زحمتکشان

چگونه هر سال سفره کارگران خالی‌تر می‌شود

همان‌گونه که مسئولان دولت‌ احمدی نژاد خود را دولتِ ”عدالت محور“ خطاب می‌کردند، کارگزارانِ دولتِ روحانی نیز روی لقبِ دولتِ ”تدبیر و امید“ تأکید و اصرار دارند. کارگران و زحمتکشان ایران تناقضِ عنوانِ ”تدبیر و امید“ را در وضعیتِ معیشتی‌شان و هر شب در چهرۀ غم‌زده کودکانِ کارِشان مشاهده می‌کنند…

در روزهایی که هدفِ مبارزۀ برحق کارگران دستیابی به مزدی شرافتمندانه، مطابق با قانون و بر اساسِ نرخِ واقعیِ تورم است،بر اساس محاسبات همین دولت (”تدبیر و امید“)از سال آینده دوباره جهش قیمتی همراه فاز دوم یارانه ها مثل موریانه بن سفره حقوق بگیران را نشانه خواهد رفت. بنظر میرسد جامعه کار و تولید ایران با یاری از امدادهای غیبی توانسته اند این کاهش درآمد را پوشش دهند که خیال دولتمردان قبلی و فعلی آسوده است .

«غلامحسین دوانی»، عضو جامعه حسابدران رسمی ایران
بنابر آخرین گزارش بانک مرکزی، براساس محاسبه شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در دوازده ماه منتهی به بهمن ماه ۱۳۹۲ نسبت به دوازده ماه منتهی به بهمن ماه ۱۳۹۱ معادل ۳۶/۷ درصد است. به این معنی که قیمت کالاها و خدمات در بهمن امسال نسبت به سال گذشته ۳۶/۷ درصد بیشتر شده است.

اگر چه گزارش تازه بانک مرکزی نشان می دهد که از رشد سریع تورم در چند ماه اخیر تا حدودی کاسته شده اما بر اساس همین گزارش، شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران بر اساس سال پایه ۱۰۰=۱۳۹۰ در بهمن ماه به عدد ۱۸۴/۳ (یکصد و هشتاد و چهار و سه دهم درصد) رسیده است؛ به این ترتیب تنها طی دو سال، قیمت ها تقریبا دو برابر شده و ظاهرا مسئولان فعلی هم این آمار را قبول داشته و آنرا صرفا برای افشای عملکرد دولت قبلی بکار می‌برند نه برای تعیین حداقل دستمزد.

یادآور میشود بدون شک و بر اساس محاسبات همین دولت از سال آینده دوباره جهش قیمتی همراه فاز دوم یارانه ها مثل موریانه بن سفره حقوق بگیران را نشانه خواهد رفت. بنظر میرسد جامعه کار و تولید ایران با یاری از امدادهای غیبی توانسته اند این کاهش درآمد را پوشش دهند که خیال دولتمردان قبلی و فعلی آسوده است! نمایه زیر مقایسه گروههای هزینه/ درآمد سال ۱۳۹۱ را که فلاکت بر اقتصاد حاکم و معیشت حقوق بگیران مورد تعرض سیاستهای نادرست وخامت بار منبعث از رهنمودهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول قرار گرفت را نشان می‌دهد.

از بعد از پایان جنگ تحمیلی تاکنون عموم دولتهای سرکار آمده در زمان تعیین حداقل مزد کارگران بدون توجه به نرخ تورم و فروپاشی معیشت زندگی و بدون رعایت مفاد ماده (۴۱) قانون کار و قبل از جلسات تعیین حداقل مزد درشورای عالی، با ایماء و اشاره و اعمال فشار و از طریق تعیین نمایندگان کارگران و کارفرمایان توسط دولتی‌ها، به افزایش مزدی معادل ۲۰ الی ۲۵ درصد تن داده‌اند. جالب آنکه تقریباً همه دولتها و وزرای کار و بیکار هم همیشه مدعی بوده‌اند افزایش مزد بیشتر از نرخ تورم بوده است! اگرچه پس از گذشت دو سه هفته بلافاصله بانک مرکزی و یا مرکز آمار نرخ تورم را بیشتر از نرخ افزایش مزد اعلام نموده و هیچکس هم بخاطر این دروغ بزرگ زیر سوال قرار نمی‌گیرد. راستی چرا وقتی می‌خواهیم اقتصاد دولت احمدی‌نژاد را ویران نشان دهیم نرخ تورم واقعی را ۴۶ درصد اعلام کردیم اما وقتی می‌خواهیم مزد را تعیین کنیم نرخ تورم کمتر از ۲۵ درصد می‌شود!

بر اساس آمار رسمی منتشر شده توسط بانک مرکزی، هر خانوار ایرانی در سال ۹۱ به‌طور میانگین یک‌میلیون‌ و ۷۴۷‌هزار‌ تومان هزینه خوراکی و غیرخوراکی داشته است و در مقابل میانگین درآمد پولی خانوار در این سال یک‌میلیون‌ و ۱۴۰‌ هزار‌تومان ماهانه برآورد شده است که مقایسه این آمار نشان می‌دهد میانگین درآمد خانوار ۳۵‌ درصد کمتر از متوسط هزینه‌ها بوده است.

حتی اگر درآمدهای غیرپولی خانوار را هم به مجموع درآمدها اضافه کنیم باز هم هر ماه متوسط درآمد خانوار به یک‌ میلیون‌ و ۳۵۸‌ هزار‌تومان می‌رسد که ۲۲‌ درصد عقب‌تر از هزینه‌های ماهانه خواهد بود. بدنیست دولت محترم همانطوری که به نقد دولت قبلی نشسته، آمار مخارج و درآمد واقعی سال ۱۳۹۲ را مشابه نمایه زیر که مربوط به سال ۱۳۹۱ است را نیز منتشر کند و کارشناسان محترم مراکز آماری دولت که در انتشار آمار های عجیب و غریب در این جند سال شهره جهانی شده اند، توضیح دهند حقوق بگیر بخت برگشته ای که بر سر منابع عظیم انرژی جهان(نفت، گاز. و سایر منابع)،نشسته چگونه کسری این دخل و خرج خود را تامین نماید و آیا با چنین فقر فلاکت باری میتوان از نیروی کار بخواهیم، کارآئی و بهره وری کار را افزایش دهد!!

ضمنا جامعه کارگری چگونه باید به عزای سفره (معیشت) از دست رفته اش بنشیند! از طرف دیگر کمیته مزد شوراهای اسلامی کار استان تهران نیز در گزارشی شرح زیر که در تارنمای ایلنا درج شده،حداقل مزد یک خانوار جهارنفره را ۱۷۶۰۳۰۰۰ ریال اعلام نموده که با درصد های وزارت کار و نماینده خوش خیال کارفرمایان مغایرت معنی داری دارد.

روی این سخن بویژه با وزیر محترم کار که خود را از خانواده جامعه کارگری دانسته […] می باشد. شترسواری دولا دولا مشکل زا می‌باشد یا تورم سال ۱۳۹۲ کمتر از ۲۵ درصد است که پس باید به عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد آفرین گفت چون این اقتصاد میراث اوست و یا نرخ تورم کنترل‌شده بالای ۳۵ درصد است. پس باید نرخ مزد را اصلاح کنید. قرار شده بود دیگر به مردم و رای دهندگان دروغ نگوئیم، وعده کاذب ندهیم، حقوق انسانی و کارگری آنها را رعایت کنیم، باند مفاسد اقتصادی را افشاء کنیم و بگم بگم نکنیم. پس چه شد؟! اگر افزایش مزد اقتصاد کشور را زمین‌گیر می‌کند آیا بهتر نیست «بودجه چای و آبدارخانه» مراکزی چون مرکز تحقیقات استراتژیک (۱۵۰ میلیارد تومان) را کاهش دهیم؟! و اگر اقتصاد با افزایش مزد زمین‌گیر می‌شود پیشنهاد می‌شود اساساً مزد را حذف و دوباره شعار سال ۱۳۵۹ را عملی کنیم […].

جالب است در حالی که با اجرای طرح یارانه قدر مطلق افزایش قیمت سبد خانوار از ۵۰ درصد فزون‌تر شده و در حالی که قرار است بخش وسیعی از یارانه نقدی هم حذف شود می‌گویند اگر مزد بیش از ۲۵ درصد بالا رود، اقتصاد کشور به قهقهرا میرود، اما چنانچه سبد کالای مردم ۲۵۰ درصد بالا رود و مابه التفاوت این افزایش به جیب هر آنکس دیگر رود، اقتصاد از روی زمین به هوا میرود! رندی می‌گفت حالا معنی جمله «از افراد هر دو جناح در دولت استفاده کردم را فهمیدم چون سران هر دو جناح حساب و کتاب کارگری نمی‌دانند».

بررسی آمار سازمان بین اللملی کار نشان میدهد که حداقل مزد سالانه در کشورهای لیبی (۴۲۸۶)، عمان (۱۰۲۶۳)، عربستان (۹۶۰۰)، ترکیه (۷۱۴۶) و ونزوئلا (۶۸۷۳) دلار امریکا می‌باشد که این حداقل مزد نشان می‌دهد که بعضی از این کشورها اساساً فاقد توانمندی اقتصادی کشور ما هستند اما حداقل مزد در آن کشورها به مراتب بیش از ایران است. آیا این نشانه آن نمی‌باشد که وجوه مالی به جای آنکه به سرمایه انسانی تعلق گیرد به سرمایه و ثروت مال اندوزان اضافه شده؟!

به همین دلایل است که در حالیکه در این سالها سفره حقوق بگیران تهی شده، سفره سرمایه داران نه تنها کوچک نشده بلکه رنگین و مرتبا گسترش یافته است. دولتمردان باید توجه نمایند که امروز بحث برسر حداقل مزد نیست بلکه اساسا معیشت جامعه کار و تولید مورد تعرض قرار گرفته و گفته می‌شود بخشهایی از طبقه متوسط نیز به اقشار تهیدست فرو غلطیده اند.

مضاف بر آنکه افزایش ۲۵ درصدی حداقل مزد، هیچگاه به سایر اقشار بالای حداقل مزد که آنان نیز طبق قانون کار، کارگر نامیده میشوند تعلق نمیگیرد و این یکی از آشکارترین فریب های نظام سرمایه داری بر علیه جامعه کار و تولید است. اگر دولت خود را نماینده آحاد جامعه میداند و مدعی است در دوران قبلی حقوق شهروندان منجمله کارگران و حقوق بگیران نقض شده پس لازم است در جهت احقاق حقوق تصییع شده آنان (و نه دل نگران بخشش بدهی بانکی بزرگ بدهکاران کشورو عاملان فساد و تورم)، نسبت به برقراری حداقلی که معیشت جامعه کارو تولید را تامین کند گام بردارد زیرا حداقل مزد حق جامعه کارو تولید کشور است و نه صدقه و بخشش.
amar1
amar2

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا