زنان

‍معرفی کتاب «دانشگاه، هویت و سیاست زندگی زنان»

مهری طیبی‌نیا در کتاب «دانشگاه، هویت و سیاست زندگی زنان» نشان می‌دهد که نهاد دانشگاه در ایران از نهادهای موثر در تغییرات ارزشی و نگرشی در زنان است و زنان از تحصیلات برای ارتقا وضعیت فردی و اجتماعی خود استفاده می‌کنند.

از سبا قنبری

مهری طیبی‌نیا در کتاب «دانشگاه، هویت و سیاست زندگی زنان» نشان می‌دهد که نهاد دانشگاه در ایران از نهادهای موثر در تغییرات ارزشی و نگرشی در زنان است و زنان از تحصیلات برای ارتقا وضعیت فردی و اجتماعی خود استفاده می‌کنند. تجربه آموزش عالی برای زنان بخشی از فرایندی بود که طیبی‌نیا با وام گرفتن از نظریه گیدنز، جامعه‌شناس برجسته، آن را نوعی سیاست سیاست زندگی می‌داند؛ سیاستی که زنان برای باز‌تعریف هویت زنانه خود در خلال  گذار هویتی اتخاذ کرده و تلاش می‌کنند تا خود را از قید و بندهایی که آن‌ها را از فرصت‌های موجود در زندگی باز‌می‌دارد رها کنند به گونه‌ای که رشد فردی و تحقق خویشتن از انگیزه‌های اصلی ورود آنان به دانشگاه است.

جامعه آماری این پژوهش کیفی ۳۸ زن ۳۰ سال به بالا هستند که همزمان در نقش‌های همسری، مادری، اقتصادی و دانشجویی ایفای نقش می‌کنند.

کتاب در شش فصل تدوین شده‌است؛ در بخش نخست کد‌های حاصل از مصاحبه‌ها نشان می‌دهد که میل به تحقق امیال و علائق، کسب احساس عزت‌نفس و عدم رضایت از درجا زدن صرف در نقش‌های جنسیتی سنتی که در ذیل مفهوم وسیع تحولات هویتی زنان قرار می‌گیرد، باعث شده تا علی‌رغم فشارهای ناشی از هم‌زمانی نقش‌های چندگانه زنان همچنان این مسیر را انتخاب کنند.

در بخش دوم، داده‌ها نشان می‌دهد در مواجهه با فشار نقش‌ها زنان تحت تاثیر بازاندیشی، عقلانیت و رشد تفکر انتقادی در تلاش برای شکستن محدودیت‌های ساختاری کلیشه‌های جنسیتی هستند. آن‌ها در مواجهه با اعضای خانواده تفسیری مشارکت‌جویانه از کارخانگی ارائه می‌دهند و در یک معنا سعی می‌کنند اعضای خانواده را با رویکرد برابری‌طلبانه دوباره جامعه‌پذیر کنند.

در بخش سوم شکاف بین میان آرمان و واقعیت یکی از مشکلات عمده در حوزه زنان تعریف شده‌است. با وجود ورود همراه با محدودیت زنان به عرصه‌های تحصیل و اشتغال و صورت‌بندی هویتی جدید برای خود که باعث شکل گیری انتظارات و توقعات نوینی در آن‌ها شده است اما واقعیت هنجار‌‌های جامعه همچنان مردسالارانه و مبتنی بر تفاوت جنسیتی و الگوی «زن در خانواده» است.

در بخش چهارم هویت بازاندیشانه و در حال گذار از سنت به مدرنیته باعث شکل گیری یک مدرنیته ممنوعه در زنان شده است و نهاد دانشگاه از تاثیرگذارترین نهاد‌های موجود در این تحول هویتی بوده است، ممنوعه از این جهت که تغییرات حوزه زنان مورد پذیرش نظام هنجاری سنتی و رسمی نیست. در همین نقطه است که زنان با استراتژی سیاست زندگی تلاش می‌کنند محدودیت‌ها را دور بزنند و راه‌هایی برای تحقق فردی خود پیدا کنند.

در بخش پنجم نویسنده به صورت‌بندی جدید هویت زنان مذهبی در سایه نهاد آموزش عالی اشاره می‌کند. تحصیلات در این دسته از زنان یا سبب گرایش آن‌ها به سکولاریسم شده است و یا منجر به این شده است که تفسیر‌ها و برداشت‌های جدیدی از دین را پذیرا باشند. زنان مذهبی در فرایند تحولات هویتی بیشتر از زنان غیرمذهبی دچار بحران و آسیب‌های هویتی می‌شوند.

در بخش ششم نتایج پژوهش نشان می‌دهد که زنان با ورود به فضای آکادمیک به زنان جدیدی تبدیل شده‌اند که کاملا در تعارض با زن سنتی قرار دارد. همچنان که جسم آن‌ها از حصار اندرونی‌ها خارج شده، ذهنیت آنان نیز دستخوش تحولات شده است. ذهنیتی که تحقق خویشتن را هدف قرار داده است و برای رسیدن به آن تعامل می‌کند و در صورت همراهی نکردن اطرافیان دست به مبارزه فردی می‌زند که همان سیاست زندگی است.

این گذار هویتی ابتدا با بازاندیشی در هویت اولیه و سپس شکل‌گیری یک هویت بازاندیشانه رخ می‌دهد به گونه‌ای که بازاندیشی ویژگی ثابت این زن تحول یافته می‌شود. زنی که نظم هنجاری سنتی را بر هم زده و درصدد شکل دادن به نظم هنجاری جدیدی است که در آن می‌تواند زندگی خودش را در دست بگیرد و سرنوشتش را تعیین کند. بنابراین دانشگاه به منزله یک نهاد علمی از منظر اجتماعی، فرهنگی و تاثیری که بر ساختار فکری و هویتی زنان دارد قابل تامل است.

پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم این کتاب را در پاییز ۱۳۹۶ منتشر کرد.

کانال علمی مطالعات زنان

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا