چرخانمقالات

اکنون بیش از هر زمانی دیگر، پایدار باد همبستگی با فلسطین!

خودسری و گستاخی نسل‌کشی طرح صهیونیستی به‌دلیل حمایت ادامه‌دار نظامی، اقتصادی، و رهنمودهای اندیشه‌ای از واشنگتن، لندن، و برلین ممکن شده است. خیزش‌های اعتراضی تظاهرات گسترده و طرفدار فلسطین در خیابان‌های شمال و جنوب جهانی باعث شده است که شکاف‌ها در هزینه‌های سیاسی و انتخاباتی برای حامیان نسل‌کشی افزایش یابد. راهی طولانی در پیش است.

به‌قلم رفیق “جرمی کرونین”، سیاستمدار و رهبر سرشناس حزب کمونیست آفریقای جنوبی

یافته‌های دیوان بین‌المللی دادگستری مبتنی بر اینکه یورش هولناک اسرائیل به مردم غزه مورد نسل‌کشی‌ای پذیرفته شده است رویدادی برجسته‌ به‌شمار می‌رود. این حکم، تلاش اسرائیل را برای جلوگیری از آنچه اکنون به رسیدگی قضایی‌ای بنیادی در مورد ارتکاب جنایت علیه بشریت از سوی اسرائیل تبدیل خواهد شد، خنثی کرده است. حکم دیوان بین‌المللی دادگستری سهمی ارزشمند در بی‌اثر کردن مصونیت جهانی دولت صهیونیستی اسراییل است، مصونیتی که اسراییل طی دهه‌ها بر آن متکی بوده است.

باوجود بیش‌ترین تلاش‌های ممکن از سوی نخبگان سیاسی در واشنگتن و لندن، باوجود تقلای گروه‌های لابی‌گر قدرتمند صهیونیستی، باوجود تبلیغات رسانه‌هایی مانند “بی‌بی‌سی” و “نیویورک تایمز”، روایت غالب از سوی غرب دربارهٔ اسرائیل از کنترل خارج شده است. حتا پیش از صدور حکم دیوان بین‌المللی دادگستری، نهاد نظرسنجی‌ای به‌نام “اکونومیست/یوگاو” نشان داد که بیش از یک سوم آمریکایی‌ها بر این نظرند که اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی می‌شود و ۲۹ درصد دیگر هم مردد بودند.

در روزهای پایانی بهمن‌‌ماه ۱۴۰۲، ۸۰۰ تن از کارمندان ارشد دولتی ایالات متحده، اتحادیه اروپا، و ۱۱ کشور اروپایی هشدار دادند “خطر منطقی‌ای وجود دارد که نشان‌گر سهیم بودن سیاست‌های دولت‌های ما در نقض شدید قانون‌های بین‌المللی درمورد جنایات جنگی، و حتا پاک‌سازی قومی یا نسل‌کشی‌اند.” آنان خاطرنشان می‌کنند نه‌تنها دولت‌های‌شان در جلوگیری از این نقض‌ کردن‌های مکرر قانون‌های بین‌المللی ناتوان‌اند، بلکه از راه ادامه دادن به ارسال سلاح و تأمین مالی اسرائیل نیز فعالانه در این نقض‌ کردن‌ها شریک‌اند. به‌نظر می‌آید همه‌جا در ساختار امپراتوری [امپریالیسم آمریکا] شکاف‌هایی به‌وجود می‌آید. گزارش‌های روزنامه‌نگاران دلیر از درون غزه (از ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲ تا زمان نگارش این نوشتار بیش از ۱۲۲ روزنامه‌نگار در غزه کشته شده‌اند) و همچنین تصویربرداری و پخش هم‌زمان رویدادها از طریق شبکه‌های اجتماعی که شمار بسیاری از شهروندان غزه با تلفن‌های همراه‌شان صحنه‌هایی از ترس و وحشت کامل نسل‌کشی اعمال شده بر آنان را  به میلیون‌ها نفر در سراسر جهان می‌رسانند، در بی‌اثر ساختن روایت‌های طرف‌دار صهیونیسم نیروی اصلی  هستند.

این‌که دولت اسرائیل از برداشتن گام‌هایی پایه‌ای توصیه شده از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری در خودداری از  انجام اَعمالی که می‌تواند نسل‌کشی باشد و رسیدگی و توجه فوری به بحران انسانی در منطقه محصور شدهٔ فلسطینی با گستاخی سرپیچی کرده است جای تعجبی ندارد. مهم است که به یاد داشته باشیم این توصیه‌های پایه‌ای تنها برای اسرائیل الزام‌آور نیست. این توصیه‌ها برای همه دولت‌های امضا کنندهٔ کنوانسیون نسل‌کشی ۱۹۴۸/۱۳۲۷ ازجمله ایالات متحده، بریتانیا، آلمان، و کانادا همچنین الزام‌آور هستند.

دیوان بین‌المللی دادگستری به اسرائیل سفارش کرده است ظرف یک ماه به‌این دیوان (و آفریقای جنوبی) گزارش دهد. باید افشاگری عملکرد دولت اسرائیل و واداشتن آن به پاسخگویی به مردم جهان از طریق دیوان بین‌المللی دادگستری به عاملی پیش‌برنده و شتاب‌دهندهٔ بی‌وقفه برای بسیج و همبستگی همه‌سویه درآید. آفریقای جنوبی، مانند چندین کشور دیگر، با دیوان کیفری بین‌المللی (نهادی که به جنایت‌های جنگی اشخاص به‌جای دولت‌ها می‌پردازد) فعالانه درگیر است. دیوان کیفری بین‌المللی در داشتن نگرشی غیرجانب‌دارانه در داوری‌هایش پیشینه‌ای نه‌چندان مطلوب دارد. نالدی پاندور، وزیر امور خارجه آفریقای جنوبی، به‌تازگی از دیرکرد دادگاه بین‌المللی کیفری در روند رسیدگی به اعمال اسرائیل نسبت به این دادگاه ابراز ناامیدی کرده است. هنگامی که از دادستان دیوان کیفری بین‌المللی پرسیده شد چرا برای بازداشت ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور روسیه، توانست بی‌درنگ حکم صادر کند، اما چرا هنوز از صدور حکم برای بازداشت نتانیاهو برنیامده است؟ او “نتوانست پاسخ دهد.”

تنها در سطح بین‌المللی نیست که کارزار حقوقی به‌سود فلسطین به‌اجرا درآمده است. در کالیفرنیا سازمان غیردولتی‌ای پیشرو با تنظیم پرونده‌ای مدنی‌ در دادگاه عالی ایالات متحده اقدام کرد، پرونده‌ای که در آن رییس‌جمهور بایدن، وزیر امور خارجه، و وزیر دفاع لوید آستین را به‌همدستی در نسل‌کشی متهم می‌کند. قاضی با گوش دادن به گواهی فلسطینی‌ها، ازجمله از طریق لینک ویدیویی مستقیم از غزه و شهر رام‌الله در ناحیه ساحل غربی رود اردن، به‌صراحت با دیوان بین‌المللی دادگستری موافقت کرد که مورد نسل‌کشی‌ای پذیرفته شده علیه اسرائیل وجود دارد. قاضی دادگاه عالی از متهمان، بایدن، بلینکن، و آستین درخواست کرد “پیامدهای حمایت بی‌وقفه خود از محاصره نظامی علیه فلسطینی‌ها را بررسی کنند” و درهمان‌حال نیز به‌دلیل ریزه‌کاری‌های فنی در قانون‌های داخلی ایالات متحده  از  اینکه او قدرت متوقف کردن تأمین جنگ‌افزار برای اسراییل را ندارد اظهار تأسف کرد. پرونده‌هایی مشابه در همدستی در نسل‌کشی فلسطینی‌ها علیه سیاستمداران و کارمندان دولتی در بریتانیا، کانادا، ایتالیا، استرالیا، و چه بسا آلمان می‌تواند موفقیت‌آمیزتر باشند که می‌بایست پیگیری شوند. درک آسیب‌پذیری استراتژیک رژیم صهیونیستی (وابستگی حیاتی آن به حمایت خارجی) بر اهمیت این شکاف‌های عمیق به‌وجود آمده در دل حامیان غربی‌اش تأکید می‌کند.

ویرانی غزه و نسل‌کشی  فلسطینی‌ها از سوی صهیونیسم اسرائیل پس از حمله حماس در ۱۵ مهرماه باعث شده‌اند آن حباب واماندگی و ناامیدیِ پدید آمده بین برخی از نیروهای مترقی در جهان در مورد سرنوشت و مبارزه مردم فلسطین را بترکاند. تنها چند هفته پیش از ۱۵ مهرماه، نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل که بسیاری از اعضای مجمع به‌نشان اعتراض تالار را ترک کرده بودند شریرانه نقشه “خاورمیانه جدید”ی را به‌نمایش گذاشت، نقشه‌ای که “نوار غزه”، “کرانه باختری رود اردن”، و “اورشلیم شرقی” در آن حذف شده بودند. به‌یاد ندارم که در این ارتباط دولت آفریقای جنوبی بیانیه‌ای عمومی‌ داده باشد.

دولت پساآپارتاید در آفریقای جنوبی با رهبری “سازمان کنگره ملی آفریقا” و متحدان سیاسی‌اش از دیرباز با مبارزهٔ‌ مردم فلسطین احساس همبستگی عمیق و درازمدت داشته‌اند. ما در مبارزهٔ مخفی و زیرزمینی خودمان در سال‌های دههٔ ۱۹۸۰/۱۳۶۰ از راه‌بردهای “انتفاضه” یا جنبش مقاومت مردمی فلسطین علیه اشغال‌گری و ستم به‌میزانی زیاد آموختیم و الهام گرفتیم. کارایی این شکل از مبارزه مردم فلسطین در منطقه‌های اشغالی با واقعیت مبارزهٔ ما در شهرها و در قیاس با مبارزه جنبش‌های آزادیبخش ملی در نیمه دوم سده بیستم که به‌طورعمده و مشخص در بیرون از شهرها و منطقه‌های دورافتاده چه در چین، کوبا، ویتنام، یا نزدیک‌تر به منطقه خودمان در موزامبیک، زیمبابوه، و آنگولا که فراگیر بود، سازگاری‌ای بیشتر داشت. من هنوز نسخه‌هایی از جزوه‌های زیرزمینی حزب کمونیست آفریقای جنوبی آن سال‌ها را دارم که از مردم ساکن در ناحیه‌های مختلف شهرهای آفریقای جنوبی می‌خواهد “انتفاضهٔ خودشان” را به‌راه بیندازند.

عامل‌هایی فراوان ازجمله تحریم‌های بین‌المللی، خودداری از خرید و مصرف فرآورده‌های تولید شده در آفریقای جنوبی، و بسیج گسترده بین‌المللی ضد آپارتاید، باعث شدند درنهایت امر از راه گفتگوهایی سازنده، گذار به دمکراسی در آفریقای جنوبی به‌ثمر بنشیند. طی سال‌های ۱۳۶۰ بود که پایداری و تداوم انتفاضهٔ شتاب‌گیر توده‌ای در کف کارخانه‌ها و شهرک‌ها و منطقه‌های مسکونی سیاه‌پوستان، رنگین‌پوستان، و هندی‌تباران که در حاشیه جامعه‌های سفیدپوست زندگی می‌کردند و فقط برای کار به آنجا می‌رفتند درنهایت گذار مسالمت‌آمیز از رژیم آپارتاید را رقم زد. بنابراین، موضع کنونی آفریقای جنوبی در همبستگی با مبارزه مردم فلسطین نیز باید ناشی از احساس وام‌داری و ستایش به آن دوران درک شود.

اما با گذشت سال‌ها و سنگربندی کینه‌توزانه با ساختن دیوارهای بیشتر، شهرک‌سازی‌های غیرقانونی بیشتر، کشتار بیشتر، زندانیان بیشتر، و به‌طورخلاصه، هر چه روند نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی که آغاز آن به سال ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷ اگر نه به پیش از آن، باز می‌گردد به‌نظر می‌رسید این احساس همبستگی آفریقای جنوبی با فلسطین، هر چند صادقانه، با خطر تبدیل شدن به رسمی تشریفاتی روبرو شده است. دولت پساآپارتاید، همان‌طور که باید انتظار داشت، همواره به قطع‌نامه‌های سازمان ملل درباره حق فلسطین رأی داده است. نشست‌های دوره‌ای کنگره ملی آفریقا همیشه درارتباط با همبستگی با پیکار مردم فلسطین قطع‌نامه‌هایی داده است.  اما برای نمونه، تلاش‌های جنبش طرد، سرمایه‌گذاری نکردن، و تحریم اسراییل (بایکوت “بی. دی. اس” که در اصل از تجربه جنبش ضد آپارتاید الگوبرداری شده است) برای جلب همکاری کامل دولت آفریقای جنوبی یا حتا کنگره ملی آفریقا با واکنشی ناهم‌سنگ و گه‌گاه نه‌چندان صمیمی در سال‌های اخیر روبرو شده‌اند. بخشی از مشکل این بوده است که دولت پساآپارتاید شیوهٔ گذار مسالمت‌‌آمیز مسئله فلسطین از راه گفتگو درارتباط با آزمون آفریقای جنوبی را خوانشی تجدیدنظرطلبانه دانسته است. و دیگر اینکه دولت‌های پساآپارتاید تا کنون به‌این گرایش داشته‌اند که در زمینه گره‌گشایی و سازگاری از راه گفتگو برای رسیدگی به همه‌گونه درگیری در جهان خودشان را مشاور خبره و توانمند دانسته‌اند. چنین گرایشی تا اندازه‌ای عامل تردید در موضع‌گیری در برابر صهیونیسم اسرائیل بوده است. ما به‌این دلیل که خود را میانجی‌گری مطمئن و توانا بین اسرائیل و فلسطینی‌ها می‌پنداشتیم، اغلب به حمایت از اقدام‌های اثرگذار برای انزوا و تحریم اسرائیل تن نمی‌دادیم. اما اکنون آمادگی آفریقای جنوبی برای راهبری جهان در متهم کردن اسراییل به نسل‌کشی در دیوان بین‌ا‌‌لمللی دادگستری دلالت بر این دارد که این موضع‌گیریِ مبتنی بر توهم به‌دلیل سهمگینی رویدادها در غزه به‌دور افکنده شده است. اما نسل‌کشی ماه‌های گذشته ناگهان توجه بر نسل‌کشی نظام‌مند و جان‌فرسای مردم فلسطین که از سال ۱۹۴۸ / ۱۳۲۷  آغاز شده است را به‌طرزی چشمگیر عمیق‌تر و پرمایه‌تر کرده است. به‌این چنبره خشونت و ناامنی حتا برای اسراییل جز دستیابی به صلحی فراگیر، عادلانه، و برابری‌نگر که حق و حقوق مردم فلسطین را تمام‌وکمال به‌رسمیت بشناسد هیچ‌چیز دیگر پایان نخواهد داد.

ما نباید در مورد دشواری‌هایی که نیروهای مترقی در فلسطین و فراتر از آن در جستجوی چنین برآمدی با آن روبرو هستند توهم داشته باشیم. همچنین نباید مسئولیت‌های ویژه‌ای را که با نبودن در غزه، یا در کرانه باختری، یا اورشلیم شرقی اشغالی داریم نادیده بگیریم.

همسانی‌ها بین ستم نژادی در آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید و ستم صهیونیسم اسراییل در منطقه‌های اشغالی فلسطین گویا و روشن است، اما هولناکی شرایط آپارتاید آفریقای جنوبی را با اندازه نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی‌ای که در سرزمین‌های تاریخی فلسطین شاهد آنیم نمی‌توان سنجید. تفاوتی اساسی در وابستگی بسیار بیشتر سرمایه آفریقای جنوبی به کار سیاه‌پوستان است. لغو شتاب‌زده ۱۱۰ هزار مجوز کار برای کارگران فلسطینی پس از ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲، بخش ساخت‌‌‌وساز اسرائیل را به‌طورموقت دچار رکود کرده است. اما این نارسایی عاجل با آوردن کارگران هندی با همدستی دولت مودی کم‌تر می‌شود.

کارسازترین سلاح مبارزه جنبش آزادی‌بخش در آفریقای جنوبی دوری توده‌های ستم‌دیده از کار و خرید نکردن از مغازه‌های سفیدپوست بود، به‌سخنی دیگر، پس ماندن و ترک نکردن فعالانه در شهرک‌های سیاه‌پوست‌نشین و جداسازی شده بر اساس نژاد که مشخصهٔ اصلی آپارتاید آفریقای جنوبی بود. رژیم آپارتاید در این زاغه‌های سیاه‌پوست‌نشین به کشتارهای وحشیانه فراوانی دست زد، ولی برای ماندگاری خود، برای نمونه شهرک سووتو، ناحیهٔ حاشیه‌نشین در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی را مانند آنچه اسراییل در غزه انجام می‌دهد هرگز نمی‌توانست با خاک یکسان کند.

اسرائیل درواقع طرحی ساختگی است که از سوی ایالات متحده و کشورهای اروپایی در خاورمیانه کاشته شده است. سر پا نگه داشتن آپارتاید اسرائیل بسیار بیشتر از آفریقای جنوبی در دوران ریاست‌جمهوری دی کلرک به نقش‌آفرینان خارجی وابسته است. خودسری و گستاخی نسل‌کشی طرح صهیونیستی به‌دلیل حمایت ادامه‌دار نظامی، اقتصادی، و رهنمودهای اندیشه‌ای از واشنگتن، لندن، و برلین ممکن شده است. خیزش‌های اعتراضی تظاهرات گسترده و طرفدار فلسطین در خیابان‌های شمال و جنوب جهانی باعث شده است که شکاف‌ها در هزینه‌های سیاسی و انتخاباتی برای حامیان نسل‌کشی افزایش یابد. راهی طولانی در پیش است. اکنون بیش از هر زمانی دیگر، چه در تشکل‌هایی مانند دیوان بین‌المللی دادگستری و دیوان بین‌المللی کیفری، چه در اعتراض‌های ادامه‌دار، و چه در توانمندسازی دوباره جنبش طرد، سرمایه‌گذاری نکردن، و تحریم، موج حرکت‌های ضد صهیونیستی باید پایدار و نیرومند شود. مردم قهرمان فلسطین برای این پشتیبانی بیش از این شایسته و سزاوار  هستد.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۰۳، ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا