دیدگاه‌ها

حزب آلترناتیو برای آلمان آبستن انشعاب است

بایز افروزی

به تعبیری ساده تر تشکیل و گسترش نفوذ پرسرعت حزب آلترناتیو برای آلمان حاصل مستقیم بحران همه جانبه ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این کشور است و در صورت ادامه ی بحران، نفوذ این حزب روز به روز گسترش خواهد یافت و در آینده ای نه چندان دور سکان قدرت دولتی در آلمان را به دست خواهد گرفت.

هسته ی اولیه ی حزب آلترناتیو برای آلمان شامل تعدادی از استادان دانشگاه های فرانکفورت، یک حقوق دان، یک بازرگان سنتگرا و یک روزنامه نگار سرشناس بودند که با هدف ضدیت با پول واحد اروپایی (یورو) دورهم جمع شده بودند.

آنها بر این باور بودند که پول واحد اروپابی به اقتصاد آلمان زیان وارد کرده و بایستی پول ملی المان (مارک) دوباره رواج یابد.

مطبوعات آن زمان آلمان به دلیل اینکه اکثریت اعضای این گروه ۱۸ نفره استادان دانشگاه بودند تشکل آنها را “حزب استادان دانشگاه” می نامیدند.

محالفت با پول واحد اروپایی و درخواست رواج دوباره ی مارک به سرعت درصد قابل توجهی از کارمندان و قشر متوسط جامعه را جلب کرد و حزب اساتید دانشگاه ها را به یک حزب فراگیر سیاسی تبدیل کرد که با نام حزب آلترناتیو برای آلمان اعلام موجودیت کرد.

بنیانگذاران اصلی از حزب اخراج یا استعفا دادند و سکان حزب به دست افرادی افتاد که مخالفت با پول واحد اروپایی را به مخالفت با اتحادیه اروپا، یورو، ناتو، مهاجرین و سلطه ی آمریکا بر آلمان گسترش دادند.

این حزب به سرعت در سرتاسر آلمان گسترش یافت و در مدت ۱۳ سال، در برخی ایالت های المان به قدرتمندترین حزب و در سطح کل کشور به دومین حزب پرنفوذ آلمان تبدیل شد.

آلمان به ویژه طی ده سال اخیر با بحران های گسترده ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی روبه گسترشی مواجه شده است که  شدت و عمق این بحران ها در شرق این کشور بسیار بارزتر و چشمگیرتر هستند.

میزان بیکاری در شرق به حدود ۱۰ درصد رسیده که این میزان در غرب کشور حدود ۴ درصد براورده شده است.

سطح دستمزدها در شرق آلمان حدود ۲۰ درصد کمتر از غرب آلمان است و بودجه ی خدمات عمومی در این منطقه به طور چشمگیری کمتر از غرب آلمان است.

این وضعیت تبعیض آمیز موجب آن گردیده که مردم شرق آلمان خود را “شهروندان درجه دوم” تلقی کنند و برای تغییر وضع موجود، در جستجوی راه چاره باشند.

تحت چنین شرایطی، در غیاب یک آلترناتیو چپ و مردمی، به حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان روی نموده اند.

میزان محبوبیت این حزب در شرق آلمان به طور چشمگیری بیشتر از غرب آلمان است و در چند ایالت این منطقه پرنفوذترین جریان سیاسی به شمار می آید.

از جمله در ایالت های زاکسن آنهالت و تورینگن.

با این حال نفوذ این حزب در غرب آلمان نیز به سرعت در حال افزایش است و در اکثر ایالت های غربی هم  جایگاه دومین حزب قدرتمند را اشغال کرده و روز به روز نفوذ آن در حال گسترش است.

واقعیت این است که چنانچه بحران های کنونی ادامه یابد و احزاب سنتی چپ میانه (حزب چپ آلمان و سوسیال دموکرات) و احزاب راست میانه (دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی و بقیه) همچنان بر ادامه ی اجرای سیاست های نئولیبرالیستی، روسیه ستیزی و تقویت ناتو ادامه دهند، طی سال های نزدیک آلمان تحت حاکمیت حزب آلترناتیو برای آلمان قرار خواهد گرفت.

این حزب اخیرا در انتخابات محلی ایالت زاکسن آنهالت (در شرق آلمان) با کسب ۴۴ درصد از آرای مردم به عنوان قدرتمندترین حزب این ایالت در آستانه ی تشکیل دولت ایالتی قرار گرفته است.

این گام بلند و هشدار دهنده که از آن با عنوان زلزله ی سیاسی در آلمان نام برده می شود، هم احزاب راست سنتی و هم چپ میانه را که ده ها سال است قدرت را در این کشور در دست دارند و مسبب اصلی وضع موجود هستند را به شدت برآشفته کرده است.

آنچه برای نیروها، افراد و محافل چپ و دموکراتیک آلمانی و غیر آلمانی بایستی دارای اهمیت شمرده شود تلاش در جهت درک این مسئله است که چرا و تحت چه شرایطی یک نیروی تازه تاسیس سیاسی راست افراطی در آلمان تا این حد مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفته است؟

رشد و گسترش پرشتاب دامنه ی نفوذ حزب آلترناتیو برای آلمان حاصل چندین عامل اقتصادی، سباسی، اجتماعی و فرهنگی است که بی توجهی به آنها ما را از درک مسئله ناکام خواهد کرد.

هرچند نظام سرمایه داری دردهه های اخیر در ابعاد جهانی دچار بحران های فراگیر و روبه تعمیق شده است و بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آلمان را بایستی بخشی از آن به شمار آورد و در همان چهارچوب مورد بررسی قرار داد.

اما این بحران در هر کشوری دارای یکسری ویژگی های خاص محلی نیز هست که نمی توان انها را نادیده گرفت.

آلمان طی ده سال اخیر با بحران اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همه جانبه ای مواجه شده که به ویژه محدودیت های ناشی از کرونا و قطع واردات گاز از روسیه و تحریم های اعمال شده علیه آن کشور بر دامنه و عمق این بحران افزوده است.

طی همین مدت ده ها هزار شرکت کوچک و متوسط و شمار بیشتری از کسب و کارهای کوچک ورشکست یا دچار خسارات کمرشکن شده اند.

این ورشکستگی ها صدها هزار نیروی کار را از بازارکار بیرون رانده و بر میزان بیکاری در این کشور افزوده و موجب گسترش دامنه ی فقر عمومی شده اند.

از طرفی دیگر دولت های حاکم در سال های مذکور، با اهدای صدها میلیون یورو به اوکراین، افزایش بودجه ی نظامی و اعطای کمک های گزاف به صاحبان صنایع بزرگ از میزان بودجه ی خدماتی، آموزشی و اجتماعی  کاسته اند که این موضوع بر شدت و سرعت گسترش فقر عمومی در این کشور افزوده است.

حقوق بازنشستگی کاهش چشمگیری یافته، تورم افزایش یافته و میزان بیکاری در کل کشور به بالاترین رقم طی دهه های اخیر رسیده است.

همانگونه که اشاره شد بحران موجود به ویژه در شرق آلمان به میزان چشمگیری از غرب آلمان گسترده تر و عمیق تر است.

به تعبیری ساده تر تشکیل و گسترش نفوذ پرسرعت حزب آلترناتیو برای آلمان حاصل مستقیم بحران همه جانبه ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این کشور است و در صورت ادامه ی بحران، نفوذ این حزب روز به روز گسترش خواهد یافت و در آینده ای نه چندان دور سکان قدرت دولتی در آلمان را به دست خواهد گرفت.

از حزب آلترناتیو برای آلمان عموما با عنوان یک حزب راستگرای افراطی مهاجرستیز نام برده می شود.

این مسئله صحت دارد، اما تاکید بیش از حد بر مهاجرستیزی این حزب ما را از شناخت بقیه ی مواضع این حزب، اختلافات درونی آن و به ویژه تفاوت های شاخه ی شرق آلمان و شاخه ی غرب المان این حزب محروم می کند.

تفاوت دیدگاه های دو شاخه ی شرقی و غربی این حزب در مواردی تا آن اندازه ناهمسان است که گویی دو حزب متفاوت هستند.

برای نمونه می توان به تفاوت دیدگاه های آنها در مورد رابطه با روسیه، ادامه ی عضویت آلمان در ناتو و اتحادیه ی اروپا، سلطه ی آمریکا بر آلمان و اروپا، جهان چند قطبی در حال ظهور و برخی مسائل داخلی آلمان اشاره کرد.

این اختلاف دیدکاه ها، که من احتمال می دهم دیر یا زود این حزب را دچار انشعاب کند عمدتا ریشه در سنت های تاریخی متفاوت شرق و غرب آلمان، تجربیات تاریخی دهه های گذشته (دوره ی آلمان شرقی و آلمان غربی که هرکدام با سبستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی اداره می شدند) دارند بسیار قابل توجه هستند.

شاخه ی شرق آلمان این حزب با توجه به رابطه ی نزدیک شرق آلمان با اتحاد شوروی سابق و نوستالیژی “یک دوران خوب” نه تنها با روسیه ستیزی و روسیه هراسی مخالف است، بلکه خواهان برقراری روابط همه جانبه ی دوستانه با آن کشور است.

همچنین به شدت مخالف گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه، کمک نظامی و مالی به اوکراین و پذیرش آن کشور در اتحادیه اروپا و به ویژه پیمان ناتو است.

شاخه ی شرق حزب آمریکا را نه حامی آلمان، بلکه یک کشور امپریالیستی اشغالگر می داند که باید نیروهای نظامی آن از آلمان اخراج، سلاح های هسته ای آن از خاک آلمان خارج و به دخالت در امور داخلی آلمان پایان دهد.

این شاخه از حزب همچنین طرفدار استقرار نظام چند قطبی در جهان و پیوستن آلمان به قطب شرق (چین، روسیه) است.

خروج آلمان از پیمان ناتو و اتحادیه ی اروپا “دریکس” از جمله موارد دیگری است که شاخه ی شرق آلمان حزب آلترناتیو خواهان آنها است.

همچنین برچیدن و رفع همه ی تبعیض ها در میان شرق و غرب آلمان خواست بی چون و چرای شاخه شرق آلمان حزب است.

نکته ی قابل توجه در مورد این دیدگاه ها و خواسته های شاخه ی شرق آلمان حزب آلترناتیو این است که تقریبا همه ی آنها ریشه در سنت های مبارزاتی و تجربیات تاریخی مردم شرق آلمان در دوران جمهوری دمکراتیک آلمان دارند و با دیدگاه های احزاب و محافل چپ و دموکراتیک همپوشانی و همانندی دارند.

پی بردن به اختلاف دیدگاه های شاخه ی شرق آلمان و شاخه ی غرب آلمان این حزب همچنین می تواند ما را در درک چرایی احتمال ائتلاف گروه چپگرای زارا واگن کنشت با شاخه ی زاکسن آنهالت حزب آلترناتیو برای تشکیل دولت ایالتی یاری دهد.

با این حال این بخش از حزب نیز در مهاجرستیز با شاخه ی غربی هیچ تفاوت دیدگاهی ندارد و مهاجرین را تهدیدی برای هویت ملی_فرهنگی آلمان به شمار می آورد.

شاخه ی غربی حزب آلترناتیو، که اعضا و کادرهای آن عمدتا سابقه ی فعالیت در احزاب دموکرات مسیحی، سبزها، سوسیال دمکرات و لیبرال دموکرات دارند و از آن احزاب جدا شده اند، تحت سلطه ی تبلیغات ضد روسی، آمریکا محور و محافظه کارانه تربیت یافته و نسبت به همه ی مواردی که بیان گردید دیدگاه های میانه روانه تری دارند و به اصطلاح راستگراتر هستند.

با این حال با توجه به اینکه در حال حاضر شاخه ی شرق آلمان حزب از نفوذ مردمی بیشتری برخوردار است و طی انتخابات های پیاپی سال های اخیر شمار نمایندگان بیشتری را به پارلمان آلمان فرستاده است و حتی در دو ایالت به جایگاه نخست دست یافته است، رهبران اصلی حزب آلترناتیو برای آلمان توان مخالفت آشکار با دیدگاه های شاخه شرق المان را ندارند و به شکل فرصت طلبانه ای فعلا با آن مدارا می کنند.

اما به باور من این مدارا خیلی دوام نخواهد اورد و حزب آلترناتیو دیر یا زود دچار انشعاب خواهد گردید و هرکدام از شاخه های شرق و غرب حزب، راه مستقلی در پیش خواهند گرفت.

بایز افروزی ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۶

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

دکمه بازگشت به بالا