زنان

«مدیریتِ تنش‌های روزمرۀ خانگی؛ برساخته‌ای که زنان مستقل را زمین‌گیر می‌کند»

او با انتخابِ زیستِ مستقلِ مشروط، درحالی‌که درِ خانه را به رویِ تغییرِ احتمالیِ دیگران باز می‌گذارد، درحقیقت الگویی از «عاملیتِ مقاوم» را برای نسلِ فردا به یادگار می‌گذارد؛ الگویی که فریاد می‌زند: می‌شود خانوادۀ قدیم را دوست داشت، بی‌آنکه خود را در آستانۀ نابودی گذاشت.

ندا هنرجو

در دنیای امروز زنان، دیگر صرفاً دربند و وابستۀ مالی نیستند که از مناسباتِ نابرابرِ خانواده رنج ببرند؛ اما، ما با پدیدۀ تازه‌ای روبه‌ایم: زنانی که صاحبِ خانه، شغل و آگاهی‌اند، اما همچنان در چرخۀ «تکلیفِ حفظِ انسجام خانواده»اسیر مانده‌اند.
این زنان از یک سو به‌خوبی درمی‌یابند که نظامِ حاکم بر خانواده، مبتنی بر تحقیرِ جنسیتی و خشونتِ نمادین است. از سویی خود را مسئولِ «سرپا نگه‌داشتنِ» همین نظامِ بیمار می‌دانند.
وقتی در این راه درمانده می‌شوند، جمله‌ای بر لب می‌آورند که راویِ تمامِ معمایِ جامعه‌شناسیِ خانواده‌های ایرانی است: «دوست دارم خانواده ام را حفظ کنم، ولی تنهایی نمی‌توانم.»

مفهوم “حفظ کانون خانواده” در فرهنگ پدرسالار به “رسالت زنانه” تبدیل شده که زن را مسئول مدیریت بحران‌های عاطفی خانواده می‌کند. حتی زنان مستقل امروزی، ناخودآگاه تخریب خانواده را با نقص شخصی خود برابر می‌دانند. در حالی که خانواده یک سیستم پویاست و تغییر قواعد آن نیازمند مشارکت همه اعضاست؛ تلاش یک نفر به تنهایی برای تغییر، اغلب منجر به مقاومت سیستم و بازگشت به وضعیت پیشین می‌شود.

این شکستِ زنِ مستقل در اصلاحِ خانواده، ریشه در سه سطحِ به‌هم‌پیوستۀ جامعه‌شناختی دارد. در سطحِ خرد و میانی و کلان. هرگاه زن مرزی تازه تعریف می‌کند، اعضای خانواده با راهبردهایی نظیرِ نادیده‌انگاری، متهم‌سازی به بزرگ‌نمایی یا قربانی‌نماییِ معکوس واکنش نشان می‌دهند، که تلاش‌های او را یکی پس از دیگری خنثی می‌کند. در سطحِ میانی، شبکۀ خویشاوندی همچون ناظری بیرونی بر انسجامِ ظاهری نظارت دارد؛ زنی که قصدِ فاصله‌گذاری دارد، ناگهان خود را در برابر تمامیِ روابطِ خویشاوندی می‌بیند که او را به خودخواهی و گسستن از ریشه متهم می‌کنند، اتهامی چنان سنگین که بسیاری را از ادامۀ مسیر بازمی‌دارد. و در سطحِ کلان، جامعۀ ما در وضعیتی گذار به سر می‌برد: از یک سو به زنان استقلالِ تحصیلی و اقتصادی می‌دهد، اما از سوی دیگر نهادهای اجتماعیِ لازم برای بازتعریفِ نقشِ «زنِ مستقل در خانواده» را فراهم نکرده است این دوگانگی، زن را در فضایی معلق رها می‌کند که نه می‌تواند به نظامِ سنتی برگردد و نه می‌تواند به‌کلی از آن بگسلد.

در چنین وضعیتی، کلیدِ رهایی در بازتعریفِ خودِ مفهوم «حفظ» نهفته است. جامعه‌شناسیِ نوینِ خانواده بر تفکیکِ دو مقولۀ بنیادین پای می‌فشارد: «حفظِ شکلِ خانواده» در برابر «حفظِ امکانِ پیوندِ سالم». در جامعۀ امروز، هم‌نشینیِ اجباری و تحملِ تحقیر دیگر یک ارزش به‌شمار نمی‌رود؛ آنچه اصالت دارد، حفظِ سلامتِ کنشگران برای بازتعریفِ رابطۀ آینده است. از این منظر، زنِ مستقل با «فاصله‌گذاریِ هوشمندانه» – نه از رویِ کینه، که از رویِ عقلانیتِ بقا – در حالِ «حفظِ خانواده» به‌معنایِ واقعیِ آن است؛ او دارد «پلِ بازگشت» را برای روز مبادا نگه می‌دارد، بی‌آنکه خود در ویرانۀ آن دفن شود.

اما راهکارِ عملیِ این معضل در چیست؟ تا پیش از تغییرِ گفتمانِ غالب از «تکلیفِ اخلاقیِ انحصاریِ زنان» به «مسئولیتِ ساختاریِ کلِ نظام»، تنها راهبردِ ممکن برای زنانِ امروز، «مدیریتِ میزانِ تأثیرپذیری» از ساختار است. به این معنا که اولاً بپذیریم«نمی‌توانم نظام را تغییر دهم» یک ضعف نیست، بلکه یک بینشِ دقیقِ سیستم‌نگرانه است؛ ثانیاً تعاملات را به زمان‌ها و مکان‌های مشخص محدود کنیم تا پیوند حفظ شود، اما هزینه‌ی روانی‌اش مدیریت‌پذیر باشد؛ و ثالثاً «خانوادۀ دومِ ذهنی» یعنی شبکه‌ای حمایتی خارج از خانواده‌ی اصلی بسازیم که در آن، کرامتِ زنانه به رسمیت شناخته می‌شود.در پایان، یادمان باشد؛ که گاهی «شکستِ یک فرد» در تغییرِ یک ساختار، خود گواهی بر «قدرتِ قاهرِ آن ساختار» است. پس زنِ ایرانیِ امروز، اگر در تلاشِ خود برای اصلاحِ نظامِ خانوادگی‌اش درمانده می‌شود، مقصر نیست؛ او قربانیِ ناهماهنگیِ میانِ سوژگیِ مدرنِ خود و زیست‌جهانِ سنتیِ جامعه است. قدرتی که او در این میان از خود نشان می‌دهد، نه در تغییر دادنِ دیگران، که در سالم ماندنِ خویشتن است.

او با انتخابِ زیستِ مستقلِ مشروط، درحالی‌که درِ خانه را به رویِ تغییرِ احتمالیِ دیگران باز می‌گذارد، درحقیقت الگویی از «عاملیتِ مقاوم» را برای نسلِ فردا به یادگار می‌گذارد؛ الگویی که فریاد می‌زند: می‌شود خانوادۀ قدیم را دوست داشت، بی‌آنکه خود را در آستانۀ نابودی گذاشت.

کانال علمی حلقه مطالعات زنان- شهریور ۱۴۰۵

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

دکمه بازگشت به بالا