمیت استراتژیک دارد، اوضاع را انفجاری‌تر می‌کند. این همچنین در مورد سایر جنایت‌های ایالات متحد، ناتو و اتحادیهٔ اروپا در سوریه، لیبی، افغانستان و غیره که در تمام این دهه‌ها سودی برای انحصارها و عواقب سختی برای خلق‌ها و محیط زیست به همراه داشته‌اند، صدق می‌نماید.

بار جنگ به حدی است که بازسازی اکوسیستم‌ها چندین دهه طول می‌کشد و اغلب آسیب‌ها هم برای جوّ و هم برای آب برگشت‌ناپذیرند. وقتی امپریالیست‌ها از سلاح‌های بیولوژیکی و هسته‌ای و همچنین بمب‌های خوشه‌ای- که ظاهراً ممنوع هستند- در غزه و اوکراین استفاده می‌کنند،  همهٔ موارد فوق وخیم‌تر می‌شوند. به هر حال، ناتو قطعنامهٔ «اولین حملهٔ هسته‌ای» را به عنوان عنصری از استراتژی ۲۰۳۰ پذیرفته است، در حین اینکه، روسیه تغییرهای مشابهی را در دکترین خود ایجاد کرده است.

البته اتحادیهٔ اروپا و دولت‌ها برای خدمت به منافع سرمایه، انرژی هسته‌ای، سوزاندن زباله‌های سرطان‌زا، انتقال زباله‌های سمی به کشورهای ثالث، به آفریقا و آسیا را خودسرانه و بدون مبنای علمی«سبز» می‌نامند، در حالی که به اصطلاح «دقت لازم» را ترویج می‌کنند، یعنی ارزیابی‌ای که بر اساس آن انحصارها ظاهراً با تهیهٔ گزارش‌ها «خود را کنترل می‌کنند» و در عین حال اقدام‌های خود را «سبز» و به نفع محیط زیست جلوه می‌دهند در حالی که به کار خود ادامه می‌دهند و موجب آلودگی محیط زیست می‌شوند و فقط وظیفهٔ آن‌ها ثبت میزان آلودگی است. همزمان آن‌ها تجارت بی‌شرمانه‌ای را در زمینهٔ انتشار آلاینده‌ها ایجاد کرده‌اند تا به غارت محیط زیست با عواقب شوم ادامه دهند.

با دستورا‌لعمل‌های اتحادیهٔ اروپا که از سوی همهٔ حزب‌های بورژوایی لیبرال، سوسیال دموکرات، سبز، راست افراطی، از جمله سوسیال دموکرات‌های به اصطلاح حزب چپ اروپا و گروه «چپ» در پارلمان اروپا حمایت، تأیید و ترویج شده است، انواع غصب اکوسیستم‌ها، مناطقی با زیبایی‌های طبیعی کمیاب و دارای اهمیت فرهنگی تاریخی قابل توجه صورت می‌گیرد، تا توربین‌های بادی نصب شوند، و همچنین مناطق ظاهراً حفاظت‌شدهٔ طبیعی که اتحادیهٔ اروپا و دولت‌ها در آن‌ها «طبق قانون»، فعالیت‌های تجاری، بهره‌برداری توریستی، بهره‌برداری از جنگل‌ها و سایر اکوسیستم‌های ارزشمند را بدون مانع انجام می‌دهند، مشروعیت یافته‌اند. در عین حال، کمبود شدید زیربناها و وسایل ضروری برای حفاظت در برابر آتش‌سوزی‌ها، سیل‌ها و زلزله‌ها وجود دارد که نتایج غم‌انگیزی برای مردم دارد.

 

رفقای عزیز!

اجرای به اصطلاح «استراتژی گذار سبز»، آزادسازی بازار انرژی، ایجاد مکانیسم «مبادلهٔ انرژی» و تبدیل انرژی به محصول مالی، همراه با کاهش دستمزدهای واقعی و مالیات‌های وحشیانه، مردم را به فقر انرژی محکوم می‌کند، کمبودهای غیرقابل تحملی که پیش از جنگ در اوکراین خود را نشان می‌دادند و جنگ آن‌ها را تشدید کرد. افزون بر این، مردم هزینه‌های تحریم‌های اعمال‌شده توسط استراتژی اتحادیهٔ اروپا مبنی بر کنار گذاشتن گاز طبیعی ارزانتر روسیه و انتخاب گازی‌سازی مجدد LNG آمریکایی را که برای مجیط زیست مضر است، متحمل می‌شوند.

افزایش نسبت منابع انرژی تجدیدپذیر در ترکیب انرژی هر یک از کشورهای اتحادیهٔ اروپا، در حالی که از سوی اتحادیهٔ اروپا «سقفی» برای قیمت، به عنوان مثال برای زغال سنگ قهوه‌ای، یک سوخت ارزان و فراوان در برخی از کشورها مانند یونان برای تولید برق تعیین می‌شود. اگرچه این افسانه پرورش داده شد که ظاهراً این منجر به انرژی ارزان برای مردم می‌شود، ، اما با افزایش قیمت‌ها و تعرفه‌های «سبز» که باعث از بین رفتن  دستمزدهای اندک می‌شود، به شدت افشا شده است.

هشدار کمونیست‌ها مبنی بر اینکه در انرژی مالکیت سرمایه‌داری و اشتیاق به سود دخیل است، تأیید شده است و مردم بهای آن را خواه برق، سوخت و غذا باشد، خواهند پرداخت و تأثیر آنی آن مشخص است.

در حالی که امروزه امکانات بسیار بیشتری برای بهره‌برداری از اشکال انرژی وجود دارد، در حالی که امروزه ذخایر بسیار بیشتری توسط سرمایه‌داران کشف و بهره‌برداری می‌گردد، در حالی که لوله‌های حمل‌ونقل انرژی با مدرن‌ترین شرایط تکنولوژیکی چند برابر می‌شوند، در نهایت مردم هزینهٔ زیادی برای برق گرانتر می‌پردازند و مسئولیت فردی برای انتخاب نامناسب بین کرکس‌های تأمین‌کنندهٔ انرژی در بازار آزاد را به عهده دارند. ما می‌خواهیم به ویژه تأکید کنیم که در این بازار نقش انحصارهای انرژی دولتی قدیمی در هر کشور، که شرکت‌های سرمایه‌داری هستند و تحت سرمایه‌داری جمعی، یعنی دولت بورژوایی کار می‌کنند، بسیار اساسی است. در جنگل بازار «لیبرالی‌شده»، هر گروه تجاری بر اساس منافع سهامداران خود فعالیت می‌کند، بدون اینکه صددرصد متعلق به دولت باشد و صرف‌نظر از اینکه مشارکت دولت افزایش یا کاهش یابد، با سایر گروه‌های تجاری رقابت می‌کند. اظهارنامه‌های مختلفی که به تازگی به عنوان مثال در آلمان، فرانسه و غیره انجام شده است، سیاستی را به نفع مردم نشان نمی‌دهند، بلکه بار زیان‌های میلیاردی را از سهامداران به مالیات‌دهندگان، کارگران، منتقل می‌سازند.

دولت بورژوایی نمی‌تواند وزنه‌ای در برابر منافع گروه‌های خصوصی باشد و به نفع مردم عمل کند. بنابراین، راه خروجی که کمونیست‌ها باید به مردم نشان دهند، نه در شعارهای خواستار بازگشت به گذشتهٔ سرمایه‌داری با دخالت گستردهٔ دولت، بلکه در جهت اجتماعی شدن ابزار تولید باید باشد. به این تفاوت اساسی فکر کنید اگر برق و سوخت برای مردم کالا نبودند. اگر قیمت و استفاده از منابع ملی انرژی با سود سرمایه‌داری و تضاد بین گروه‌ها یا تعهدهای اتحادیهٔ اروپا و هر اتحاد امپریالیستی تعیین نمی‌شد.

این شرایط را فقط در سوسیالیسم می‌توان تضمین کرد، در مالکیت اجتماعی که می‌تواند رفاه مردم را تضمین نماید. در قدرت کارگری که می‌تواند تولید را به طور متمرکز و علمی، با ملاک قرار دادن نیازهای جامعه، با نقش اساسی و فعال کارگران در تصمیم‌گیری اجرا و کنترل کند. این برنامه‌ریزی انرژی سوسیالیسم است که می‌تواند از منابع انرژی ملی برای از بین بردن فقر انرژی و بیکاری، اطمینان از بسندگی انرژی هر کشور، تضمین ایمنی کارگران، محیط زیست و سلامت مردم استفاده کند.

در شرایط کنونی، «اقدام کمونیستی اروپایی» می‌تواند با استراتژی «سبز» گروه‌های تجاری و دولت‌های اتحادیهٔ اروپا برخورد کند. باید موارد زیر را درخواست کرد:

خروج از جنگ‌های امپریالیستی، بستن پایگاه‌های ایالات متحد و ناتو و پایان دادن به اقدام‌های امدادی. عدم مشارکت نیروهای مسلح کشورهایمان در مأموریت‌های ایالات متحد، ناتو یا اتحادیهٔ اروپا.

اقدام‌های فوری در برابر سیل، زلزله، آتش‌سوزی برای حفاظت و امدادرسانی اساسی به آسیب‌دیدگان با غرامت صددرصد از سوی دولت.

حفاظت از جنگل‌ها و سطح آب زیرزمینی در برابر خصوصی‌سازی و هر گونه فعالیت تجاری و تجاری‌سازی آب.

نه به تغییر استفاده از زمین و تخریب محیط زیست با نصب توربین‌های بادی و پنل‌های خورشیدی زمینی یا دریایی.

ممنوع کردن سوزاندن زباله‌های سرطان‌زا (RDF-SRF) و سایر سوخت‌های جایگزین خطرناک مانند کک نفتی.

نه به مالیات‌های «سبز» و جریمه‌ها.

نه به تجاری‌سازی کرانه‌ها و ساحل‌ها.

«اقدام کمونیستی اروپایی» باید در دورهٔ بعدی به برجسته کردن چنین مطالبه‌هایی کمک نماید، تا جنبش‌های کارگری و مردمی از آن‌ها پشتیبانی کنند و پاسخی باشد به عملیات سازمان‌یافتهٔ دستکاری از سوی سوسیال دموکراسی، اپورتونیسم و همه‌نوع سازمان‌های غیردولتی که با جنبش‌هایی مانند «جمعه‌ها برای آینده»، شستشوی مغزی را به ویژه در میان جوانان ترویج می‌کنند. و همچنین پاسخی باشد به دستکاری ایدئولوژیک سازمان‌یافته از طریق مکتب بورژوازی که ظاهراً سیستم استثمار سرمایه‌داری می‌تواند به نفع محیط زیست باشد. بحث ایدئولوژیک در آستانهٔ انتخابات اروپا تشدید خواهد شد. حزب‌های «اقدام کمونیستی اروپایی» می‌توانند با افشای برنامه‌های سرمایه و خدمت به منافع مردمی از مواضع بهتری مبارزه کنند. برای تقویت مبارزات کارگری و مردمی دربارهٔ این موضوع‌ها و در راستای مقابله با سرمایه، اتحادیهٔ اروپا و دولت‌های آن‌ها، باید بر این نکته تأید کرد که تنها با سوسیالیسم می‌توان از هدر رفتن منابع کرهٔ زمین جلوگیری کرد. زیرا تنها سوسیالیسم در خدمت منافع کارگران و مردم و همچنین حفاظت از محیط زیست است.

منبع: وب‌سایت حزب کمونیست یونان

برگردان: ایرج زارع

مطلب اختصاصی برای صدای مردم 

استفاده از مطلب با ذکرمنبع بلامانع است

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا