دیدگاه‌ها

مراسم انتخابات

فارغ از کیفیت مراسم انتخابات و نتایج مترتب بر آن، کشور ابربحران‌های متعددی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و زیست‌محیطی دارد که حل آن‌ها (اگر فرصتی برای حل آن‌ها مانده باشد) نه با تغییر دولت که با بازنگری در سیاست‌ها و رویکردهای کلان حاکمیتی ممکن خواهد بود… شرکت نکردن در مراسم انتخابات، دلایلِ خون‌چکانِ متعددی دارد و از رهگذرِ همین دلایل است که جامعه هیچ حرفی ندارد الا یک کلمه: نه!

سیدعلی هاشمی، جامعه‌نو: انتخابات ویژگی‌های مشخصی دارد. ابتدا ذکر چند ویژگی و سپس بررسیِ کم و کیفِ این ویژگی‌ها در مراسم انتخابات (ناظر به دورۀ فعلی و دوره‌های پیشین).

در انتخابات باید گروه‌ها و احزاب برای شرکت در انتخابات آزاد باشند تا مردم بتوانند مستقیم و بلاواسطه خودشان هر گرایش و رویکردی را که مایل‌اند، انتخاب کنند و به قدرت برسانند؛ البته رأی‌دهنده‌ها نیز باید برای مشارکت و عدم مشارکت آزاد باشند و عدم شرکت در انتخابات (به هر دلیلی) آن‌ها را از هیچ حق و حقوقی در آینده محروم نکند و عقایدشان تفتیش نشود؛ همچنین باید بستر برای مشارکت آگاهانه و فعال و مؤثرِ شهروندان فراهم باشد. باید برگزاریِ هر گونه جلسه و تجمع (بدیهی است که در چارچوب قانون) از سوی گروه‌ها و احزاب آزاد باشد و نهادهای مربوطه مجال و امکانِ برگزاری این جلسات و تجمعات را به‌طور برابر و عادلانه برای همۀ گروه‌ها و احزاب فراهم کنند. انتخابات باید فاقد فرآیندهای تبعیض‌آمیز و جانبدارانه به نفع حزب یا گروه خاصی باشد.

باید دسترسیِ نامزدها به رسانه‌های خصوصی و عمومی یکسان و عادلانه باشد و رسانه‌های دولتی یا حاکمیتی، له یا علیه حزب یا گروهی وارد کارزارهای انتخابات نشوند. باید فرآیند تبلیغات و رأی‌گیری و رأی‌شماری، شفاف و زیر نظر نهادهای قانونیِ مستقل باشد و نتیجۀ انتخابات تابعی از تعداد رأی‌دهندگان و میزان مشارکت آن‌ها باشد و نه اعلامِ اعدادی نمایشی که حتی منطبق بر واقعیات ریاضی هم نباشد چه رسد به ترکیب و تعداد واجدان شرکت در انتخابات. انتخابات باید رقابتی باشد و از پیش و برای تحقق منویات شخص یا گروه خاصی، مهندسی نشده باشد. انتخابات باید واجد سازوکارهایی برای تحقق رقابت سالم و جلوگیری از قانون‌شکنی و برخورد با قانون‌شکنان باشد. انتخابات باید آینۀ حاکمیت قانون باشد. انتخابات باید رکن و عنصرِ اصلیِ تعیین‌کنندۀ سیاست‌ها و قوانین در آینده باشد.

انتخابات پیامدهای عینی و ملموس نیز دارد؛ مثلاً، مجرای تجلی و اِعمال اراده و قدرتِ سیاسیِ مردم است. تضمین‌کنندۀ حقوق و آزادی‌های شهروندان است. تأمین‌کنندۀ منافع عمومی است. منتج به تغییرات ملموس است. تعیین‌کننده و مؤثر است. بازتابِ خواست مردم برای تغییر یا ادامۀ روندها و سیاست‌های موجود است. قوام‌بخشِ حاکمیت قانون است. منتج به چرخش قدرت در میان جناح‌ها و گروه‌های مختلف و موجب استمرارِ صلح‌آمیزِ چرخش قدرت است.

باز هم می‌توان از این بایدها و از این پیامدها ردیف کرد و نوشت؛ هست، زیاد هم هست اما چرا این بایدها و پیامدها طرح شدند؟ …تا خیلی ساده و شفاف نشان داده شود آنچه در جریان است و نتیجه‌اش هشتم یا نهم تیر اعلام خواهد شد انتخابات نیست. این «انتخابات نیست» هم نه از سر بدخواهیِ حکومت است (که خویش عدوی خویش است و چه جای زحمتِ ما) و نه بدگویی و سیاه نمایی است و نه پیشگویی؛ تجربۀ ده‌ها انتخابات با ماست و صرفاً روایتِ گذشتۀ سیاهِ این ده‌ها انتخابات، خودش روایتِ «سیاهی» است که روی هر چه «نباید» را سفید کرده است.

حال با بررسیِ کم و کیفِ آنچه ذکر شد خیلی ساده و شفاف نشان داده می‌شود که آنچه تجربه کرده و می‌کنیم مراسم انتخابات (ناظر به دورۀ فعلی و دوره‌های پیشین) است و نه انتخابات با ویژگی‌ها و پیامدهای مذکور. این بررسی مصداقِ «چشم‌بسته غیب گفتن نیست» و هر چه گفته خواهد شد بر همگان واضح و مبرهن است اما گویی بعضی‌ها (اعم از سیاسیون و مردم عادی)، به همین بررسیِ ساده و شفاف التفات ندارند. البته همه می‌دانند که (بعضی سیاسیون) التفات ندارند چون پای چیزهای دیگری در میان است؛ مثلاً منافع!

و اما بررسی!

وقتی گروه‌ها و احزاب برای نامزدی در انتخابات آزاد نیستند و اکثریتِ جامعه و اقشار مختلف هیچ نامزدی را نماینده و مطالبه‌گر و واجد برنامه برای تغییر وضع موجود نمی‌بینند، وقتی مردم برای شرکت و عدم شرکت در انتخابات آزاد نیستند و ترسِ «مُهرِ نداشته» دارند (البته گویا این بار مُهری در کار نیست و با سامانۀ احراز هویت از رأی دادن یا ندادنِ هر کس مطلع می‌شوند)، وقتی بسترِ مشارکتِ آگاهانه و فعال و مؤثرِ شهروندان در انتخابات فراهم نیست و مردم مطلقاً از روند انتخابات کنار گذاشته شده‌اند و اتفاقاً هر کاری می‌شود تا نکند یک‌وقت (بعد از هرگز) موجی به راه بیفتد و مردم فکر کنند رأی و نظرشان پشیزی برای قدرت اهمیت دارد، وقتی برگزاریِ جلسه و تجمع آزاد نیست و نهادهای مختلف برای تهدیدِ نامزدها و حامیانشان در رقابت هستند، وقتی نهادهای مربوطه صرفاً به گروه خاصی برای برگزاری جلسات و تجمعات مجال و امکان می‌دهند و بخش بزرگی از جامعه که مایل به شرکت در مراسم انتخابات نیست نمی‌تواند دربارۀ این مراسم جلسه یا تجمعی برگزار کند و نظرِ سلبیِ خویش را اظهار کند و اگر در فضای حقیقی یا مجازی چنین کند خیلی زودتر از هر تروریست و اختلاسگر و دزدی با اوبرخورد می‌شود، وقتی به نفع حزب یا گروه خاصی فرآیندهای تبعیض‌آمیز و جانبدارانه وجود دارد و منویات قدرت تعیین‌کننده و تصمیم‌گیرنده است و احدی نمی‌تواند پاسخگویی را مطالبه کند و آن کس که پرسید «آبِ زیادی خورد و مُرد»، وقتی دسترسیِ نامزدها به رسانه‌های خصوصی و عمومی یکسان و عادلانه نیست و همه یک‌صدا یک جریان را تأیید و تمجید و یک نفر را هجو و تخریب می‌کنند و بعضی حتی در رسانۀ نحیفِ خودشان هم مجال و اجازۀ کار ندارند و صداهای احتمالاً دردسرساز، پیشاپیش خفه می‌شوند (بازداشت یاشار سلطانی) تا ماستِ بقیه کیسه شود و همه بدانند که فضای بازِ موسمِ انتخابات برای همیشه به تاریخ پیوسته است و دیگر کسی نباید در این موسم پایش را روی گاز بگذارد، وقتی رسانه‌های دولتی یا حاکمیتی له یا علیه حزب یا گروهی وارد کارزارهای انتخابات می‌شوند و بودجۀ نهادهای عمومی به بعضی رسانه‌ها سرازیر می‌شود (پروژه‌های توییتری و تلگرامی جای خود)، وقتی فرآیند تبلیغات و رأی‌گیری و رأی‌شماری، شفاف و زیر نظر نهادهای قانونیِ مستقل نیست و مردم و نامزدها از روند مراسم انتخابات همان‌قدر می‌دانند که از علتِ سقوطِ بالگردِ رئیسِ فقیدِ دولت، وقتی نتیجۀ انتخابات تابعی از تعداد رأی‌دهندگان و میزان مشارکت آن‌ها نیست و صرفاً اعدادی نمایشی اعلام می‌شود که حتی منطبق بر واقعیات ریاضی هم نیست چه رسد به ترکیب و تعداد واجدان شرکت در انتخابات و بیشتر تحمیق مخاطب است تا اعلام پیروزِ مراسمِ انتخابات و ارائۀ آمار مشارکت، وقتی انتخابات رقابتی نیست و از پیش و برای تحقق منویات شخص یا گروه خاصی، مهندسی شده است و رد و تأییدها متضمنِ عبورِ امن و گام‌به‌گام از مقطع فعلی و تابعی از برنامه‌های بزرگ و اراده‌های بزرگ برای اجرای هماهنگ و عاری از تزاحمِ روندِ جابجاییِ بزرگ است، وقتی انتخابات فاقد سازوکارهایی برای تحقق رقابت سالم و جلوگیری از قانون‌شکنی و برخورد با قانون‌شکنان است، وقتی انتخابات آینۀ حاکمیت قانون نیست و عرصۀ نمودِ ارادۀ قدرت و نهادهای فراقانونی است، وقتی انتخابات رکن و عنصرِ اصلیِ تعیین‌کنندۀ سیاست‌ها و قوانینِ کشور در آینده نیست و هر آنچه بوده خواهد بود و بدتر هم خواهد شد و در بر همان پاشنه خواهد چرخید تا عاقبت از لولا دربیاید و بر سر حکومت و کشور و جامعه بخورد، خب بنابراین آنچه در کشور تجربه کرده و می‌کنیم بیشتر یک مراسم است تا سازوکاری با ویژگی‌هایی که در ابتدا برشمرده شد.

در ساحت پیامدها نیز شرایط به همان وضعِ ویژگی‌هاست. پیامدِ انتخابات، تجلی و اِعمال اراده و قدرتِ سیاسیِ مردم نیست و صرفاً مشروعیت‌بخشی به روندها و سیاست‌هایی است که اتفاقاً مانع اِعمال اراده و قدرتِ سیاسیِ مردم‌اند. انتخابات تضمین‌کنندۀ حقوق و آزادی‌های شهروندان نیست و حتی اگر گزینۀ موردنظر جامعه نیز به‌عنوان پیروز انتخابات اعلام شود، باز هم به خاطر مقاومت و دست‌اندازیِ اراده‌های فراقانونی و پر قدرت، نخواهد توانست تضمین‌کننده و پاسدارِ حقوق و آزادی‌های شهروندان باشد. انتخابات منجر به تأمین منافع عمومی نمی‌شود چون ذی‌نفعانِ پر نفوذ و پر قدرت در عرصه‌های مختلف، مشغولِ تأمین منافعِ دسته و گروه خود هستند (فی‌المثل در عرصۀ اقتصاد و در بازارِ خودرو و لوازم خانگی و موبایل و پوشاک و…).

انتخابات منتج به تغییرات ملموس نیست چون با توجه به اختیاراتِ ناچیزِ دولت و سهمِ ناچیزِ دولت از اقتصاد کشور و قدرتِ بی‌حدوحصرِ نهادهای غیرانتخابی و ریل‌گذاری و سیاست‌گذاریِ همین نهادها منطبق و معطوف به منافعشان، انتخابات منجر به تغییر نخواهد شد؛ تغییرِ ملموس و معنادار که پیشکش! انتخابات تعیین‌کننده و مؤثر نیست چون مثلاً انتخابِ مردم منجر به بازنگری در موضوعی مانند پوشش اختیاری و یا سیاست خارجی نمی‌شود و دولت هرگز نمی‌تواند در این موارد مطابق نص صریح قانون اساسی رفراندوم برگزار کند و مطابق نتیجۀ آن و نظر جامعه عمل کند. انتخابات بازتابِ خواست مردم برای تغییر یا ادامۀ روندها و سیاست‌های موجود نیست و دولتِ برآمده از آن نمی‌تواند مثلاً فیلترینگ را متوقف کند یا قانون بازنشستگی یا سیاست‌های مالیاتی را تغییر دهد.

انتخابات، قوام‌بخشِ حاکمیت قانون نیست چون افراد یا نهادهای زیادی هستند که بالاتر از قانون‌اند؛ چون قدرت نه از طریق قانون که از طریق اراده‌های فراقانونی اِعمال می‌شود؛ اراده‌هایی که ملزم به اطاعت از قانون نیستند و صرفاً شاید گاهی با قانون، دیگران را حذف یا سرکوب کنند؛ انتخابات قوام‌بخشِ حاکمیت قانون نیست چون تصمیمات بزرگ بر مبنای دلایل عقلانی و قانونی اتخاذ نمی‌شود و لذا سیاست‌ها و نحوۀ اجرای آن‌ها، فاقد مؤلفه‌های حاکمیت قانون است.

انتخابات منتج به چرخش قدرت و موجب استمرارِ صلح‌آمیزِ چرخش قدرت در میان جناح‌ها و گروه‌های مختلف نیست و مراسم انتخابات چنان کنترل و اداره می‌شود که منجر به حفظ‌ و گردشِ قدرت در حلقۀ دلخواه و هواخواهِ صاحبان قدرت شود.

سرآخر اینکه همۀ آنچه دربارۀ ویژگی‌ها و پیامدهای نداشتۀ انتخابات ذکر شد و مصداقِ «چشم‌بسته غیب گفتن نبود»، روندهای تکرارشدۀ مراسمِ انتخابات در دوره‌های پیشین است و در مواردی رخ دادنِ آن‌ها (رد صلاحیت هاشمی) و تکرارِ آن‌ها (رد صلاحیتِ مجدد لاریجانی) باورپذیر نیز نبوده است؛ همچنین فارغ از کیفیت مراسم انتخابات و نتایج مترتب بر آن، کشور ابربحران‌های متعددی در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و آموزشی و زیست‌محیطی دارد که حل آن‌ها (اگر فرصتی برای حل آن‌ها مانده باشد) نه با تغییر دولت که با بازنگری در سیاست‌ها و رویکردهای کلان حاکمیتی ممکن خواهد بود.

البته در این یادداشت صرفاً خواسته شد تا دربارۀ تهی شدنِ انتخابات‌ از معنا و تحولِ آن از مجالِ تجلیِ ارادۀ مردم به مراسمِ انتخابات گفته شود وگرنه شرکت نکردن در مراسم انتخابات، دلایلِ خون‌چکانِ متعددی دارد و از رهگذرِ همین دلایل است که جامعه هیچ حرفی ندارد الا یک کلمه: نه!

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا