زنان

عقد ایرانی، پرفورمنسی در ستایش عشق

مریم میرزانژاد

پدیده‌ای چون عقد ایرانی قطعا کنشی اعتراضی به مناسبات و ارزش‌های حاکم بر نظام سنتی خانواده است، اما آنچه که می‌تواند به سیر تحول طبیعی خانواده مدد رساند، گفتمان اجتماعی بر سر ارزش‌های بنیادین و واکاوی عمیق گره‌هایی است که خانواده‌ی ایرانی با آن مواجه است و البته تغییر قوانین بر اساس ارزش‌هایی که جامعه در عین تکثر بر سر آن به توافق رسیده است.

پدیده‌ی عقد ایرانی عمر چندانی ندارد. نه کسی از تاریخ آن می‌داند و نه این که کی و کجا و به ابتکار چه کسی اولین بار اجرا شد، اما به ویژه در یک سال گذشته چنان فراگیر شد که عقد شرعی را به عنوان آیینی قانونی و رسمی به سایه برده است.

در عقد ایرانی در آیینی نو، زن و مرد رو در رو، دست در دست و نگاه در نگاه سوگند یاد می‌کنند که در همه‌ی لحظات مهر یکدیگر را در جانشان پذیرا شوند و از هم می‌خواهند در عشق و وفا چنان باشد آن دیگری، که او خواهد بود. برخلاف دیدگاه‌هایی که دلیل فراگیر شدن این پیمان را گسترش احساسات ناسیونالیستی می‌دانند، به عقیده من آنچه که موجب مطلوبیت این آیین نوظهور شده جهان‌بینی است که ادبیات شاعرانه‌ی این عقد بر آن استوار شده است.

در واقع، واژه‌ها مفاهیم و شیوه‌ی اجرای آن در برابر عقد سنتی -دینی به انقلاب می‌ماند. برای مثال در بخشی از صیغه‌ی عقد دائم که توسط عاقد به عربی خوانده می‌شود، به بندگان (مرد) توصیه می‌شود که « .. باید مردان و زنان بی‌همسر و کنیزان  و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بی‌نیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است…» نه تنها کاربرد واژه‌هایی چون «زنان بی‌همسر» و «کنیزان» هر دو در گفتمان امروزی بار غیرانسانی دارند، بلکه توصیه‌ به مردان برای به عقد خود درآوردن این زنان که گویا اختیار و اراده آنها هیچ انگاشته شده نیز برای زن امروزی تحقیرآمیز تلقی می‌شود که خود به سادگی می‌تواند بیانگر عدم پذیرش چنین ادبیاتی باشد.

از سوی دیگر برخلاف مناسک ازدواج سنتی که عروس پوشیده زیر چادر سفید یا تور نشسته و سر به زیر و با اجازه‌ی پدر و مادر و بزرگترها در اتاق محضر یا در فضای بسته‌ی خانه‌ «بله» در پذیرش پیمان ازدواج می‌گوید، در آیین عقد ایرانی اغلب در فضای باز عروس ایستاده رو به داماد پیمانی را می‌پذیرد که تعهد و مسئولیتی یکسان از هر دو می‌طلبد. پرفورمنسی انقلابی که این نسل بدون پرسش از بزرگترها انتخاب خود را برای تماشاگران -میهمانان- به نمایش می‌گذارد و به همین سادگی صورت‌بندی دیگری از روابط انسانی در خانواده را با انتخاب و اجرای مناسکی از آن خود؛ ارائه می‌کند که بیش از هر چیز نوعی اعتراض و شکلی از کنش برای نشان دادن میل به دگرگونی روابط مبتنی بر کامجویی در ازدواج سنتی و استقرار ساختاری است که بر حقوق انسانی برابر در خانواده استوار است.

اگرچه باید افزود که مسیری که خانواده ایرانی در تحول مناسبات پیشین می‌پیماید راهی هموار نیست، برعکس، حقایقی که در قالب آمارهایی از طلاق، همسرکشی، خیانت، خشونت خانگی، افسردگی و .. از وضعیت درونی خانواده‌ی ایرانی منتشر می‌شود بی‌شباهت به درگیری اعضای خانواده در جنگی تمام عیار نیست. جنگی که البته قوانین برگرفته از شرع و ناتوان در ایجاد صلح به آتش آن می‌دمد. در واقع انسان امروزی که با ارزش‌های مدرن سازگار است و مناسبات فردی خود را بر اساس آن باز تعریف می‌کند نمی‌تواند با قواعدی همخوان باشد که استبداد را در نظام خانواده بازتولید می‌کند.

پدیده‌ای چون عقد ایرانی قطعا کنشی اعتراضی به مناسبات و ارزش‌های حاکم بر نظام سنتی خانواده است، اما آنچه که می‌تواند به سیر تحول طبیعی خانواده مدد رساند، گفتمان اجتماعی بر سر ارزش‌های بنیادین و واکاوی عمیق گره‌هایی است که خانواده‌ی ایرانی با آن مواجه است و البته تغییر قوانین بر اساس ارزش‌هایی که جامعه در عین تکثر بر سر آن به توافق رسیده است.

کانال علمی مطالعات زنان

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا