اخبار

فضای انتخابات “گرم” نشد

چرا باید در انتخابات رژیمی شرکت کنم که خواستار برچیدن بساط آن هستم؟ ….

پس از انجام چندین مناظره نا موفق انتخابات نمایشی  نه تنها فضای انتخاباتی “گرم” نشد، بلکه فضای بی اعتنایی و بی اعتمادی از سوی مردم به رژیم جمهوری اسلامی نیز افزایش یافت. مردم به درستی می گویند:” ما پاسخ تاریخی خود را بارها اعلام کرده و در تحریم گسترده و هماهنگ انتخابات ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۲، مهر و نشان مان حک شده است.” پس آزموده را آزمودن خطاست.

به گزارش رادیو فرانسه، خبرگزاری رویترز در گزارشی در بارۀ نمایش انتخابات پیش رو یادآوری کرده است که شصت درصد از جمعیت هشتاد و پنج میلیون نفری ایران کمتر از سی سال دارند.

به نوشتۀ رویترز این جمعیت جوان اکثراً انتخابات پیش‌رو در رژیم “ولایت فقیه” را به سیرک تشبیه می‌کنند و اغلب نیز از خود می پرسند: چرا باید در انتخابات رژیمی شرکت کنم که خواستار بر چیده بساطش هستم؟ به ویژه این که رئیس جمهور حتا اگر انتخابات آزاد می بود هیچ قدرتی ندارد و کلیه تصمیم‌های اصلی را  یک نفر به عنوان رهبر حکومت مذهبی اتخاذ می‌کند. تازه اگر از نگاه مثبت هم به قضیه بنگریم آن یک نفر خود ها هم باشد عاری از اشتباه نخواهد بود.

“لاکروآ” روزنامۀ مسیحیان فرانسه نیز در مطلبی مشابه به قلم گزارشگر خود در حکومت “اسلامی”نوشته است که برغم تلاش‌های شش نامزد انتخابات، دانشجویان انتخابات پیش‌رو را سرابی می دانند و از آن فاصله می‌گیرند. کارگران و زحمتکشان هر روز در خیابان ها فریاد می زنند ما از این وضع خسته شدیم که دیگر تحمل ظلم و ستم را نداریم ، زنان ناله سر می دهند که حکومت مذهبی تارو پود روان ما را آزار می دهد و حقوق انسانی ما را له می کند، بازنشستگان، معلمان و پرستاران با مشت های گره کرده می گویند:” عدالتی ندیده ایم ما دیگه رای نمی دهیم”

به نوشتۀ “لاکروآ” دانشجویان نیز انتخابات پیش‌رو را به نمایشی بی رونق تشبیه می‌کنند و علت آن سیاست‌های سرکوبگرانه و امنیتی حکومت است که از نظر دانشجویان مهمترین مانع مشارکت سیاسی از جمله در انتخابات است. علاوه بر تداوم سرکوب زنان با دستاویز حجاب اجباری و ازسرگیری گشت ارشاد، دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی و قوۀ قضائیه سرکوب دانشجویان منتقد در داخل و خارج دانشگاه‌ها را تشدید کرده‌اند.

به گفتۀ یک دانشجوی دختر، “مطالبات دانشجویان، علاوه بر دموکراسی و انتخابات آزاد، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی پوشش و آزادی مطبوعات است و هیچ رئیس جمهوری در ایران قدرت و اختیارات لازم برای تحقق چنین مطالباتی را ندارد و در نتیجه این که چه کسی در این کشور رئیس جمهوری می شود مسئلۀ هیچکس نیست.”

سیاست خشن و خونین سرکوب اعتراض‌های مردمی و اعتصاب‌های کارگری و جنبش “زن، زندگی، آزادی”، تداوم تعرض گسترده به حقوق زنان، ادامۀ سیاست‌های نولیبرالی اقتصادی، شدت یافتن فقر و محرومیت، فقرو‌محرومیتی که آمارش بنابر داده‌های رسمی از مرز چهل درصد جمعیت کشور فراتر رفته است، دامنه‌دار شدن فزایندهٔ بیکاری و تورم، تورمی که بر اساس آخرین آمار دولتی پنجاه درصدی است، ادامهٔ گسترده‌تر و حتی فراگیر شدن فساد در دستگاه‌ها و روابط دولتی، چپاول بی‌وقفهٔ منابع ملی، و در عرصهٔ سیاست خارجی تداوم سیاست‌های ماجراجویانه در منطقه، سیاست‌هایی که منافع ملی و امنیت ایران را با خطرهایی عاجل و فزاینده رو به رو کرده است. برخلاف تبلیغات سراسر دروغ خامنه‌ای و سران حکومت و آمارهای ساختگی‌شان، ایران در وضعیتی بسیار بحرانی به‌لحاظ سیاسی و اقتصادی قرار دارد، وضعیتی که با مرگ رئیسی ابعاد دیگر به‌خود گرفته و گسترش یافته است و ازاین‌روی است که رژیم با عمده کردن “خطر خارجی” و به‌راه انداختن کارزار انتخابات نمایشی تلاش دارد افکار عمومی را – حتی به‌طور موقت هم شده- از شرایط بحرانی جاری دور سازد.

شکست سنگین نمایش انتخاباتی دیگر رژیم در جریان شوی مبتذل “انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان” آن‌چنان پایه‌های متزلزل رژیم را به‌لرزه درآورد که مسعود پیرهادی، سردبیر روزنامۀ اصول‌گرای “رسالت”، در سرمقالۀ روز ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳، در مورد نتیجۀ دُور دوم انتخابات مجلس هم که آرای ریخته‌شده در صندوق‌ها در تهران فقط هفت درصد کل آرای واجدان شرایط در پایتخت بود، نوشت: “اصرار دارم در این نوشته از ‘فاجعه’ و ‘بحران’ و قدری ‘تحقیر’ استفاده کنم، بلکه کِک‌مان بگزد؛ شاید تکانی بخوریم و دست از این تغافل‌ها که غافل‌مان کرده برداریم.”

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا