دیدگاه‌ها

تاملی برپیشنهاد حذف رشته فلسفه از مقطع کارشناسی

اخیرا” نظریه پردازان رژیم ولایت فقیه پیشنهاد حذف رشته فلسفه از مقطع کارشناسی را مطرح کرده اند. این «پیشنهاد» در«شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی» که زیر نظر «شورای عالی انقلاب فرهنگی» و به منظور کنترل گزینشی و بازنگری برنامه های درسی فعالیت می کند، با هدف پیشگیری از توسعه آموزش فلسفه علوم در مراکز دانشگاهی، تنظیم گردیده است. بهانه طرح این پیشنهاد گویا «نگرانی و دلواپسی» مسؤلین ازامکان بیکارماندن دانش آموختگان این رشته دانشگاهی می باشد، چرا که آنان صلاحیت اشتغال به عنوان «دبیرمعارف» را ندارند…

حذف این رشته، نشان از اوج ناتوانی مدرسین «معارف» درپاسخگویی به پرسشهایی است که دانشجویان این رشته، منطقا” در دوران تحصیل مطرح می نمایند. عامل اساسی درفرایند بن بستی که منجر به طرح این پیشنهادشده، عدم توانایی مدرسین معارف دینی در اقناع علمی دانشجویان و نیز به خطر افتادن حاکمیت قوانین منطبق بر شریعت تحمیل شده برجامعه می باشد. دیگر نکته دارای اهمیت در طرح این «پیشنهاد»، به چالش کشیده شدن این قوانین است که نقد بنیاد های نظری حاکمیت کنونی را درپی خواهد داشت.

در نظام آموزشی موجود میهن ما که پایه های آن بر جهل، جعل، خرافه و افترا نهاده شده، هنگام تدریس موضوع فلسفه وتکامل، مدرسان ذهن گرا قادر به تبیین حقایق جهان پیرامون نمی باشند.

هرشاخه ای از علوم بستری ویژه از واقعیت جهان را مورد بررسی قرار میدهد. فلسفه نیز عامترین پرسش ها را طرح نموده، به عامترین قانونمندی ها نظر افکنده وکلی ترین روابط ومناسبات جهان را بررسی می کند. رازهراس آلودگی رژیم های خرد ستیزهمچون رژیم ولایت فقیه، نسبت به علومی چونان فلسفه ودر مراحل عالی تر مانند فیزیک، اخترشناسی، ژنتیک و سایرعلومی که هریک به نحوی از انحاء خرافه های تنیده برذهنیت های آلوده را درهم می نوردد، درست در همین نکته نهفته است.

به گزارش خبرنگار «مهر»، احمد احمدی دبیر کارگروه فلسفه «شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی»، پیشنهادی مبنی بر حذف رشته فلسفه از مقطع کارشناسی را طرح کرده و گفته است: «دانشجوی مقطع کارشناسی رشته فلسفه بعد از اتمام چهار سال تحصیل نه می تواند معلم معارف شود و نه می تواند شغل مناسبی پیدا کند به همین خاطر پیشنهاد کردیم اگر رشته ای کارایی لازم را ندارد، تغییر کند و درمورد رشته فلسفه این کار انجام خواهد شد».

این در حالی است که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت «تدبیروامید»، از نرخ ۴۵ درصدی بیکاری درمیان فارغ التحصیلان دانشگاهی خبرمی دهد. علی ربیعی دوشنبه ۶ مرداد ماه در گفتگو با خبرگزاری مهر درخصوص برنامه های خود برای اشتغال دانش آموختگان گفت: «در جلسه ای که با رئیس جمهور در خصوص بررسی اشتغال دانش آموختگان استان سمنان داشته ایم، بررسیها نشان داد که دراین استان تنها ۴ درصد تولیدات آموزشی با نیازهای اشتغال تناسب دارد که این عدد خوبی نیست».

براساس گزارش رسمی مرکز آمار ایران که در ۳۱ تیرماه منتشر شد، نرخ بیکاری کشور در بهار سال جاری ۱۰ ممیز ۷ درصد بوده که نسبت به زمستان سال گذشته ۲ دهم درصد رشد داشته است. در این رابطه سایت «خبرآنلاین» نیز در۱۸ تیرماه بر اساس آمار رسمی، گزارش داد که از ۵۲ هزار و ۱۶۹ نفر بیکار فوق لیسانس و دکترای حرفه ای، ۱۱ هزار و ۸۸۶ نفر در رشته های علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق تحصیل کرده اند و ۱۲ هزار و ۳۵۳ نفر نیز دارای مدرک رشته های مهندسی، تولید و ساخت هستند.

موضوع نرخ بیکاری بالا، به ویژه بیکاری قشر تحصیل کرده در ایران سالهاست که مطرح است. این معضل جامعه، نه به رشته تحصیلی مربوط است ونه به فارغ التحصیلان رشته فلسفه، بلکه از عدم احساس مسؤلیت و ناتوانی سران حکومت ایران در اداره امور جامعه حکایت دارد.

با توجه به نقش پر اهمیت و انکارناپذیر جوانان و دانشجویان در تاریخ معاصر میهن مان، مجریان قوانین قرون وسطایی با افزودن طرح هایی کاملاً از پیش حساب شده، در نهان و آشکار و با سیاستهایی که گاه با فرود و فرازهایی نیز همراه است، همچنان در صددند با اجرای سیاستهای نا بخردانه و رسوا از تفکیک جنسیتی گرفته تا حذف برخی از رشته ها از جمله رشته فلسفه و روانشناسی که درسهای انتقادی، اندیشه ای و منطبق برمنطق و استدلال وابزاری مناسب برای در هم کوبیدن نهادها و نظامات کهن واحکام منسوخ ونیر ایجاد شک منطقی در مسائل به منظور یافتن حقایق عالی تر، با هر گونه جمود و مطلق سازی مغایرت دارند. ضربه نهایی را بر پیکر جنبش دانشجویی، وارد آورده و زمینه های به اصطلاح تحکیم حاکمیت چپاولگرانه شان را استوار سازند. و تا حد امکان بر جنبش دانشجویی کنترل همه جانبه ای را به صورت مستقیم و غیرمستقیم اعمال کرده واز روند تکامل اندیشه های علمی و کشفیات بزرگ دانش و پیشرفت های فن وفرهنگ جلوگیری نمایند؛ غافل از اینکه قانومندیهای طبیعی واجتماعی ایجاد یک سیستم فلسفی نو ومبتنی بر دستاوردهای علوم را به یک نیاز عینی تبدیل نموده است. این دستگاه فکری، مخاطبین خود را با فلسفه نوینیآشنا می سازد که از هر جهت با تمام سیستم های فلسفی پیشین تفاوت دارد؛ مبانی چنین فلسفه ای که نه تنها جهان را توضیح می دهد، بلکه افزار تغییر آن را نیز فراهم می سازد.

به همین منظور، رژیم ولایت فقیه برای پیشبرد این برنامه ارتجاعی در تمام زمینه ها، اقداماتی را به اجرا درآورده و یا در دستور کار قرار داده است؛ از جمله این اقدامات، »متناسب سازی» کتابهای درسی بر اساس جنسیت است. سیاستهای ضد انسانی وضد علمی رژیم همچونان ادامه دارد و جای هیچگونه خوش بینی در مقوله آموزش وپرورش وجود ندارد.

محمدرضا رضوان طلب، رئیس «مرکز جذب اعضای هیئت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری»، در نشست مشترک با دکتر محمد رعایایی سرپرست دانشگاه «شهید چمران» اهواز، گوشه هایی از سیاست ومعیارارزش های سیستم آموزشی در ایران را تبین کرد؛ او ازجمله گفت: «معیار ما ولایت است. همانطور که رهبری فرموده اند نمی پسندیم که دانشگاه ها باشگاه سیاسی شوند ». تأکید رضوان طلب بر این مسئله نشان میدهد که کوچکترین امیدی به برآمدن افقی روشن که نوید دهنده پایان این دوران تیره وتار در سیستم و محیط آموزشی جامعه ما باشد دیده نمی شود. درک چنین واقعیتی نشان از آن دارد که در چارچوب چنین رژیمی تغییرات بنیادی و با ثبات، در تمام عرصه ها به ویژه در سیستم آموزشی میهن ما امکان ناپذیر است، وعرصه مسئولیت انسان های آزاده و حق طلب را خطیرترمیسازد چرا که بی تردید، پیامدهای زیان بار آن خسارت سنگینی بر دوش آیندگان خواهد گذاشت.
مطلب رسیده

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا