دیدگاه‌ها

درباره بازخوانی و بازنویسی “راه و رسم توده ای”

مهرداد اخگر: چنین است کارنامه عملکرد هواداران سینه چاک “دموکراسی” درون حزبی و فاصله بین حرف تا عمل کسانی که خود را “هواداران حزب توده ایران” معرفی می کنند و می خواهند تاریخ سی ساله اخیر حزب را بازنویسی کنند.  به این شیوه بازنویسی تاریخ می گویند “نعل وارونه زدن”

پیش درآمد

سخنان هفته های اخیر برخی از سران دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی درباره نقش حزب توده ایران در سازمان دهی “فتنه ۸۸” بروز آشکار هراس آنان از ادامه نفوذ معنوی حزب است. اشارات هرندی به برخی اسناد کمیته مرکزی، از جمله اشاره به اسناد پلنوم بیستم کمیته مرکزی و موضع گیری های سال های اخیر حزب نمونه گویایی از ادامه تمرکز مراکز امنیتی رژیم بر روی حزب توده ایران است. به گمان نگارنده تمرکز دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی بر روی حزب توده ایران، پدیده ای اتفاقی نیست.

بخشی از حساسیت رژیم قطعاً به این دلیل است که با وجود ضربات مرگبار دستگاه های امنیتی و کشتار صدها تن از کادر ها و رهبران حزب، و دستگیری هزاران تن از اعضاء و هواداران، ریشه های تنومند و عمیق حزب، همان طوری که زمانی موسوی اردبیلی، در مقام رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نیز به آن اعتراف کرد، از جامعه ما کنده شدنی نیست و توده ای ها با پیگیری پرچم مبارزات کارگران و زحمتکشان را همچنان در اهتزاز نگاه داشته و توانسته اند تأثیرات عمیقی بر رویدادها و نیروهای سیاسی-اجتماعی کشور برجای گذارند.

بخش دیگری از برانگیخته شدن حساسیت دستگاه های امنیتی رژیم را باید در ناکام ماندن تلاش های آنان برای رهبر تراشی و ضربه زدن به ادامه فعالیت حزب از طریق ایجاد انشعاب و انشقاق در صفوف حزب و به راه انداختن “تشکل های موازی” به نام توده ای، ولی در کنترل وزارت اطلاعات رژیم، دانست.

رسوایی عامل اطلاعاتی رژیم، علی خدایی، سردبیر “راه توده”، بی شک ضربه جدی ای به برنامه های دستگاه های اطلاعاتی برای مختل کردن فعالیت مجدد حزب زد. برگزاری موفقیت آمیز ششمین کنگره حزب و استقبال چشمگیر از آن هم در خارج و هم در داخل از کشور، با وجود تلاش های عوامل فعال رژیم برای سازماندهی یک کارزار گسترده تبلیغاتی بر ضد آن، و ایزوله شدن بیش از پیش برخی از مدعیان “نام دار” دشواری های جدیدی برای دستگاه های امنیتی پدید آورد.

دلیل دیگری تعرض تبلیغاتی سران ارتجاع، در ماه های پس از انتخابات، بر ضد حزب را باید در روند آشکار شدن بیش از پیش درستی تحلیل های سیاسی حزب و خصوصاً ارائه ارزیابی دقیق از برنامه های سران ارتجاع برای مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال  ۹۲ دانست.  روشن شدن بیش از پیش دروغ بودن مدعیات روحانی در پاسخگویی به خواست های مردم، در شرایط هیاهوی تبلیغاتی کرکننده برخی از چپ های سابق، و سخنگویان پنهان و آشکار رژیم زیر شعارهایی همچون “با تمام توان در دفاع از برنامه های دولت روحانی”، دقت ارزیابی های حزب درباره حوادث ماه های اخیر کشور را نشان می دهد. سخنان روزهای اخیر روحانی، به مناسبت ۹ دی ماه، و حمله او به جنبش سبز و خواست های برحق آن بر ضد استبداد حاکم و اعلام سرسپردگی کامل به “ولایت فقیه” نمونه جالبی در عرصه روشن تر شدن ماهیت و برنامه دولت “تدبیر و امید” آقای روحانی است. جالب توجه اینکه با روشن تر شدن “شور بودن آش” دولت روحانی ما شاهد ناپدید شدن شعار “با تمام توان در دفاع از دولت روحانی” از صفحات “راه توده” و حتی ناپدید شدن نام روحانی از مقالات و سرمقاله ها “راه توده” هستیم.

باید مقالات پرشور “راه توده”، در دفاع از روحانی، و حمله به سیاست های اتخاذ شده از سوی حزب، در روزها و هفته های نخست پس از انتخابات ۹۲ را مقایسه کرد با پرت و پلا های سیاسی کنونی این نشریه در زمینه “کشیدن دندان پاکستان …”  تا دریافت که چگونه برنامه های تبلیغات رژیم و سخنگویان آشکار و پنهان آن برای “مهندسی” جنبش مردمی، در دفاع از دولت روحانی، از جمله به دلیل مبارزات توده ای ها و دیگر نیروهای مترقی با دشواری های جدی رو به رو شده است.

“راه و رسم توده ای”

در پی افشای نقش نشریه ضد توده ای “راه توده” و سردبیر آن و عملکرد این نشریه در راستای سیاست های وزارت اطلاعات رژیم، در حدی که حضرات از بستن بساط “راه توده” و رفتن به ایران و بازگشایی دکانشان در آنجا صحبت می کنند، ما در ماه های اخیر شاهد از سر گیری فعالیت سایت “مهر”، به عنوان “سایت هواداران حزب توده ایران” به قصد از “سر گرفتن کار ناتمام” و بازنویسی و بازخوانی تاریخ حزب پس از حمله جمهوری اسلامی هستیم. از سر گیری فعالیت این سایت و آنهم پس از برگزاری ششمین کنگره حزب و با دشواری جدی رو به رو شدن کار نشریه “راه توده” را نمی توان عملی اتفاقی تلقی کرد.

دست اندرکاران این سایت: اردشیر و افشین در باره ضرورت به کار اندازی مجدد این پروژه یکبار رسوا شده و شکست خورده از جمله می نویسند: ” با کمال تأسف، در چنین مرحله‌ای حساس، به‌ویژه در رابطه با مبارزات قهرمانانهٔ مردم میهن‌مان، از حزب ما در عرصهٔ اصلی مبارزه چندان خبری نیست. آری، حزب ما در اجلاس‌های بین‌المللی شرکت می‌کند و امضای خود را بر پای برخی قطع‌نامه‌ها می‌گذارد. آری، حزب ما اعلامیه صادر می‌کند و سرکوب‌ها و اعمال ارتجاعی حکومت را محکوم می‌کند. آری، حزب ما شعارهای ضدامپریالیستی می‌دهد. اما به گفته بسیاری از رفقای داخل و خارج کشور، حزب ما در مبارزات دموکراتیک و ضدامپریالیستی مردم زحمت‌کش میهن‌مان نقش مؤثری ندارد. آیا، به‌عنوان توده‌ای‌های معتقد به حزب، نباید از خود بپرسیم که چرا چنین است و چگونه نقش تأثیرگذار و تاریخی حزب ما چنین بی‌رنگ شده است؟ به‌اعتقاد ما، عمده‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عامل بحران کنونی و کاهش نقش تاریخی حزب را باید در عملکرد مجموعهٔ رهبری آن در طول نزدیک به ۳۰ سال گذشته ـــ جدا از نقش فردی سازنده یا غیرسازنده، مؤثر یا غیرمؤثر، هریک از اعضای آن در مقاطع مختلف تاریخی ـــ جست‌و جو کرد….” (به نقل از سایت “مهر” – باید این مدعیات حضرات را با صحبت های هفته های اخیر سردار صفارهرندی و مصلحی، وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد در مورد حزب و تأثیر سیاست های آن مقایسه کرد تا میزان مدعیات این “هواداران” حزب روشن شود).

کمتر کسی است که نداند هردو دست اندرکار این “سایت هواداران” در چهارمین کنگره حزب به دلایل مختلف از حزب اخراج شدند. تا آنجا که نگارنده مطلع است یه یکی از این افراد اجازه حضور در چهارمین کنگره حزب نیز داده شد تا از خود دفاع کند و کنگره پس از شنیدن دفاعیات او رای به اخراجش داد. نکته جالب دیگر اینکه عضودیگر بنیادگذار این سایت نشان افتخار اخراج از دو حزب کمونیستی دنیا، یعنی حزب توده ایران و حزب کمونیست آمریکا را بر سینه دارد و از این رو چهره ویژه ای در جنبش “چپ” ایران است.

از جمله فعالیت های فوری این “سایت هواداران” حزب “تاریخ نگاری” سی سال فعالیت اخیر حزب است. مراجعه کننده به صفحات این سایت با مصاحبه های رنگارنگ کسانی رو به رو می شود که حداقل دو تن از آنها نه تنها مخالفت بلکه دشمنی آشکار خود را با تاریخ و مبارزات حزب توده در سال های اخیر به دفعات نشان داده اند.

تاریخ نویسی کسانی مثل “رفیق” فرهاد فرجاد، که از نخستین پرچم داران ضربه زدن و ایجاد انشعاب در حزب به همراه کسانی همچون بابک امیرخسروی بوده است، و همچنین رفیق “آزادگر” از جمله نمونه های جالبی است که “راه و رسم توده ای” این سایت را مشخص می کند.

برای کسانی که از فعالیت و ماهیت این مصاحبه شوندگان ضد توده ای که امروز قرار است گوشه های ناروشن “تاریخ” سی سال اخیر حزب را برای توده ای ها روشن کنند و یا به عبارت دقیق تر بازنویسی کنند، آگاه نیستند یادآوری هرچند کوتاهی ضروری است.

“رفیق” آزادگر، و همکارانش به هنگام انشعاب از حزب جزوه ای منتشر کردند با عنوان: “خطاب به کادرها، اعضاء و هواداران صادق و انقلابی حزب توده ایران” در این جزوه، از جمله در صفحه ۷ آن می خوانیم: “ندامت مفتضحانه و زانو زدن ذلت بار رهبران دستگیر شده حزب توده در شرایطی که نوجوانان و کودکان ایرانی گاه حتی بی آنکه نام خود را اعتراف کنند با سربلندی و غرور از دالان های صعب شکنجه به استقبال مرگ شرافتمندانه می روند، نه تنها پوشالی بودن “پهلوان” هایی چون کیانوری و “دانشمندانی” چون طبری را آشکار کرد، بلکه یکبار دیگر همچون ۲۸ مرداد ۳۲ عفونت متراکم در دستگاه رهبری کرم خورده حزب توده را بیرون ریخت، این آخرین پرده و گویا ترین پرده از موجودیت و تاریخچه حزب توده و سرنوشت مکرر و محتوم آن بود…” (اینجا و جاهای دیگر تأکیدات از نگارنده است)

در همین جزوه “رفیق” آزادگر و شرکاء می خوانیم: “حاصل موجودیت و ارمغان حزب توده در دور دوم تاریخ خود برای ایران، بجز خیانت به طبقه کارگر، ضربه بر انقلاب و دموکراسی و بر مبارزه ضد امپریالیستی حقیقی چیز دیگری نبوده است. از آنجا که حزب توده تمامی این خیانت ها و ضربه زدن ها را بنام کمونیسم، بنام منافع اردوگاه سوسیالیستی و به عنوان حزبی مورد تأیید و پشتیبانی از جانب احزاب کمونیست ودولت های سوسیالیست مرتکب گشته است، در لطمه زدن به حیثیت و اعتبار کمونیسم و در تعمیق و گسترش بی اعتمادی و بدبینی نسبت به کشورهای سوسیالیست و انترناسیونالیسم پرولتری در ایران بیش از بورژوازی، ارتجاع و امپریالیسم نقش داشته و موجودیت و عملکرد آن بهترین وسیله تبلیغات ضد کمونیستی و ضد شوروی توسط آنان بوده است…” (همانجا)

در حالی که بلند گو دادن به این چنین افراد ضد توده ای، را آقایان عین راه و رسم توده ای می شمارند دست اندرکاران این سایت در مطلبی با عنوان “این رسم توده ای ها نیست” ضمن اعتراض به مقاله ای که در سایت “صدای مردم” درباره تاریخ نویسی علی عمویی نوشته است، از جمله می نویسند: ” در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۲، سایت «صدای مردم» مقاله‌ای سرشار از فحاشی و توهین، تحت عنوان «عمویی و تاریخ‌سازی‌های جدید» و به قلم شخصی با نام مستعار «عزت…سیامک»، که ظاهراً مانند قشریون مذهبی از ذکر بخش «الله» نیز در نام دروغین خود ابا داشته است، منتشر کرده است که بر آن نامی جز هتاکی و پایمال کردن شرف انسانی نمی‌توان نهاد… مهر: سایت هواداران حزب تودهٔ ایران» عمیقاً این اقدام نویسندهٔ مقاله و سایت «صدای مردم» را یک عمل ضد توده‌ای، ضدحزبی، ضد وحدت حزب، و ضد انسانی ارزیابی می‌کند و عاملان و مجریان این حرکت را شدیداً محکوم می‌کند.”

نتیجه اخلاقی – انقلابی اینکه می توان صفحات سایت “هواداران حزب” را در اختیار یک ضد توده  ای حرفه ای که تاریخ حزب را “متعفن” می داند و دست آوردهای حزب پس از انقلاب را “خیانت به طبقه کارگر” و “جنبش کمونیستی” اعلام می کند سپرد تا درباره تاریخ معاصر حزب و مهم تر از همه، از دید دست اندرکاران سایت “مهر”، در مورد رهبری حزب هرچه دل تنگش می خواهد دروغ پردازی کند، و این دقیقاً  “راه و رسم توده ای” است ولی ایراد گرفتن به علی عمویی و دروغ های او درباره تاریخ حزب عملی “ضد حزبی”، “شنیع و ضد انسانی” است.

در ضمن بد نبود که دست اندرکاران سایت “مهر” اظهار نظری هم درباره آخرین پرده از تاریخ نویسی های علی عمویی، که در سایت آنها منتشر شده است نیز می کردند تا میزان پایبندی آنها نسبت به “راه و رسم توده ای” بیشتر روشن شود.

در صفحات این سایت مصاحبه ای درج شده است از علی عمویی با مجله “اندیشه پویا” که در آن در پاسخ به این سئوال مجله “اندیشه پویا” که: “آقای عمویی آیا فکر نمی کنید بعضی از موضع گیری های حزب در سال ۵۷ و ۵۸ در جهت برخی تندروی ها موثر بوده است؟ …”

عمویی از جمله می گوید: “… من فقط به شما اشاره می کنم بعضی وقت ها بحث های درونی هیئت دبیران بسیار تند بود. مسایلی حاد به وجود می آمد و دو طرف نظرات مختلف داشتند اما من صلاح نمی دانم که این بحث های درونی علنی شود، چرا که تمامی اعضای کمیته مرکزی به جز من، اکنون در میان ما نیستند…” البته این دروغ آقای عمویی حتی در مورد هیئت دبیران حزب هم صادق نیست چه رسد به اعضای کمیته مرکزی.

 

کلام آخر

معیار اعتقاد و پایبندی افراد به اندیشه های طبقه کارگر و حزب آن را نه در مدعیات آنها بلکه در پراتیک  افراد می بایست جستجو کرد. نگارنده اردشیر را از افغانستان، به عنوان همکار نزدیک علی خدایی، مدافع نظریه “مبارزه مسلحانه” با رژیم که بعدها به سرعت تغییر ۳۶۰ درجه ای کرد به یاد می آورد و افشین را یکبار در کنگره سوم ملاقات کرده است. سومین کنگره حزب به راستی جلسه ای با دشواری های بسیار بود. دو تن دست اندرکار سایت “مهر” از جمله تنظیم کنندگان قطعنامه ای بودند که در آن پیشنهاد می شد که اصل “مرکزیت دموکراتیک با تکیه بر دموکراسی” در طرح اساسنامه تغییر یافته و به جای آن “تکیه بر مرکزیت” درج شود. این قطعنامه با رای اکثریت کنگره به تصویب رسید. “امیدوار”، که مسئول کمیسیون قطعنامه های کنگره بود، از تصویب چنین قطعنامه ای اظهار تأسف کرد و حذف تکیه بردموکراسی از اساسنامه حزب را عملی ناشایست دانست. دست اندرکاران سایت “مهر” در دفاع جانانه از حذف اصل دموکراسی به تجربه فروپاشی اتحاد شوروی و ضرورت تقویت مرکزیت تأکید داشتند و می گفتند که اعضای کنگره، به عنوان نمانیدگان حزب حق دارند تصمیم بگیرند که در شرایط کنونی از حقوق خود صرف نظر کنند.

در پی بالا گرفتن تشنج در صحن کنگره رفیق خاوری در سخنان جالبی، قطعنامه را مبنایی خطرناک و مضر برای تنظیم روابط درون حزبی ارزیابی کرد و از شرکت کنندگان در کنگره خواست که در تصمیم خود تجدید نظر کنند. شرکت کنندگان در کنگره پس از شنیدن سخنان رفیق خاوری در رای گیری دوباره ای اصل مرکزیت دمکراتیک با تکیه بر دموکراسی را به اساسنامه حزب بازگردانند.

چنین است کارنامه عملکرد هواداران سینه چاک “دموکراسی” درون حزبی و فاصله بین حرف تا عمل کسانی که خود را “هواداران حزب توده ایران” معرفی می کنند و می خواهند تاریخ سی ساله اخیر حزب را بازنویسی کنند.  به این شیوه بازنویسی تاریخ می گویند “نعل وارونه زدن” و چه زیبا شاعر، درون مایه این روش برای مقابله و نفی حزب را در این بیت به تصویر می کشد:

تا نشان پای اسبت گم کنند
ترکمانا نعل را وارونه زن

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا