نوشته سینتیا فلوری
برگردان: باقر جهانبانی
نویسنده نتیجه میگیرد که سلامت تنها زمانی معنا دارد که با عدالت اجتماعی و محیط زیستی، زیستپذیری زمین، کرامت و آزادی پیوند بخورد. سلامت اگر تنها به نسخه زیستشناختی خود تقلیل یابد، میتواند زمینه را برای بدترین دیکتاتوریها فراهم کند. بنابراین، سیاسیسازی دوباره سلامت و مراقبت، یک مسئله کلیدی برای نسلهای آینده است.
در تابستان ۲۰۲۶، موج گرما اثباتی بیرحمانه از مولفههای تعیینکننده سلامت ارائه داد: بین ۱۷ ژوئن و ۲ ژوئیه، سازمان عمومی سلامت فرانسه حدود ۵,۷۶۴ مرگ مازاد را برآورد کرد، در حالی که آسیبپذیری افراد به سن، شغل، انزوا، نابرابری اقتصادی و وضعیت مسکن نیز بستگی داشت. بنابراین، انسان هرگز تنها با بدن خود بیمار نمیشود
این موضوع محور اصلی کتاب «بدنهای سیاسی ما. آنچه سرمایهداری با سلامت ما میکند» (انتشارات سوی Seuil ، ۲۰۲۶) نوشته املی کادیه-لوریو Amélie Cadier-Loriaud میباشد: چگونه میتوان درمان کرد اگر دنیایی را که باعث بیماری میشود نادیده بگیریم؟ نمونه بارز و اولیه آن، مسمومیت با سرب در کودکان است که توسط دیدیه فسن تحلیل شده است. این بیماری که مدتها به عنوان یک عارضه فردی و نادر درمان میشد، در درجه اول ناشی از مساکن فرسوده پوشیده از رنگهای حاوی سرب بود.
تشخیص پزشکی با یک نگاه استعماری نیز همراه بود: از آن به عنوان «بیماری کودکان مارابو(شخصیتی که دارای قدرت جادویی است، فالگیر، شفا دهنده، در آفریقا)» یا مادران آفریقایی یاد میشد که اجازه میدهند کودکانشان پوسته رنگها را بخورند؛ در حالی که این مسمومیت نامتناسب بیشتر نتیجه سیاستهای مسکن و شهرسازی بود.
امروزه نیز همین خطای مقیاس رخ میدهد، زمانی که سرطانها و بیماریهای مزمن همچنان تنها بر اساس رفتارهای فردی تحلیل میشوند، بدون آنکه پارادایم «سلامت واحد One Health » که سلامت انسان، حیوان و اکوسیستم را به هم پیوند میدهد، به اندازه کافی لحاظ شود.
املی کادیه-لوریو در اینجا از عامل اصلی بیماریهای ما نام میبرد: «سرمایهداری بیماریزا». این سیستم نابرابریهای اجتماعی در حوزه سلامت ایجاد میکند، برخی بیماریها را — به ویژه بیماریهای زنان یا اقلیتها — نامرئی میسازد و محیطهای مسموم، چاقکننده یا اعتیادآور تولید میکند.
پارادوکس اینجاست: خودِ سلامت به یک مزیت رقابتی تبدیل میشود. فردی که «سرمایه سلامت» بهتری دارد، بهتر کار میکند، پیشرفت میکند و از خود محافظت مینماید، در حالی که بدن به یک بازار تبدیل میشود. در سوی دیگر، آسیبشناختی کردنِ امور معمولی (مرض سازی وضعیتهای عادی)، قلمرو جمعیتهایی را که باید تحت درمان قرار گیرند را گسترش میدهد.
در برابر این «مراقبت از خود Self-care»، مراقبت جامعهمحو Community care ، سلامت به یک مسئولیت مشترک میان بیماران، کادر درمان، نهادها و محیطهای زندگی تبدیل میشود که از علوم انسانی و اجتماعی تغذیه میکند. از همین رو، توجه دوباره به مراكز سلامت جامعهمحور افزایش می یابد.
مسئله اصلی سیاسی است: سلامت از نگاه سرمایهداری با مردمسالاری سلامت وارد چالش و تنش میشود زمانی که بهداشت و درمان به یک کالای رقابتی ونه شرایط مشترک رهائی تبدیل می گردد. نویسنده نتیجه میگیرد که سلامت تنها زمانی معنا دارد که با عدالت اجتماعی و محیط زیستی، زیستپذیری زمین، کرامت و آزادی پیوند بخورد. سلامت اگر تنها به نسخه زیستشناختی خود تقلیل یابد، میتواند زمینه را برای بدترین دیکتاتوریها فراهم کند. بنابراین، سیاسیسازی دوباره سلامت و مراقبت، یک مسئله کلیدی برای نسلهای آینده است.
نوشته سینتیا فلوری Cynthia Fleury فیلسوف
برگردان: باقر جهانبانی
اومانیته
به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet