چرخانیادمان و رویدادها

روکه دالتون، شاعر انقلاب‌های زنده

نویسنده: آلخاندرو کومتا

برگردان: ایرج زارع

آن‌ها طاقت سخنان یک روشنفکر طبیعی را نداشتند که با کارش از تمام محدودیت‌های انقلابی زمان خود فراتر رفت. آن‌ها به‌رسمیت شناختن دالتون به‌عنوان یک انترناسیونالیست از سوی جنبش انقلابی امریکای لاتین را تحمل نکردند.

ال سالوادور، به‌اصطلاح انگشت شست قارۀ امریکا، کشور زادگاه روکه آنتونیو دالتون گارسیا* (Roque Antonio Dalton García) (۱۹۳۵-۱۹۷۵) بود. شاعر و انقلابی کمونیست، آثارش را بر دو ستون، زندگی‌اش و مبارزۀ انقلابی بنا کرد. زندگی و مبارزۀ انقلابی که به همۀ مردم امریکای لاتین تعلق داشتند:

«… رگ‌های من به من ختم نمی‌شوند، بلکه به خون یکپارچۀ کسانی که برای زندگی، عشق، چیزها، منظره و نان و شعر همه، مبارزه می‌کنند، ختم می‌شوند.»

«به‌دنبال دردسر»

زندگی او، مانند شعرش، بین تراژدی و شانس و امر عادی و زندگی روزمره بود. دالتون توانایی تجسم توصیف زیبایی را داشت، زیبایی در آنچه فقط یک انقلابی می‌تواند از طریق یک احساس که عشق عمیق به مردم، به کشور و به مبارزه برای سوسیالیسم ایجاد می‌کند، دارد. به همین دلیل در یکی از بیت‌های خود به شعر می‌گوید: «ببخشید که به شما فهماندم که فقط از واژه‌ها ساخته نشده‌اید.»

آثار او انسانیت کمونیست‌ها و انقلابی‌ها و سادگی زندگی آن‌ها را برجسته می‌کند. او با کارزارهای ضد‌کمونیستی ضد‌انسان‌سازی علیه انقلابی‌ها مقابله کرد، کارزارهایی که قارۀ امریکا را با افسانه‌هایی چنان پوچ پر کردند مبنی بر این اتهام که کمونیست‌ها «کودکان را می‌خورند». دالتون انضباط رزمندگی و زندگی روزمره را درهم‌آمیخت. یک مثال زیبا در این مورد، توصیف ورودش به حزب کمونیست در سال ۱۹۵۷ است، در شعر «به‌دنبال دردسر»:

شب اولین جلسۀ سلولی‌ام باران می‌بارید

شیوه‌ام در جاری شدن به‌شدت توسط چهار

یا پنج شخصیت از حوزۀ گویا (Goya) تشویق شد

همه در آنجا کمی ملال‌آور به ‌نظر می‌رسیدند

شاید از آزار و اذیت و حتی شکنجه

روزانه خواب می‌دیدند

 

بنیان‌گذاران کنفدراسیون‌ها و اعتصاب‌ها نشان می‌دادند

گرفتگی صدا را

و به من گفتند باید یک نام مستعار انتخاب کنم

که قرار است ماهانه پنج پزو بپردازم

که هر چهارشنبه با هم خواهیم بود

و اینکه درسم چگونه است

و اینکه برای امروز قرار است جزوه‌ای از لنین را بخوانیم

و اینکه لازم نیست هر لحظه بگویم رفیق.

 

وقتی بیرون آمدیم دیگر باران نمی‌بارید

به‌دلیل دیر آمدن به خانه مادرم مرا سرزنش کرد.

یک کتاب سرخ

دالتون جایزۀ *Casa de Las Américas را برای مجموعۀ شعر «میکده و مکان‌های دیگر» دریافت کرد (۱۹۶۹). او در تبعیدها و سفرهای بی‌شماری با هنرمندان، شاعران و روشنفکران بزرگی چون اِلنا پونیاتوسکا (Elena Poniatowska)، روبرتو فرناندز رتامار (Roberto Fernández Retamar)، ماریو بندتی (Mario Benedetti)، خوآن خلمن (Juan Gelman)، میگل آنخل آستوریاس، خولیو کورتازار (Julio Cortázar) دوستی برقرار کرد و گفت‌وگو داشت و نقش آن‌ها را در انقلاب بازتاب داد. این یکی از نگرانی‌های او بود.

او در راه جست‌وجوی انسانی که انقلابی را مجسم می‌کند، «یک کتاب سرخ برای لنین» را می‌نویسد (۱۹۷۳). در این نوشته بین شعرها، یادداشت‌ها و مقاله‌ها، همان‌گونه که از سوی روشنفکر آرژانتینی نستور کوهان (Néstor Cohan) بیان شده است، دو شکل از سوسیالیسم انقلابی گفت‌وگو می‌کنند: تجربۀ لنینیستی که باعث پیدایش اتحاد جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی شد و اشکال انقلابی امریکای لاتین.

دالتون در ۱۰ مه ۱۹۷۵ به‌دلیل شکل‌های جزمی که در فراکسیونی از جبهۀ آزادی‌بخش فارابوندومارتی، (FMLN) اتخاذ شده بود، به قتل رسید. قاتلان مادی و معنوی او طاقت دیدن روح یک انقلابی را در روکه دالتون نداشتند که در بحبوحۀ یک وضعیت غم‌انگیز از زندگی لذت می‌برد و شجاعتش را در اختیار مبارزۀ انقلابی و جنگ می‌نهاد.

آن‌ها طاقت سخنان یک روشنفکر طبیعی را نداشتند که با کارش از تمام محدودیت‌های انقلابی زمان خود فراتر رفت. آن‌ها به‌رسمیت شناختن دالتون به‌عنوان یک انترناسیونالیست از سوی جنبش انقلابی امریکای لاتین را تحمل نکردند. به همین دلیل استدلال دیگری نداشتند جز اینکه او را یک ضد‌انقلاب، بی‌انضباط، بوهیمی، شاعر، خرده‌بورژوا و عضو سازمان اطلاعات مرکزی سیا معرفی کنند.

«ما از آن‌ها زندگی بیشتری داریم»

دالتون به روشی پیش‌آگاهانه به مرگ به‌دست کسانی که امروز نمایندۀ راست امریکای لاتین هستند، پاسخ داد. او در پاسخ به دستور ترور روکه که از سوی خواکین وییا لوبوس (Joaquín Villalobos) داده شده بود، گفت:

بیایید نیمه‌جان متحد شویم که ما میهنیم

تا فرزندان آن‌ها بتوانند با ما به نام

مقتولان تماس بگیرند

بیایید متحد شویم علیه قاتلان همه

علیه قاتلان مرده و نیمه‌جان

همه با هم

ما بیش از این‌ها مرگ داریم

اما همه با هم

از آن‌ها زندگی بیشتری داریم

اتحاد همۀ توانمندان نیمه‌جان ما

اتحاد همۀ نیمه‌جان‌هایی که

در سال ۱۹۳۲ نیمه‌جان زاده شدیم.

——————————-

* روکه دالتون، شاعر، فعال سیاسی و مقاله‌‎نویس اهل ال‌سالوادور بود. او تحصیلاتش را در رشتۀ حقوق در دانشگاه‎‌های شیلی، ال سالوادور و مکزیک به انجام رساند. وی در شیلی به تحصیل مارکسیسم پرداخت و هنگامی که به کشورش بازگشت به یک پیشاهنگ ناآرام در حوزۀ سیاسی تبدیل شد. او در سال ۱۹۵۷ به شوروی مسافرت کرد و بعد از بازگشت، به حزب کمونیست ال‌سالوادور پیوست و در دوران ریاست‌جمهوری لموس (Lemus) به زندان افتاد. او در سال ۱۹۶۱ از السالوادور اخراج شد. دوران تبعیدش را در مکزیک، چکسلواکی و به‌‌طور عمده در کوبا گذراند. او در زندگی فرهنگی کوبا فعال شد و هنگام حمله به خلیج خوک‎‌ها دستورالعمل‎‌های نظامی دریافت کرد. در سال ۱۹۶۴ او به ال سالوادور بازگشت و دوباره به زندان افتاد و یکی از ماموران سازمان سیا از او بازجویی کرد. در سال ۱۹۶۹ او دوباره به کوبا بازگشت و جایزۀ شعر «خانهٔ آمریکای لاتین» را دریافت کرد. سپس از کوبا خارج شد و تصمیم گرفت در کشورش به مبارزۀ مسلحانه ملحق شود و در سال ۱۹۷۳ به «ارتش انقلابی خلق ERP» پیوست. وی در مبارزات درون سازمانی علیه نظرات رهبر آن سازمان، پیشاهنگ شد. به این دلیل رهبری (ERP) تصمیم به کشتن او و یکی دیگر از هم‌رزمانش گرفت. م.

** [خانۀ آمریکای لاتین] یک نهاد فرهنگی است که در سال ۱۹۵۹ در هاوانا، کوبا بنیان نهاده شد و از زمان ایجاد آن، هر سال جایزۀ ادبی اعطا می‌کند. م.

منبع: هفته‌نامۀ آوا (Voz)، وابسته به حزب کمونیست کلمبیا

نویسنده: آلخاندرو کومتا (Alejandro Cometa)

برگردان: ایرج زارع

مطلب اختصاصی برای صدای مردم 

استفاده از مطلب با ذکرمنبع بلامانع است

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا