فرهنگی

آرمانی نامیرا و آرزویی دست یافتنی ؛ یادی از سالوادور آلنده

تاریخ ازآن ماست٬ به یقین این آخرین باریست که باشما سخن میگویم.صدای من دیگربه شما نخواهد رسید، اما اهمیتی ندارد. شماسخنان من راخواهید شنید. این سخنان همیشه با شما خواهند بود.حداقل، خاطره شما از من، یادآورکسی خواهد بود که به میهنش وفاداربود. دراین لحظه ی تاریخی، قیمت وفاداریم به مردمم را با جانم پرداخت خواهم کرد.من به شما اطمینان میدهم که شعله ایکه ما اکنون در وجدان بیدار هزاران هزارشیلیایی برمیافروزیم، هرگزخاموشی نخواهد گرفت.دشمنان ماقدرت دارند و میتوانند مارا بخون بکشانند،اما ما بخشی ازیک روند اجتماعی هستیم که نه با جنایت و نه با قدرت قابل بازداری نیست.تاریخ ازآن ماست وتاریخ را مردم میسازند…

١١ سپتامبر ١٩٧٣ سالگرد کودتای نظامی در شیلی و سقوط دولت ملی سالوادور آلنده سیاست‌مدار مارکسیست توسطامپریالیسم امریکا و وابستگان آن است .

سالوادور آلنده (۲۶ ژوئیه ۱۹۰۸ – ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳) سیاست‌مدار مارکسیست و از بنیان‌گذاران حزب سوسیالیست شیلی بود.
او از نوامبر ۱۹۷۰ تا سرنگونی و مرگ‌اش در پی کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میلادی، رئیس‌جمهور شیلی بود.

از او به عنوان اولین رئیس جمهور مارکسیست که با رأی و دموکراسی به قدرت رسید نام می‌برند.

آلنده بیش از چهل سال در صحنهٔ سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. او پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۷۰ در مقام‌های سناتور، نماینده و وزیر کابینه فعالیت می‌کرد.

وی پزشک بود و مدتی به عنوان وزیر بهداشت خدمت نمود. آلنده سه بار در سال‌های ۱۹۵۲، ۱۹۵۸ و ۱۹۶۴ کاندیدای ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا این که در ۱۹۷۰ بالاخره در انتخابات برنده شد و تنها با ۳/۱٪ اختلاف با نفر دوم و ۸ درصد اختلاف با نفر سوم، از سوی مجلس به ریاست جمهوری برگزیده شد. در این انتخابات حزب کمونیست شیلی از حامیان اصلی سالوادور آلنده بود .

پس از رسیدن به ریاست جمهوری او برنامهٔ سوسیالیستی به نام راهی به سوی سوسیالیست را پیاده کرد و بسیاری از صنایع را ملّی اعلام کرد.

دولت او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و با کودتای نظامی به رهبری ژنرال پینوشه، فرمانده ارتش، سرنگون شد. اسناد فراوانی حاکی از حمایت و پشتیبانی دولت وقت ایالات متحده از این کودتا وجود دارد. به دنبال کودتای او در سال ۱۹۷۳ علیه دولت چپ سالوادور آلنده، هزاران نفر در شیلی به زندان افتاده و هزاران تن نیز شکنجه و اعدام شدند .

دولت ژنرال پینوشه از پشتیبانی کامل امریکا , انگلیس و دیگر کشورهای بزرگ سرما یه داری و انحصارات فرا ملی برخوردار بود .

طبق اعلام رسمی، پرزیدنت آلنده با یک کلاشینکف اهدایی از سوی فیدل کاسترو خودکشی کرده‌است. بنابر اسناد و منابع تاریخی و همچنین فیلم‌های مستند، وی هنگام به توپ بسته شدن کاخ ریاست جمهوری در جریان کودتای ۱۱ سپتامبر جان باخت.

آخرین سخنان سالوادور آلنده خطاب به مردم شیلی قبل از مرگ ؛

هم وطنان!
بی گمان این آخرین باری خواهد بود که من با شما سخن می گویم. نیروی هوایی برج های فرستنده پورتالس و کورپوراسیون را بمباران کرده است. کلمات من آکنده از تلخی نیست، اما سرشار از آسیب و نا امیدی است: این کلماتی است که آن هایی را که سوگند دروغ خوردند را اخلاقن محکوم می کند.

در برابر چنین حقایقی، تنها می توانم یک چیز به کارگران به گویم: ?من تسلیم نه خواهم شد!? در مواجهه با تصمیمی تاریخی، در این برزخ، به خاطر وفاداری به خلق، زندگی خودم را فدا می کنم، و با اطمینان به شما می گویم که یقین دارم دانه هایی که به دست ما در وجدان های شریف هزاران هزار شیلیایی کاشته شده است، هیچ گاه از میوه بارآوردن، باز نه خواهد ماند. نظامی ها نیرومند هستند، آن ها قادرند مردم را به اسارت خود درآورند، اما روند تکامل اجتماع را نه با جنایت مانع می توان شد، نه با زور. تاریخ در کنار ما است و مردم هستند که آن را می سازند.

کارگران میهن من!
می خواهم از شما به خاطر وفاداری و صداقتی که همواره نسبت به من نشان داده اید، سپاس گزاری کنم.

این آخرین حرف هایم است، بی یقین فدا شدن من بیهوده نه خواهد بود. من حتم دارم که این، دست کم درسی اخلاقی خواهد بود که خیانت، بزدلی و جنایت را محکوم خواهد کرد.

در این لحظات نهایی، آخرین چیزی که می توانم به شما به گویم، این است که امیدوارم از این رویداد ها بیاموزید: سرمایه خارجی و امپریالیسم همراه با ارتجاع فضای مناسبی برای نیروهای مسلح فراهم آورده است، تا به سنت های مرسوم خود (عدم دخالت ارتش در سیاست) پشت کنند؛ سنت هایی که ژنرال اشنایدر آموزش داده بود و فرمانده آرایا، بار دیگر آن ها را تصریح و تاکید کرده بود. آنان هر دو قربانیان همان شرایط هستند، قربانیان همان افرادی که اکنون پشت سرشان در انتظار ایستاده اند تا قدرت خود را دوباره از طریق مداخلات بیگانه، برای ادامه دفاع از امتیازات و منافع عظیم شان به دست آورند.

بیش از همه روی سخن ام با زن صبور سرزمین مان است، با زن دهقان که به ما ایمان داشت، با زن کارگر که بیش از حد انتظار کار می کرد، به مادر که از توجه عمیق ما به فرزندان اش آگاه بود. روی سخن ام با اهل حرفه های آزاد است که چون وطن پرستان رفتار کردند؛ به آن ها که تا چند روز پیش مبارزه را علیه شورشی که به وسیله اصناف حرفه ای اداره می شد، ادامه دادند. این قشر از اصناف به وجود آمد تا از امتیازاتی که سیستم سرمایه داری که به شمار کوچکی از افراد بود، دفاع کند. من با جوانان سخن می گویم، با آن ها که سرود خواندند، با آن ها که روح مبارزه جوی خود را به ما ایثار کردند. من با انسان شیلیایی سخن می گویم؛ با کارگر، با دهقان، با روشن فکر، با آنان که شکنجه و آزار خواهند دید، چرا که فاشیسم زمان درازی در وطن ما زیسته است؛ در اعمال تروریستی، انفجار پل ها، قطع خطوط آهن و خراب کاری در لوله های نفت و گاز.

نظر به سکوت کسانی که موظف به اجرای !!! (این بخش از گفته های آلنده
، به جهت غرش انفجارها شنیده نمی شد.) !!! تاریخ درباره ی آنان داوری خواهد کرد.

بدون تردید فرستنده ماخایه نس، محکوم به سکوت خواهد شد و طنین آرام صدای من به گوش شما نه خواهد رسید: این اهمیتی نه دارد. اما شما به چند نظر شنیدن صدای مرا دنبال خواهید کرد؛ من همیشه با شما خوهم بود؛ دست کم در شما خاطره انسانی موقر و شایسته را که به هم بستگی کارگران وفادار بود، برجای خواهم نهاد.

مردم باید از خود دفاع کنند، اما نه باید قربانی شوند. مردم نه باید به خود اجازه دهند که درهم شکنند، یا از میان برداشته شودند، مردم نه باید به خود اجازه دهند که تحقیر شوند.

کارگرام وطنم!
من به شیلی و سرنوشت آن ایمان دارم. شیلیایی های دیگری خواهند آمد و بر این دقایق تیره و تلخ، که خیانت در کار اعمال خویش است، غلبه خواهند کرد. شما باید این را به دانید که دیر یا زود، و خیلی زود خیابان های پهناور گشوده خواهند شد، تا در آن ها انسان های آزاد برای ساختن یک جامعه بهتر، رژه روند.

زنده باد شیلی!
زنده باد مردم!
زنده باد کارگران!

این آخرین حرف هایم است، بی یقین فدا شدن من بیهوده نه خواهد بود. من حتم دارم که این، دست کم درسی اخلاقی خواهد بود که خیانت، بزدلی و جنایت را محکوم خواهد کرد.
جمع آوری شده از سایت ها

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا