دیدگاه‌ها

علی خدایی – مرد هزار چهره

جمع‌آوری و نگارش: مهرداد اخگر – مجموعه‌ای از اسناد درباره فعالیت‌های علی خدایی، سردبیر نشریه «راه توده» و مرد هزار چهره دستگاه‌های امنیتی حکومت جمهوری اسلامی

لیست مطالب:

۱. به جای پیشگفتار

۲. اشاره ای به مصاحبه خانم آذر جوانشیر (معتقدی) درباره اعلام خطر رفیق جوانشیر و موضوع حضور علی خدایی در زندان های رژیم و پاسخ علی عمویی

۳. «برگ آخر» – مقاله در افشای دروغ های گوبلزی علی خدایی در «یاد مانده» هایش – از جمله ادعای دروغین عضویت در کمیته مرکزی و دروغ های دیگر او در مورد چگونگی خروجش از ایران

۴. «تکذیبه ای بر فتوحات ناکرده آقای علی خدایی» – مقاله یکی از فدائیان خلق ایران (اکثریت) درباره دروغ های علی خدایی پیرامون نجات جان عده ای از رهبران فدائیان و انتقال آنها به افغانستان

۵. توضیح نوید نو در باره بخشی از یادمانده های آقای علی خدایی – افشای دروغ های علی خدایی درباره کمیته داخل و انتشار «نوید مردم»!

۶. «فانتزی های سریالی «راه توده»‌ برای فرار از پاسخ» – مطلب منتشر شده در سایت «نوید نو» در افشای شیوه های عملکرد علی خدایی و موضوع تشکیل کمیسیون رسیدگی به خلاف کاری های علی خدایی و برکناری اش از مسئولیت در افغانستان

۷. افشای دروغ علی خدایی درباره موضوع «خودکشی»

۸. «دروغ، دروغ و بازهم دروغ: رسوا شدن پرده های جدیدی از ادعاهای علی خدایی درباره چگونگی خروجش از ایران» – درباره مصاحبه «روز آنلاین» با بی بی کسرایی، دختر زنده یاد سیاوش کسرایی، و افشاء شدن دروغ های علی خدایی در مورد چگونگی خروجش از ایران با سیاوش کسرایی

۹. سایت اینترنتی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی و رهبر حزب کردن علی خدایی توسط این سایت

۱۰. «تفاوت میان اختلاف نظر و توطئه های دستگاه های امنیتی رژیم!»‌- موضوع تلاش های علی خدایی برای درهم پاشیدن حزب و چاپ نامه کذایی «ا.ک» که توسط دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی تدوین شده بود

۱۱. «دُم خروس اعتراض به هرندی و مصلحی و دفاع بی چون و چرا از روحانی»‌ – درباره اعتراض «راه توده» به وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد و اهمیت دادن او به تحلیل های کمیته مرکزی حزب توده

۱۲. «شارلاتانیسم سیاسی به چه معنا است – از شعار مبارزه مسلحانه تا پیروی از منویات رهبری» – درباره عملکرد مطبوعاتی علی خدایی به عنوان یک عنصر اطلاعاتی و سر دادن شعار ضرورت مبارزه مسلحانه در افغانستان برای به مسلخ فرستادن توده‌ای‌ها

۱۳. چند کلمه از زبان یکی از دوستان نزدیک و همکاران سابق علی خدایی در افغانستان

۱۴. به آنکه “طشت رسوایی‌اش از بام فرو افتاد”! – اعترافات ضمنی علی خدایی و مقایسه کردن خودش با متقی و عباسی!!

۱۵. دکان رمالی انتخاباتی و شرکت در “حماسه رهبری”

۱۶. تصمیم های مهم “برادران شورای سر دبیری راه توده” درباره ششمین کنگره حزب توده ایران: عملیات نجات علی خدایی! – از جمله درباره پرت و پلا گویی علی خدایی در برنامه پرگار بی.بی.سی که مانند سایت وزارت اطلاعات حکومت هدفش رهبر تراشی از علی خدایی بود

 

 

 

 

۱. به جای پیشگفتار

کتابچه حاضر تلاشی است در جمع آوری مجموعه ای از مقالات،‌مصاحبه ها و نوشته های گوناگون دربارهٔ علی خدایی، عامل اطلاعاتی و سردبیر نشریه «راه توده»، که زیر نظر دستگاه های امنیتی حکومت جمهوری اسلامی منتشر می شود. نفوذ دستگاه های امنیتی حکومت های جبار و ضد مردمی در سازمان های مترقی و آزادی خواه برای ضربه زدن و از هم پاشاندن این سازمان ها امر تازه ای نیست. در طول تاریخ معاصر میهن ما، از انقلاب مشروطیت تا به امروز، نمونه های تاریخی متعددی را می توان از این تلاش دستگاه های امنیتی داخلی و خارجی سراغ یافت که اثرات آن برای جنبش و نیروهای آزادی خواه بسیار مهلک بوده است. در دوران حکومت پلیسی محمد رضا پهلوی بخش مهمی از فعالیت های، سازمان امنیت حکومت، ساواک، متوجه کسب اطلاعات و به دام انداختن مبارزان راه آزادی بود. ماجرای عباس شهریاری، عامل ساواک، که برای سال های طولانی، زیر ماسک «مبارزه رادیکال» پنهان شده بود و توانست شماری از مبارزان فدائی و توده ای را به دام انداخته و روانه شکنجه گاه ها و میدان های اعدام کند، از نمونه های جالب و تکان دهنده درباره بی توجهی نیروهای مترقی و آزادی خواه نسبت به فعالیت و عملکرد دستگاه های امنیتی حکومت های دیکتاتوری است.

با پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، و ادعای انحلال ساواک شاه توسط حکومت خمینی این تصور خام در میان بخش وسیعی از نیروهای آزادی خواه و چپ ایجاد شد که می توانند با آزادی و علنیّت به فعالیت های خود بپردازند و دیگری خطری آنها را از سوی دستگاه امنیتی حکومت نوپا و انقلابی تهدید نمی کند. ولی خیلی زود روشن شد که حضرات به کمک افرادی همچون سرلشکر فردوست ساواک شاه را بازسازی کرده اند و تمام انرژی و برنامه هایشان متوجه «دشمنان حکومت»، یعنی همان نیروهای چپ و آزادی خواه، که رشد تصاعدی آنها در درون جامعه خطری جدی برای استقرار دیکتاتوری قرون وسطایی خمینی و طرفدارنش بود، کرده اند. یورش نظامی به کردستان، کشتار آزادی خواهان، اعدام های گسترده و ماجرای دستگیری مجاهد مبارز سعادتی و «اعترافات» او باید زنگ خطر جدی درباره فعالیت های فزاینده دستگاه های امنیتی حکومت جمهوری اسلامی و خطرات ناشی از آن می بود که متاسفانه با بی توجهی و غفلت گذشت ناپذیر رهبری نیروهای مترقی از مجاهد تا فدائی و توده ای رو به رو گردید. یورش یکان های امنیتی سپاه و وزارت اطلاعات حکومت خمینی به سازمان مجاهدین خلق ایران، در سال ۱۳۶۰ و دستگیری هزاران تن از اعضاء، هواداران و رهبران سازمان نشانگر آمادگی وسیع اطلاعاتی رژیم برای مقابله با مخالفان خود بود. در پی درهم شکستن سازمان های گسترده مجاهدین در درون کشور نوبت به حزب توده و سازمان فداییان خلق رسید. لو رفتن سازمان نظامی و مخفی حزب توده توسط پرتوی و کسانی همچون علی خدایی که بی شک تاریخ آینده کشور ما نکات تاریک آن را روشن خواهد کرد و دستگیری تقربیا تمامی رهبری و کادرهای بالای حزب نشانگر از کار طولانی اطلاعاتی سپاه و دستگاه های اطلاعاتی حکومت خمینی برضد نیروهای مترقی کشور بود. تلاش اینباره حکومت تمام کردن کار نیمه مانده ساواک پهلوی و درهم کوبیدن کامل و نابودی اعتبار معنوی چپ در ایران بود. برنامه های تلویزیونی اعترافات انسان های درهم شکسته شده زیر شکنجه های غیرانسانی جانورانی همچون شریعتمداری، لاجوردی، نیری و دیگر سربازان «گمنام امام زمان» و کارزار تبلیغاتی گسترده برای بی اعتبار کردن حزب و نیروهای طرفدار آن اثرات فاجعه باری برای جنبش کارگری ایران ببار آورد.

با وجود دستگیری هزاران مبارزه راه آزادی و توده ای برنامه های دستگاه های امنیتی حکومت برای نابودی جنبش چپ در ایران هنوز خاتمه نیافته بود. تمرکز بر روی سازمان فدائیان خلق(اکثریت) و تلاش برای جلوگیری از سازمان یابی مجدد توده ای ها و انسجام تشکیلاتی ادامه همان برنامه حملات گسترده بر ضد جنبش توده ای در ایران بود که تا به امروز ادامه یافته است. افزون بر کمک به دامن زدن به اختلافات، که بخش هایی از آن به دلیل بحران نظری –سیاسی در میان توده ای ها و تقسیم شدن حزب به طرفداران و مخالفان خط گذشته حزب در حال گسترش بود، بر اساس اطلاعات موجود دستگاه های امنیتی حکومت اقدام به اعزام کسانی به خارج برای نفوذ در باقی مانده این نیروها کردند. این نگرانی ها در همان دوران از طریق رفقای شوروی و افغانی به رهبران حزب منتقل می شد. ماجرای علی خدایی، مامور اطلاعاتی رژیم نیز از این جا شروع می شود. پس از پایان یافتن کار علی خدایی در ایران در زمینه کمک به دستگاه های امنیتی برای شکار باقی ماندگان سازمان های مخفی حزب، رژیم تصمیم به اعزام او به خارج کرد و برای اینکار نیز می بایست داستان قابل قبولی را نیز تهیه می دید. این سناریوی کذایی خروج «جیمز باندی» از ایران را می توان در همان «یاد مانده ها» خدایی و افشای دروغ بودن آنها در همین مجموعه یافت.

آنچه در این مجموعه آمده است بخشی از اسناد و مطالب جمع آوری شده درباره فعالیت های مخرب و اطلاعاتی علی خدایی است. نکته جالب و در عین حال تأسف بار، از نظر نگارنده، در اینجا است که شماری از توده ای ها و همچنین بخشی از رهبران گذشته سازمان که امروز به راه دیگری رفته اند، گهگاه از سر مخالفت با رهبری کنونی حزب، و زیر شعار دفاع از «پلورالیسم سیاسی» عملا به دفاع از این عنصر اطلاعاتی پرداختند. تأسف بارتر اینکه در دو سال گذشته با روشن شدن دروغ های علی خدایی و فرو ریختن ماسک او به عنوان یک «توده ای اصیل» و پیروی خط «زنده یاد کیانوری»، شماری از همین افراد و یاران سابق او مدعی اند که ما «از همان ابتدا هم به او مشکوک بودیم» ولی هنوز این افراد جسارت انتقاد از عملکرد شان در این زمینه را ندارند.

افشای علی خدایی، به عنوان یک عامل اطلاعاتی که در طی تمام این سال ها نه تنها درباره فعالیت توده ای ها و رهبری آن، بلکه همچنین درباره نیروهای دیگر مانند فدائیان و حتی نیروهای مترقی افغانی مشغول فعالیت اطلاعاتی بوده است، یک وظیفه انقلابی-انسانی است که درنگ در آن تنها کمک به ادامه کاری دستگاه های امنیتی حکومت جمهوری اسلامی در این عرصه است. به راه انداختن «راه توده» با هدف مشخص به راه اندازی جنگ روانی-تبلیغاتی گسترده به منظور بی اعتبار کردن حزب و رهبری آن‌،‌هدف دیگر ایجاد تشتت و تفرقه و در واقع تبلیغ خط آشکار و نهان حمایت از جمهوری اسلامی را نیز دنبال می کرد که اسناد آن در همین مجموعه آمده است.

حرف آخر اینکه امید هست این مجموعه کمک کوچکی باشد به مبارزان راه آزادی در مقابله با فعالیت دستگاه های امنیتی حکومت ولایت فقیه و عوامل اطلاعاتی آن و همچنین هشداری برای همه نیروهای مترقی و آزاد اندیش باشد که نمی توان بر پایه نظریه «انشاالله گربه است» چشم ها را بر واقعیت بست و این بخش از فعالیت های دستگاه های امنیتی رژیم را کم اهمیت و کم تأثیر قلمداد کرد. افشاء و طرد علی خدایی به عنوان یک عامل خطرناک دستگاه های امنیتی حکومت جمهوری اسلامی،‌برای همه نیروهای انقلابی کشور و همه کسانی که در مهاجرت به سر می برند یک وظیفه ملی-انقلابی است.

 

مهرداد اخگر

مهرماه ۱۳۹۳

 

متن کامل کتابچه (بصورت PDF)

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا