زنان

زنان سرپرست خانوار و«تحقیرهای اجتماعی»

دغدغه اصلی زن ستیزان حاکم نه تحکیم بنیان های خانواده و حمایت از زنان، بلکه محروم کردن زنان از حقوق اجتماعی و فروپاشاندن خانواده در جهت مقاصد غارتگرانه است.زنان سرپرست خانوار، به هر دلیلی که سرپرست خانواده را از دست داده‌ باشند با مشکلات بسیار زیادی روبرو هستند. بیشتر آنها به دلیل نداشتن پشتوانه‌های مالی، درگیر تامین مخارج زندگی خود و فرزندان شان هستند و همیشه نگران وضع موجود و آینده فرداهای نیامده. زنان سرپرست خانوار در کنار مشکلات اقتصادی و مالی دچارآسیب‌های متعدد اجتماعی و همیشه نگران نگاه‌های نامناسب و تحقیرهای اجتماعی هستند و همین نگرانی موجب آثار تهاجمی درآنها می شود. آمارهای  به خوبی نشان می دهند که بعد از سه دهه حاکمیت رژیم ولایت فقیه ، به جز فقر، بدبختی، اعتیاد، فروپاشی خانواده و محروم کردن آنان حتی از ابتدایی ترین حقوق شان، چیزی بیشتری نصیب زنان میهنمان نگردیده است…

زنان سرپرست خانوار احساس حقارت می‌کنند
بدون شک زنان سرپرست خانوار که به هر دلیلی سرپرست خانواده را از دست داده‌اند با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند و بیشتر آنها به دلیل نداشتن پشتوانه‌های مالی درگیر تامین مخارج زندگی هستند وهمیشه نگران وضع موجود و آینده فرداهای نیامده هستند. زنان سرپرست خانوار در کنار مشکلات اقتصادی و مالی دچارآسیب‌های متعدد اجتماعی و همیشه نگران نگاه‌های نامناسب افراد جامعه هستند و همین نگرانی موجب آثار تهاجمی در زنان می‌شود واین احساس به حدی بزرگ و قابل لمس است که مشکلات اقتصادی آنها را تحت‌الشعاع قرارمی‌دهد. نگاه جامعه به این زنان و برچسب‌هایی که گاهی به آنها زده می‌شود باعث به وجود آمدن حس حقارت در آنها شده است. در موضوع زنان سرپرست خانوار دو موضوع وجود دارد یکی نگاه عمومی و فرهنگی جامعه نسبت به زنان است و دیگری نگاه دستگاه‌ها و سازمان‌های حمایتی است و می‌توان گفت بخشی از حس حقارتی که در زنان به وجود می‌آید برخوردهایی است که برخی نهادها و سازمان‌ها با آنها دارند البته این نوع برخورد در کمیته امداد و بهزیستی و دستگاه‌هایی که واحد مددکاری دارند به نسبت کمتر است. در روانشناسی بحثی به نام روانشناسی فقر وجود دارد و در آن بخش یک شخصیت وجود دارد که به آن کاراکتر فقیر می‌گویند و این شخصیت به خودی خود احساس عزت نفس پایین دارد و خودباوری در او به شکل قابل توجهی پایین است و در جامعه زنان سرپرست خانواری را مشاهده می‌کنیم که با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به‌دلیل وسعت مشکلات خودباوری‌های خود را از دست می‌دهند. اغلب زنان سرپرست خانوار به لحاظ مالی و اقتصادی زیرخط فقر هستند و احساس حقارت و تحقیرشدن در آنها با برخورد نامناسب و بدپرسنل برخی دستگاه‌ها و نهادهای حمایتی تشدید می‌شود. به‌عنوان مثال با آمدن زنان بی‌سرپرست به مجموعه‌ای برخی از پرسنل می‌گویند وای بازهم این زن آمد و همین نوع نگاه و بیان کلمات باعث می‌شود زنان احساس کنند که تحقیر شده‌اند و همین حس حقارت در آنها موجب تنش‌های روحی و روانی می‌شود. این نوع نگاه جامعه به زنان سرپرست‌خانوار منجر به سرخوردگی می‌شود و این حس استیصال و سرخوردگی در تربیت فرزندان آنها بسیارموثر است و نقش منفی دارد. نکته مهم‌تر در زندگی این زنان این است که آنها مجبورند درزندگی هم نقش پدر را ایفا کنند و هم نقش مادری خود را به نحو احسن انجام دهند و این حس حقارت پیامدهای منفی در زندگی آنها و در تربیت فرزندان خواهد داشت. به اعتقاد من یکی از راه‌های کاهش این آسیب، آموزش پرسنلی است که با این گروه از جامعه در ارتباط هستند و متاسفانه تا امروز کار جدی و منسجمی در رابطه با آموزش پرسنل انجام نشده است. با آموزش کارکنان و پرسنل دستگاه‌های حمایتی متوجه می‌شوند که مددجویان از اقشار آسیب‌دیده اجتماعی هستند و نیاز به حمایت دارند و نوع نگاه و برخورد وحتی استفاده از کلماتی که استفاده می‌کنند بر روحیه زنان سرپرست خانوار و دیگر اقشار آسیب دیده اجتماعی تاثیرمی‌گذارد. مطالعات نشان داده است که بیشتر زنان سرپرست خانوار احساس افسردگی می‌کنند و ازآینده مبهم و نامعلوم فرزندانشان دچار اضطراب و نگرانی هستند و این اضطراب به خودی خود احساس حقارت را در آنها بالا می‌برد و به‌دلیل اینکه نمی‌توانند وسایل و امکانات مورد نیاز فرزندان خود را تهیه کنند دچار خودخوری و خودکم‌بینی می‌شوند و احساس حقارت درآنها افزایش می‌یابد و همین امر روی بازدهی و تربیت فرزندان آنها تاثیر مستقیم دارد.

آرمان -فرید براتی‌سده: روانشناس و مدرس دانشگاه

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا