اجتماعی

صدای زنگ مدارس، همراه با آهنگ گوشخراش خصوصی سازی و تبعیض

کلا نباید فراموش کرد که کاهش تدریجی و در آینده نزدیک، قطع بودجه آموزش و پرورش از طرف دولت ها که از دهه ۱۳۷۰، به دستور صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، توسط رفسنجانی در چارچوب طرح « تعدیل اقتصادی» به مرحله اجرا در آمد و در دوره احمدی نژاد، فقط نام آن تغییر و به طرح «هدفمندی یارانه» ها تبدیل شد، در دست اجرا می باشد. در اصل هدف از این طرح « حذف یارانه ها» و «آزاد سازی اقتصادی» در همه زمینه ها حتی آموزش و پرورش می باشد! در حالیکه مسئولین حکومتی نامش را ریاکارانه گذاشته اند « مشارکت مردمی در اقتصاد»…

سکوت اعتراضی مربیان پیش دبستانی، درست دو روز قبل از به صدا در آمدن زنگ مدارس در سال تحصیلی جدید، بر روی پلاکاردهایشان به فریاد های اعتراضی تبدیل شد، که نشانگر این واقعیت تلخ است که وزارت آموزش و پرورش در دولت « تدبیر» و «امید» هم به وعده داده شده در مورد لغو بخشنامه اخراج مربیان پیش دبستانی عمل نکرده است. در شهریور ماه نیز،‌ شمار زیادی از معلمان حق التدریسی و مربیان پیش دبستانی از سراسر کشور به نمایندگی از سی هزار معلم پیش دبستانی، در مقابل مجلس، وزارت آموزش و پرورش و نهاد ریاست جمهوری به منظور رسیدن به تنها خواسته شان که اجرای قانون « تعیین تکلیف » بود، به چندین تجمع اعتراضی دست زدند. و دولت »تدبیر» و «امید» به جای رسیدگی به خواست های معلم های زحمتکش کشورمان، آنها را مورد توهین، تهدید و حتی حمله نیروهای انتظامی قرار داد. یکی از مربیان پیش دبستانی به ایلنا در این رابطه گفت:‌ « ماموران حراست ادارات آموزش و پرورش استان های مختلف با شماری از مربیان پیش دبستانی حاضر در تجمعات روزهای گذشته تماس گرفتند، آن ها را بازخواست کردند و به آنان گفتند دیگر نباید به تهران بیایند»، در نتیجه آغاز سال تحصیلی برای معلم های زحمتکش کشورمان نه رسیدگی به خواست بر حق آنها، بلکه با توهین، بازخواست و تهدید همراه بوده است!
با توجه به اینکه همه ما می دانیم، مطابق اصل ۳۰ قانون اساسی دولت موظف است «وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد » اما برای فریب افکار عمومی مردم، هر سال یکی از مسئولین وزارت آموزش و پرورش، قبل از شروع سال تحصیلی، در مصاحبه های مختلف اعلام می کند « طبق دستور وزیر آموزش و پرورش دریافت شهریه یا کمک های مردمی از والدین دانش آموزان در زمان ثبت نام وجاهت قانونی ندارد» .اما متاسفانه در عمل خانواده ها هر سال مجبورند مبلغ بیشتری را تحت عنوان های مختلف از جمله کمک های مردمی در موقع ثبت نام کودکان خود بپردازند. علاوه بر این ها، در تاریخ ۲۹ شهریور خبرگزاری ایلنا در مطلبی از تبعیض و جداسازی دانش آموزان یک دبستان پسرانه، براساس مبلغ پرداختی والدین کودکان این مدرسه خبرداد. در متن این مطلب عنوان شده است « در دبستان پسرانه ای در منطقه ۵ تهران اقدام به تفکیک کلاس های درس به دو نوع هوشمند و غیر هوشمند(عادی) کرده اند که براساس دانش آموزانی که هزینه هوشمندسازی کلاس ها از سوی والدین آنها پرداخت نشده باشد، در کلاس های عادی تحصیل خواهندکرد.» این یعنی تبعیض!، تبعیض بین کودکان معصوم و آسیب پذیر جامعه، در مدارس ! این یعنی فاجعه برای کودکان ما که آینده سازان این مملکت می باشند!. اگر تا کنون در جامعه تبعیض در بین مدارس خصوصی و دولتی رواج داشت، اکنون در دولت «تدبیر و امید»، تبعیض در یک مدرسه، در بین کودکانی که والدین شان توان پرداخت ۲۳۰ هزار تومان را دارند، با کودکانی که خانواده های آنها، به دلایل مختلف که البته مهمترین آن وضعیت اقتصادی و درآمد ناچیز خانواده هاست ، و به همین دلیل قادر به پرداخت آن نمی باشند، رواج پیدا می کند. وضعیت اقتصادی دردناک خانواده ها، که نتیجه سیاست های ضد مردمی اقتصادی- اجتماعی حکومت ولی فقیه در دوران ۳۶ سال حکومتمداری می باشد، و نتیجه ای جز، توزیع ناعادلانه در آمد ملی، افزایش فاصله طبقاتی، بیکاری ، گرانی سرسام آور و غیر قابل کنترل … نداشته است. بنابر این مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه بر دوش خانواده های زحمتکش سنگینی کرده و دیگر خانواده ها توان پرداخت هزینه هوشمندسازی مدارس را برای کودک و یا کودکان خود ندارند. در حالیکه بر طبق اصل ۳۰قانون اساسی این وظیفه دولت است که وسائل آموزش و پرورش رایگان را تا دوره متوسطه فراهم سازد نه خانواده ها که برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیز در مانده اند.
مهدی بهلولی عضو کانون صنفی معلمان در گفت و گو با ایلنا در تاریخ ۲۹ شهریور در همین رابطه گفت: « متاسفانه آموزش و پرورش پولی شده است و پرورش فراگیر و همه جانبه استعدادهای دانش آموزان در نظر گرفته نمی شود.» البته سال هاست که صدای گوش خراش آهنگ خصوصی سازی آموزش و پرورش توسط دولت های مختلف ولی فقیه تحت عنوان مدارس غیر انتفاعی، به صدا در آمده است. قبلا نیزخبرگزاری ایلنا در تاریخ ۱۹ تیرماه امسال از قول یک فعال سندیکایی فرهنگیان گزارش داد:‌ « آموزش و پرورش دیگر دولتی نیست و معدود مدارس دولتی فعلی از کیفیت آموزشی پایینی برخور دارند… مدارس دولتی با تداوم روند کنونی به تدریج برچیده می شوند» . کلا نباید فراموش کرد که کاهش تدریجی و در آینده نزدیک، قطع بودجه آموزش و پرورش از طرف دولت ها که از دهه ۱۳۷۰، به دستور صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، توسط رفسنجانی در چارچوب طرح « تعدیل اقتصادی» به مرحله اجرا در آمد و در دوره احمدی نژاد، فقط نام آن تغییر و به طرح «هدفمندی یارانه» ها تبدیل شد، در دست اجرا می باشد. در اصل هدف از این طرح « حذف یارانه ها» و «آزاد سازی اقتصادی» در همه زمینه ها حتی آموزش و پرورش می باشد! در حالیکه مسئولین حکومتی نامش را ریاکارانه گذاشته اند « مشارکت مردمی در اقتصاد». و هر سال فریبکارانه عرصه آموزشی را بر دانش آموزان و خانواده های آنها تنگ تر میکنند. لازم است به چند خبردر این زمینه توجه کنیم: در ۱۴شهریور ماه نیز مدیر کل نشر و توزیع مواد آموزشی وزارت آموزش و پرورش گفت « برای کتب هیچ پولی به آموزش و پرورش نمی آید و همه ۱۲۰ میلیون کتاب درسی در بخش خصوصی تولیدمی شود و پول آن هم به همین بخش می رود، بنابر این هزینه قیمت تمام شده کتاب در بخش خصوصی مشخص می شود» و از سوی دیگر در تاریخ ۲۴ شهریور معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به بهانه اینکه «امسال نیز افزایش نرخ ارز داشتیم» با کمال بی شرمی اعلام کرد:‌« کتاب های درسی سال تحصیلی ۹۴-۹۳ به صورت میانگین ۷۰ درصد افزایش یافته است.»
بی جهت نیست که بر اساس آخرین تحقیقات صورت گرفته، کردونی، مدیر کل دفتر امور آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در رابطه با وضعیت تحصیل کودکان خیابانی آمارهای تکان دهنده ای را ارائه داد، که حاکی از رشد آمار کودکان بی سواد که اصلا مدرسه نرفته اند و یا کودکان ترک تحصیل می باشد. کردونی گفت:‌ « حدود ۶۰ درصد کودکان خیابانی ایرانی هستند! ( یعنی ۴۰ درصد باقی مانده، ایرانی نمی باشند، پس ما مسئولیتی در قبال آنها نداریم. درحالیکه بسیاری از این کودکان مادر ایرانی دارند و یا در ایران بدنیا آمده اند و بزرگ شده اند و در اصل ایرانی محسوب می شوند)، و ۴۵ درصد کل کودکان خیابانی ۱۴ تا ۱۰ سال سن دارند، ( چون بر اساس حقوق مدنی حکومت قرون وسطایی ولی فقیه، پسران ۱۵ سال کامل قمری می توانند ازدواج کنند و در نتیجه کودک محسوب نمی شوند)، بنابر این ۳۴ درصد از کودکان خیابانی در حال تحصیل هستند، ۴۰ درصد ترک تحصیل کردند و ۲۴ درصد از بچه ها اصلا به مدرسه نرفته اند.»
با توجه به آمار های داده شده، و سیاست های اقتصادی -اجتماعی و فرهنگی دولت های حکومت اسلامی در بیش از سه دهه حکومتمداری، کاملا روشن است که حکومت نه تنها در جهت رفع بی سوادی در جامعه گام موثری بر نمی دارد، بلکه به شکل های مختلف مشوق رشد بی سوادی می باشد! چرا که فقط و فقط در جوامع عقب مانده و بی سواد است که افکار واپسگرایی و مردسالاری مذهبی می تواند دوام داشته و رشد کند. تنها در جوامع فاقد از امکانات فراگیر و رایگان آموزشی است که افکار داعشی و انصارگونه حزب اللهی حکومت می تواند از نسل جوان بی اطلاع، نیرو جذب کرده و موتور سوار در خیابان ها به بهانه «امر به معروف و نهی از منکر» به حریم شخصی و خصوصی دختران و زنان ما دخالت و تعرض کنند و امنیت اجتماعی را برای نیمی از مردم ما یعنی زنان و دختران ناامن کنند و یا در اعتراضات زحمتکشان، به جای حمایت از اعتراضات کارگران، معلمان و دراویش معترض، به سرکوب آنها بپردازند. و فقط در جامعه فاقد از ارزش های علمی-فرهنگی است که حکومت می تواند سیاست های مرد سالارانه و زن ستیزانه اش را به جامعه تحمیل و زنان ما را از رفتن به برخی از رشته های دانشگاهی و مدارج عالی علمی و از حضور در عرصه های اقتصادی-اجتماعی و به خصوص فرهنگی جامعه باز داشته و خانه نشین کنند. باید از تجربه زنان درانقلاب مشروطه و بعد از آن بیاموزیم و دست در دست هم داده و با همه توان در جهت رفع بیسوادی در جامعه کوشا باشیم،‌ باید با آموزش خواندن و نوشتن به کودکان خیابانی و کار، راه زندگی را به آنان بیاموزیم. فقط و فقط با براندازی ریشه بی سوادی است که می توان جامعه را از عقب گردهای قرون وسطایی نجات داد !

ما زنان
http://mazanan.com

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا