گوناگون

خشونت علیه زنان ،این خشونت به چه وسیله و چه زمانی قرار است محدود و کنترل شود؟

« روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان » است و ما در جامعه ای زندگی می کنیم که خشونت سیستماتیک علیه زنان، آنچنان در تار و پود قوانین و ساختارهای اجتماعی و سیاسی اش لانه کرده که بدون اراده ای جدی برای تغییر آن هرگز نمی توان امیدی به کاهش خشونت علیه زنان داشت. در حالی به روز جهانی منع خشونت علیه زنان را سپری می کنیم که هم چنان قوانین نابرابر در ایران زندگی بسیاری از زنان را تحت تاثیر قرار داده و از سوی دیگر به توجیه خشونت علیه زنان دامن زده است. سوال اصلی که ممکن است در این روز برای اکثر فعالان زنان مطرح شود این است که مرز این خشونت به چه وسیله و چه زمانی قرار است محدود و کنترل شود؟ چرا بعد از این همه سال مبارزه ی زنان برای رفع خشونت، هنوز خشونت هایی چون اسیدپاشی، قتل های ناموسی، تجاوز و آزار های جنسی در ایران ادامه دارد؟.زمانی که حاکمیت نسبت به پوشش زنان دخالت می‌کند و انواع و اقسام مجازات را در حق آنان روا می‌دارد، آگاه‌سازی زنان از حق کنترل بر بدن و حق داشتن زندگی بدون خشونت آسان نیست. در این زمان شاید نوشتن مقاله‌ها، منتشر کردن تجارب زنانی که از چرخه خشونت بیرون آمدند، برگزاری کارگاه‌ها در زمینه‌ی کاهش خشونت علیه زنان بتواند تا حدودی تاثیرگزار باشد هرچند که قابل‌مقایسه با نقش قوانین بازدارنده از خشونت نیست. خلأ قوانینی که از زنان در برابر خشونت‌های مردان به‌ویژه خشونت‌های فیزیکی حمایت کند در ایران به‌شدت احساس می‌شود…

خشونت علیه زنان چهره‌هایی گوناگونی دارد؛ فیزیکی، کلامی، اقتصادی و جنسی. خشونت علیه زنان محدود به طبقه خاص اجتماعی نیست. زنان در همه جای دنیا با هر سطح از تحصیلات یا درآمد، ممکن است قربانی خشونت باشند. دیده شده مرد تحصیل‌کرده نیز مانند مرد بی‌سواد همسرش را مورد ضرب و شتم قرار دهد یا با کلمات تحقیرآمیز با او سخن بگوید. در ایران آمار دقیقی از خشونت‌های خانوادگی یا مزاحمت‌های خیابانی علیه زنان در دسترس نیست. اما خشونت با ارائه آمار دقیق یا غیردقیق وجود دارد و همه ما چه در مورد خودمان چه در مورد دیگر زنان شاهد شکل‌های مختلف آن در جامعه یا درون خانواده هستیم.

گاهی فکر می‌کنم شاید بسیاری از مردان نسبت به برخی از خشونت‌هایی که در حق زنان اعمال می‌کنند آگاهی ندارند. به‌ویژه شکل‌های کلامی آن‌که مخرب‌تر از اشکال فیزیکی آن است بنابراین معتقدم که باید در مورد خشونت خانوادگی و انواع و اقسام آن بسیار گفت تا جامعه به‌خصوص مردان در مورد اشکال آن آگاه شوند و بدانند رفتارهای آنان تا چه حد می‌تواند برای زنان به شکل روانی یا فیزیکی زیان‌بار باشد.

حقوقی که به رسمیت شناخته نمی‌شود

به نظر می‌رسد تا زنان به آگاهی از حقوقشان نرسند شاغل بودن هم نمی‌تواند مانع اعمال خشونت علیه آنان شود. آنچه در مورد زنان به نظر می‌رسد ناآشنایی آنان و همسرانشان با آزادی‌هایی است که هر فردی به‌عنوان یک انسان از آن‌ها باید برخوردار باشد.  هنوز خانواده‌های زیادی فکر می‌کنند که دعوا و بگومگو شیرینی زندگی است و حتی اگر دخترشان مورد ضرب و شتم قرار گیرد او را تشویق می‌کنند که صبوری کند یا به خاطر بچه‌هایش رعایت کند و اصلا به کسی نگوید چراکه خوب نیست. دیگران بدانند اوضاع زندگی ما چقدر بد است.

باوجود چنین فرهنگی و در غیاب قوانینی که مانع خشونت خانوادگی شوند، زمانی که خانه امنی برای پناه بردن زنان به آن وجود ندارد، زمانی که حاکمیت نسبت به پوشش زنان دخالت می‌کند و انواع و اقسام مجازات را در حق آنان روا می‌دارد، آگاه‌سازی زنان از حق کنترل بر بدن و حق داشتن زندگی بدون خشونت آسان نیست. در این زمان شاید نوشتن مقاله‌ها، منتشر کردن تجارب زنانی که از چرخه خشونت بیرون آمدند، برگزاری کارگاه‌ها در زمینه‌ی کاهش خشونت علیه زنان بتواند تا حدودی تاثیرگزار باشد هرچند که قابل‌مقایسه با نقش قوانین بازدارنده از خشونت نیست. خلأ قوانینی که از زنان در برابر خشونت‌های مردان به‌ویژه خشونت‌های فیزیکی حمایت کند در ایران به‌شدت احساس می‌شود.

خلاصه ای از مقاله مریم رحمانی منتشر در بیدار زنی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا