ویدئو

فیلمی تکان دهنده از لشکر کولبران کرد

کو‎لبری در کردستان شبیه راه رفتن روی میدان مین است. راه رفتن روی میدان مین برای کسی که خانواده و پاهایش را در میدان مین از دست داده، معنایی جز «تراژدی» ندارد.

در این ویدیو لشکری از کولبران کرد را می بینید که بر روی دوش خود اجناسی که از کردستان عراق خریده اند را با رنج و مشقت فراوان و با گذشتن از نقاط صعب العبور به کردستان ایران می آورند تا از فروش آن امرار و معاش کنند…

به گزارش کاوه امجدی، خبرنگار کُردتودی، در این مسیرها که نه ماشین و نه چهارپا قادر به گذر است٬مردانی با چکمه‌هایی که تا سر زانوهایشان قد کشیده و نایلکس‌هایی که تنها محافظ آن‌ها در برابر سرمای استخوان‌سوز کوهستان است ٬ در حالی که به سختی پاهای خود را از بند گل و لای مسیر رها می‌کنند، از دامنه کوه ها مانند مورچه‌هابالا می‌روند. آن‌ها با زمزمه کردن ترانه‌های کردی سعی در فراموشی سنگینی اجناسی دارند که با شانه هایشان حمل می کنند. در آن سوی کوه ها ٬ چشم هایی انتظار رسیدن «کول‌برها» (افرادی که از روی ناچاری و در قبال دست‌مزد ناچیز به حمل و ورود کالای خارجی از نقاط غیر رسمی گمرکی می‌ردازند) را می کشند تا کالاهایی را که از کمین مرزبانان و مین های به جا مانده از جنگ به سلامت گذر کرده اند، به مقصد شهر های مرزی، سوار بر خودروهای ویژه حمل بار برای این نوع از تجارت کنند. «کولبران» در سرما، برف و بوران طاقت‌فرسا یا گرمای سخت با بارهایی گاه به سنگینی چند ده کیلو بر دوش و پس از طی پستی و بلندی‌ها، در حال کسب درآمد برای گذران زندگی فقیرانه خود هستند. تنها در برخی شهرها هم‌چون بانه، ده‌ها پاساژ و بازار و صدها خودروی ویژه حمل بار برای این نوع از تجارت، بازاری پیدا کرده و رونق گرفته اند. بهار بود. یونس و دو برادر و یک خواهرش برای جمع کردن گیاه‌های کوهی به دشت‌ها و کوه های سرسبز پیرانشهر رفته بودند. در یک لحظه، پای یکی از آن‌ها روی مین رفت. دو برادر و یک خواهر یونس درجا کشته شدند و یونس هر دو پایش را از دست داد. او از ۱۲سال پیش تا کنون، برای گذران زندگی‌، به «کولبری» روی آورده. به کاسب‌کاری مرزی. با این که دو پا ندارد. خودش می‌گوید: «کول‌بری حتی برای آنانی که دو دست و دو پا دارند،شغل پرمخاطره و سختی است، چه برسد به منی که تنها دو دست دارم.» می‌گوید:« چاره‌ای نیست. فقر، آدم را وادار به هر کاری می‌کند». یونس می‌گوید هیچ‌وقت از کسی کمک نگرفته. او نان آور یک خانواده چهار نفره است. کول‌بری خطرناک‌ترین شغلی است که در کردستان هر روز جان می‌ستاند. بی رحم به اندازه فقر. به اندازه مین‌هایی که جان دو برادر و یک خواهر یونس را گرفت. کولبری در کردستان شبیه راه رفتن روی میدان مین است. راه رفتن روی میدان مین برای کسی که خانواده و پاهایش را در میدان مین از دست داده، معنایی جز «تراژدی» ندارد.

در این مورد بیشتر بخوانید

***

روی‌آوردن به ”شغل“ کولبری در استان‌های مرزی، از پیامدهای فقر مردم است

انتشار خبر کشته و زخمی‌شدن عده دیگری از کولبران در منطقه‌های مرزی، به‌ویژه استان‌های آذربایجان غربی و کردستان، باردیگر به بحث درباره پدیده “کولبری“ و زندگی دشوار هم‌میهنان مرزنشین‌مان دامن ‌زد، و این موضوع را درصدر گزارش رسانه‌های همگانی قرار داد.
به‌گزارش “کارزار دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی”، در اوایل تیرماه، در نزدیکی‌های منطقه مرزی سردشت، دو تن از کولبران هدف تیراندازی نیروهای انتظامی قرارگرفتند، یک تن از آنان کشته و دیگری مجروح شد.
پدیده “کولبری“ که پیامد مستقیم گسترش فقر با دامنه‌هایی دهشتناک است، رفته‌رفته به ”شغل“ و ”محلِ درآمد“ بخش چشمگیری از هم‌میهنان‌مان در استان‌های مرزی کشور تبدیل گردیده است. کولبران که اغلب روستاییان یا شهرنشینان فقیر و بی‌بضاعت‌اند، به‌دلیل بیکاری در اثر نابودی صنعت و کشاورزی، برای امرار معاش خود و خانواده‌هایشان کالاهای گوناگونی را به‌سفارش تاجران و دلال‌های عمده به‌صورت قاچاق و غیرقانونی بردوش خود یا بر اسب و قاطر به‌داخل کشور حمل می‌کنند، و در ازایِ این اقدام بسیار خطرناک و توان‌فرسا، مبلغی دستمزد دریافت می‌‌کنند. این به‌اصطلاح ”دستمزد“ که فوق‌العاده ناچیز است، نیازهای اولیه زندگی آنان را هم تامین نمی‌کند. ازاین‌روی، هر کولبر باید به‌طورِمرتب و به‌دفعات بسیار در طول ماه و سال و با به‌خطر جان خویش از مرز بگذرد و کالا به داخل کشور حمل‌کنند تا بتواند زندگی‌ای بخورونمیر داشته باشد.
برپایه آمار منتشر شده سالیان اخیر، بیش از ۸۰ کولبر در منطقه‌های مرزی استان‌های کردستان، ایلام، و آذربایجان غربی با گلوله نیروهای مرزبانی و انتظامی کشته ‌شده‌اند و ده‌ها تن دیگر از آنان نیز بازداشت گردیده‌اند.
رژیم ولایت‌فقیه به‌جای اینکه با اختصاص دادن اعتبارهای مالی در زمینه‌ فعالیت‌های صنعتی، کشاورزی، و آموزشی، به‌منظور تامین کار و اشتغال برای ساکنان استان‌های مرزی- به‌ویژه کردستان و آذربایجان غربی که دارای بیشترین عده کولبران‌اند- تا به این نحو معضل بیکاری را چاره کند، با تقویت نیروهای امنیتی و نظامی، شکل گیریِ جوی از خشونت و نفرت را در این منطقه‌ها باعث شده است. آنچه بیش ازهر مسئله دیگری به پدیده کولبری دامن‌ زده و روی آوردن به آن ‌را سبب گردیده ‌است، فقر و بیکاری گسترده در بعدهایی باورنکردنی است. در حقیقت باید تصریح‌کرد که، پدیده کولبری و افزایش نگران‌کننده میزان آن، از اجرایِ سیاست‌های اقتصادی- اجتماعی ضدمردمی‌ای نظیر هدفمندی یارانه‌ها، خصوصی‌سازی، و مداخله نهادهای انگلی در امور اقتصادی کشور ناشی می‌شود. بدونِ حل چالش‌های موجود در زمینه نابرابریِ اجتماعی، شکافِ طبقاتی، توزیعِ ناعادلانه درآمد ملی، و رفعِ ستم‌ملی، هیچ‌یک از پیامدهای شوم فقر از جمله ”شغل“ کولبری را نمی‌توان حل‌کرد و بر آن‌ها نقطه پایانی نهاد. این امر به‌ویژه در منطقه‌های مرزی کشور از اهمیتی اساسی برخوردار است.
تامین زندگی و معیشت هم‌میهنان مرزنشین، رسیدگی و تقویت بخش کشاورزی و صنعتی، مسئله بیمه‌ها، تامین اجتماعی، و حل معضل بیکاری از زمره سرفصل‌های مهم در پایان‌ دادن به پدیده کولبری ‌است. با ایجاد فضای پلیسی و برخورد سرکوبگرانه نمی‌توان با مشکل‌های اجتماعی ناشی از فقر مقابله‌ کرد!

به نقل از “نامه مردم”، شماره ۹۲۷، ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۲

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا