گوناگون

افسرده‌ایم!

محدود کردن جامعه و جلوگیری از مطالبه‌گری و دسترسی به حقوق شهروند خود می‌تواند عامل اصلی شیوع افسردگی در جامعه باشد. سال‌ها است که جامعه ایرانی در بین جوامع غمگین جهان قرار دارند ولی مسئولان ما نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند. وقتی می‌گویند که بیش از ۶۰ میلیون نفر برای خرید اقلام خوراکی خود نیاز به کوپن دارند و بیش از ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، چگونه می‌توانیم جامعه شادی داشته باشیم.»

وضعیت شادی و افسردگی در ایران

همدلی| گروه اجتماعی: امسال در حالی لیست شادترین کشورهای جهان اعلام شده که گروهی معتقدند ایران یکی از افسرده ترین کشورهای جهان است.
تنها آماری که در مورد میزان شاد بودن ایرانیان وجود دارد، آماری است که رتبه ایران در این زمینه را در جایگاه ۱۰۱ دنیا تعیین کرده است.
گرچه پیش از این نیز بارها مسئولان مربوطه در این زمینه هشدارهایی داده بودند. به عنوان مثال علیرضا زالی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی چندی قبل با هشدار نسبت به افزایش بروز اختلالات روانشناختی در جامعه گفت: «از هر ۳ ایرانی یک نفر اختلالات روانی دارد.»

تعریف یک واژه ناخوشایند
افسردگی (Depression) جزو اختلالات خلقی محسوب می‌شود که با احساس فقدان، خشم، غم و … همراه است و با طولانی شدن این عارضه فعالیت‌های روزمره‌ فرد را مختل می‌کند، تا جایی که او از چرخه اجتماعی خارج می‌شود و این همان نابودی سرمایه‌های اجتماعی است. طبق آمارهای جهانی زنان بیشتر از مردان مورد هجوم افسردگی قرار می‌گیرند. مطالعات اخیر مشخص می‌کند که «اختلال افسردگی»، اساسی در بین تمامی اختلالات روانپزشکی محسوب می‌شود که بیشترین شیوع را در کل دوران زندگی افراد دارد. محققان همواره هشدار می‌دهد که این بیماری بسیار شایع و رایج است. افسردگی ممکن است در کار روزانه ما مشکل ایجاد کند و میزان بهره‌وری‌مان را به‌شدت کاهش دهد و همچنین روابط و برخی از حالت‌های جسمی افراد را با آسیب روبه‌رو می‌‎کند.
شادترین کشورها
براساس گزارش شادترین‌ کشورهای جهان، ایران در جایگاه ۱۰۱، یعنی پایین‌تر از کشورهایی همچون عراق، ونزوئلا، موزامبیک، اوکراین، کنگو و.. قرار گرفته است.
نکته جالب، وضع بد ترکیه نسبت به ایران که ۵ پله پایین‌تر است. همچنین ونزوئلا که سال گذشته در رتبه ۱۰۸ قرار داشت، بعد از گشایش‌های اقتصادی و دیپلماتیک به رتبه ۸۸ رسید.

هفت فاکتور شاخص شناسایی شادترین کشور
طبق گزارش موسوم به World Happiness Report هفت کشور در سال ۲۰۲۳ از بقیه کشورها شادتر بوده‌اند.
به گزارش ام اس ان، طبق گزارش موسوم به World Happiness Report هفت کشور در سال ۲۰۲۳ از بقیه کشورها شادتر بوده‌اند.
هفت فاکتور در امتیازدهی به عنوان شاخص شناسایی شادترین کشور به شرح زیر است: نداشتن فساد در جامعه،
سخاوتمندی، آزادی در انتخاب زندگی، امید به زندگی سالم، حمایت اجتماعی، سرانه تولید ناخالص داخلی
بیشتر عوامل مذکور قابل درک هستند اما دیستوپیا در واقع مقایسه با یک کشور ناخوش احوالی است که باعث می‌شود مولفه‌های متفرقه برای شادی بهتر درک شوند.
در همین راستا، با مجموع این ۷ فاکتور می‌توان کشورهای شاد را به ترتیب زیر در سال ۲۰۲۳ فهرست کرد:
فنلاند با ۷.۸۰۴ امتیاز اول، دانمارک با ۷.۵۸۶ امتیاز دوم، ایسلند با ۷.۵۳۰ امتیاز سوم، هلند با ۷.۴۰۳ امتیاز چهارم، سوئد با ۷.۳۹۵ امتیاز پنجم، نروژ با ۷.۳۱۵ امتیاز ششم و سوئیس با ۷.۲۴۰ امتیاز هفتم جهان. حالا اینکه وضعیت ایران با رتبه ۱۰۱ چیست، موضوعی است که در نوع خود جای تحلیل بسیار دارد!

ایران افسرده است؟
در سال‌های اخیر جامعه‌شناسان و روانشناسان به‌دلیل آنچه افزایش مشکلات اقتصادی عنوان می‌شود، در مورد افزایش افسردگی در بین شهروندان هشدار می‌دهند ولی این در حالی است که چندی پیش وزیر کشور در نشست گردهمایی روز ملی تشکل‌ها و مشارکت‌های اجتماعی، گفت: «بیش از مشکلات اقتصادی، کشور درگیر مشکلات «فرهنگی» و «اجتماعی» است. باید برای این‌ موضوع راه‌کار پیدا شود. با حل مشکلات اجتماعی زمینه رشد اقتصاد هم فراهم خواهد شد. یکی از القائات غلط به کشور ما این است که می‌گویند ایرانی‌ها بلد نیستند کار تیمی انجام دهند که این موضوع مورد قبول ما نیست چون بسیاری کارهای بزرگ در کشور با کمک تیمی انجام شده است. دیگر القائات این است که می‌گویند جامعه ایران دچار افسردگی است که این حرف غلط و بی‌ربطی است.»  باتوجه به اینکه وزیر کشور عنوان نکرده است که از چه منابعی برای سنجیدین میزان افسردگی جامعه استفاده کرده است، قرایی‌مقدم در واکنش به این اظهار نظر، نگاه متفاوتی با وزیر کشور دارد. او معتقد است وقتی در شهرها و در میان مردم شاهد ترویج خشونت و افزایش آسیب‌‌های اجتماعی هستیم نمی‌توان گفت که ما درگیر بحران «افسردگی» نیستیم.
این موج به حدی غافلگیرانه است که حتی شادی‌‌های پراکنده‌ای که هر از چند گاهی در فضای مجازی منتشر می‌شود با موجی از واکنش‌‌های هموطنان و البته مسئولان همراه است. درست مانند ماجرای صادق بوقی و جنجالی که به خاطر آن راه افتاد. موضوعی که حتی صدای اعتراض وزیر میراث فرهنگی را هم در آورد. عزت الله ضرغامی در واکنش به برخوردهایی که با کلیپ‌‌های بوقی رخ داده است گفت: اگر پیرمردی درب مغازه‌اش شادی کرد یا یک موسیقی فولکور خواند از نظر ما متهم است، ولی اگر همین شادی را در ایام یا مناسبت مذهبی انجام می‌داد تشویق هم می‌شد. ببینید چقدر ملاک‌های ما در این حوزه چندگانه و متضاد است. وی اظهار کرد: ما در تولید شادی مشکل داریم، هنوز نتوانستیم شادی را به درستی ارائه کنیم، اگر پیرمردی درب مغازه اش شادی کرد یا یک موسیقی فولکور خواند از نظر ما متهم است، ولی اگر همین شادی را در ایام یا مناسبت مذهبی انجام می‌داد تشویق هم می‌شد. ببینید چقدر ملاک‌های ما در این حوزه چندگانه و متضاد است، تقاضای ما این است راه‌های پیموده نشده را طی کنیم. با این وزیر کشور همچنان معتقد است که ایران کشور افسرده‌ای نیست!

نشانی از شادی در جامعه نیست
سامان مدیرانیان، جامعه‌شناس در واکنش به جایگاه ایران در شادی و افسردگی هموطنان به خبرنگار « همدلی » می‌گوید: «هنگامی که ما می‌‎بینیم یک زن، دختربچه یا پسربچه‌ای در مقابل ماشین‌های لوکس برای کمک مالی دست دراز می‌کنند، نباید حرفی از شادی در جامعه بزنیم چون همین صحنه می‌تواند تاثیرات منفی زیادی بر روی افرادی بگذارد. حتی این صحنه بر روی همان فرد ثروتمند نیز تاثیرگذار است، اگر به این متکدی کمک هم نکند، ولی ذهنش درگیر این آسیب اجتماعی خواهد بود. هنگامی که خشونت و فقر از در و دیوار شهر می‌بارد، چگونه می‌توانیم از شادی حرف بزنیم و بگوییم مردم افسرده نیستند. شرایط جامعه به‌دلیل افزایش شکاف طبقاتی، افزایش آسیب‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی و … وضعیت مطلوبی از نظر روانی ندارد و همین باعث شده که شاهد شهری با افزایش خشونت‌ باشیم. نه‌تنها مناطق پایین شهر بلکه حالا در بین ثروتمندان هم شاهد هستیم که میانه خوبی با شادی ندارند. با این تعریف باید از مسئولان بپرسیم که بر چه مبنایی اعلام می‌کنند که مردم ما شاد هستند؟ وقتی کارگران به‌دلیل افزایش فقر چاره‌ای جز خودکشی ندارند چرا باید حرف از شادی بزنیم.»
وی ادامه می‌دهد: «برای اینکه بدانیم جامعه از لحاظ روانی در چه وضعیتی است تنها به چند پاسخ‌نامه در نظرسنجی که تعدادی از شهروندان پر کرده‌اند نمی‌توان اکتفا کرد. برای این کار بهتر است از فاکتورهایی مانند رضایت شهروندان از وضعیت سیاسی و اجتماعی، وضعیت اقتصادی، کاهش یا افزایش آسیب‌های اجتماعی، اعتیاد، آزادی‌های مدنی و … توجه کنیم.
این جامعه شناس تصریح می‌کند: در حقیقت باید اینگونه عنوان کنیم که یک یا چند فاکتور نمی‌تواند برای سنجیدن وضعیت روانی جامعه کافی باشد بلکه همه مسایل به صورت زنجیروار به هم متصل هستند. شاد بودن را باید در عوامل «زیستی شهروندان » مشاهده کنیم و هنگامی که می‌بینیم افراد نمی‌توانند در خیابان‌ها از کمین گوشی‌قاپ‌ها و … در امان باشند یا در مورد مسائل مدنی در محدودیت به‌سر می‌برند، به این نتیجه می‌رسیم که نمی‌توانیم جامعه شادی داشته باشیم. یکی از معیارهای اصلی برای اینکه بگوییم جامعه شاد است یا غمگین، باید به میزان خنده مردم نگاه کنیم. وقتی به خیابان یا ایستگاه مترو و … می‌رویم، مشاهده می‌کنیم که هیچ‌کس لبخندی بر لب ندارد و همه سرگریبان فرو برده‌اند. باید این چالش‌ها را بررسی کنیم و پس از آن بگوییم که جامعه ما تا چه اندازه شاد یا غمگین است.»

چرا افسرده؟
این پژوهشگر حوزه جامعه شناسی خبرهای مربوط به اختلاس و دزدی را از دیگر عوامل افسردگی جامعه محسوب می‌کند و ادامه می‌دهد: «خبرهایی که در مورد دستگیری اختلاس‌گران و دزدی‌های میلیاردی از بیت‌المال به گوش شهروندان می‌رسد، تاثیرات بسیاری مخربی بر ذهن و روح جامعه خواهد داشت. چون شهروندان از یک‌سو می‌بینند که نه‌تنها در فقر زندگی می‌کنند بلکه از آزادی‌های مدنی هم بهره‌ای نبرده‌اند. در اینجا باید به این موضوع اشاره کنیم که محدود کردن جامعه و جلوگیری از مطالبه‌گری و دسترسی به حقوق شهروند خود می‌تواند عامل اصلی شیوع افسردگی در جامعه باشد. سال‌ها است که جامعه ایرانی در بین جوامع غمگین جهان قرار دارند ولی مسئولان ما نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند. وقتی می‌گویند که بیش از ۶۰ میلیون نفر برای خرید اقلام خوراکی خود نیاز به کوپن دارند و بیش از ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند، چگونه می‌توانیم جامعه شادی داشته باشیم.»

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا