اخبارچرخان

آیا تهدید های واشنگتن علیه تهران جدی است؟

جلال ساداتیان، کارشناس مسائل خاورمیانه و سفیر اسبق جمهوری اسلامی در بریتانیا گفته: “اگر ترامپ بیاید شرایط سخت‌تری برای ایران ایجاد می‌شود. از سوی دیگر ممکن است اروپایی‌ها به سمت فعال کردن مکانیزم ماشه بروند. در هر دوی این موارد اوضاع برای ایران سخت‌تر و مشکل‌تر خواهد شد.”
به گزارش سایت خبر فوری،سفیر اسبق جمهوری اسلامیدر بریتانی می گوید: “در منطقه نیز اسراییل با حزب الله در گیر شده و دنبال این است که حزب الله را درگیر کند. همچنین از طریق ترور‌هایی که انجام می‌دهند سعی دارند ایران را وادار به یک عکس العمل بکنند و آمریکا را وارد یک درگیری بکنند. ایران هم در برخی مواقع از کنار مسئله گذشته است. آمریکایی‌ها هم اعلام کردند ما قصد درگیری با ایران را نداریم، ولی این روند تا جایی است که طرفین تمام مراقبت‌های لازم را به کار گیرند.”
ساداتیان افزود: “در نتیجه شرایط بیشتر به سمت این رفته که امیدی به احیای برجام وجود ندارد. مسئله پیچیده شده و تهدیدات جدی نسبت به ایران و مسائل ایران وجود دارد.”
در همین حال علی مطهری گفته:” تا تحریم‌ها برداشته نشود به وضع طبیعی بر نمی گردیم.”
این در حالی است که جان کربی هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ‌سفید روز گذشته در یک کنفرانس خبری در مورد تحریم‌های جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه جانشین فرمانده نیروی تروریستی قدس تأکید کرد: “هیچ برنامه‌ ای برای لغو، ارائه معافیت یا هرگونه تخفیف در مورد تحریم‌های جمهوری اسلامی وجود ندارد.”
با وجود این تهدیدها،در ارزیابی کلی اوضاع مشخص کنونی ایران به‌روشنی می‌توان دید که از رأس “نظام”، علی‌خامنه‌ای، تا جناح‌های قدرتمند دیگر هیچ‌کدام قادر نیستند پایگاه‌ اجتماعی و مردمی چشمگیری ‌فراهم کنند که بتوانند برای “حفظ نظام” به آن‌ اتکا کنند. مجموعهٔ حکومت ولایت فقیه در منجلابی از بحران‌های متعدد اقتصادی-اجتماعی و فساد ساختاری دست‌وپا می‌زند که زندگی و معیشت اکثر مردم، منافع ملی، و آینده کشور را به لبهٔ پرتگاه خطرناکی کشانده است.
مدت‌هاست که حکومت ولایی، از یک سو، در کاربست سیاست‌های داخلی و خارجی تأمین‌کنندهٔ منافع ملی و، از سوی دیگر، در خدعه‌گری دینی برای مغزشویی جمعیت کشور و جذب حمایت آنها به آخر خط رسیده و در وضع نامتعادل و برگشت‌ناپذیری قرار گرفته است. پس از سرکوب خونین جنبش اعتراضی عظیم مردم در سال ۱۳۸۸ علیه کودتای انتخاباتی خامنه‌ای، ترفندهای حکومتی دیگر کاربرد مؤثری در ایجاد “وحدت” بین حکومت و مردم نداشت. خامنه‌ای و مشاوران او به‌خوبی واقف‌اند و بارها در نهان و آشکاربرای مثال، با انواع نرمش‌های قهرمانانه یا همکاری با آمریکا در افغانستان و عراق نشان داده‌اند که از دید آنها، یافتن نوشداروی حلال مشکلات در داخل برای “حفظ نظام” در برابر خطر اعتراض‌های مردمی، بدون اتکا به امپریالیسم آمریکا به جایی نمی‌رسد. برخلاف یاوه‌گویی‌های همیشگی‌شان، چشم و دلشان با آمریکا و اروپای امپریالیستی است. اما دستگاه تبلیغاتی و نظریه‌پردازان حکومتی و تحلیل‌های سطحی رسانه‌های جریان‌های اپوزیسیون جعلی وابسته به کشورهای غربی با توسل به “جنگ زرگری” این واقعیت را وارونه نشان می‌دهد. از این رو، ضروری است که نیروهای چپ مترقی و ملی عملکرد تاریخی و کنونی حکومت ولایی در تعامل با جهان امپریالیستی و کنش و واکنش میان آنها را به‌دقت و به‌طور گسترده در افکار عمومی توضیح دهند. همین تلاش به سهم خودش در تبادل‌نظر بین نیروهای آزادی‌خواه و میهن‌دوست و رسیدن آنها به اشتراک ‌نظر و همکاری در عمل مفید خواهد بود.
تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که مبارزۀ ضدّدیکتاتوری برای آزادی و عدالت و مبارزه با سیاست‌های سرمایه‌داری امپریالیستی و مداخلهٔ خارجی برای دفاع از حاکمیت ملی دو روی یک سکه و لازم و ملزوم یکدیگرند. یکی بدون دیگری محقق و موفق نمی‌شود. عوامل خارجی مانند توازن قوا در جهان، جنگ سرد تحمیلی امپریالیسم، یا جهان تک‌قطبی و دوقطبی و چندقطبی را بی‌شک باید در روند مبارزه زیر نظر داشت و اثر احتمالی آن را در تحولات داخلی کشورها، از جمله ایران، در نظر گرفت. اما، آنچه در مبارزه برای رهایی و ترقی کشور تعیین‌کننده است، عامل داخلی و مبارزهٔ گستردهٔ مردمی در دو جبههٔ ضدّدیکتاتوری و ضدّ مداخلهٔ امپریالیستی و سیاست‌های آن است. البته جنگ ویرانگر (متعارف یا هسته‌یی) و نابودی محیط‌زیست می‌تواند روی همهٔ این روندها اثر جدّی و قاطع بگذارد. به همین دلیل است که مبارزه در راه صلح و حفظ محیط‌زیست نیز باید در دستور کار نیروهای ترقی‌خواه و به‌ویژه چپ باشد.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا